به رنگ پاییز
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
رویاهایم در مه گم میشوند و چشمهایم آفتاب را غمگین میکنند. و این بغض لعنتی که را گلویم را بسته وقتی عصر چترش را روی بیهودگی آدمها باز کرد نگران مردی باش که به رنگ درختهای پاییز درآمد و خیال همه ی کلاغ های آسمان را راحت کرد.
زلف چلیپا
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
دل در هوس زلف چلیپات به دام است بیچاره ندانست که آن دانه کدام است جز راه عبادت نرود پای دل از عشق تا ساقیِ میخانهی چشمِ تو امام است غافل نشد از دیدن انوار جمالت آن فرد که پیوسته لبش در لب جام است صد شکر که هوش از سر و جان رفت به راهت با مستیِ صهبات که تا حشر مدام است بیهوده نمی گردم شب بر سرِ
... کشته خوابم را ...
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
چه در القای شادی ها چه در ابقای غم هایم تویی قادر به تقدیرم مقدّر می کنی آن را در افکارت غزل هایم سیه مشقی ست از غصه ولی از غیرت عشقست و قدرت می دهد جان را شدم افسرده مدفون در وفور برفِ فقدانت ندارد فایده حرفی،تویی غافل ز فریادم دلم آتشفشان ست و جگر فوّاره ای از خون ز هجر دلبر شیرین پریشان همچو ف
حامد فلاحی راد
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
خوشم كه زير لواي عقيلة العربم غلام روضه سراي عقيلة العربم من از قبيله ي سلمانیانم و عجمم به شهر، شُهره گداي عقليه العربم من از عشيره ي شيران، مدافعان حرم سرم سرم به فداي، عقيلة العربم ز كار و بار خودم ميزنم به روضه روم عجيب نيست، براي عقيلة العربم كه قوت غالب من چاي روضه هاي شماست هميشه عاشق چا
ویژگی ها و ماهیت شعر سپید
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
ویژگی و ماهیت شعر سپید شاید روح انسان شعری از خداوند باشد...! ابتدا باید به خود کلمه (شعر) بپردازیم و آنگاه قالب شعر سپید. تعاریف زیادی از شعر صورت گرفته که به چند مورد آن اشاره می کنیم. هرچند این تعاریف معنای ژرف شعر را به طور کلی نمیتواند بیان کنند، تعریف شعر کاری بس دشوار و پیچیده است ، چرا
راه را هموار کن
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
راه را هموار کن جاده زیبا شده است زائران می آیند آن فرودست ها را عاشقی ، در پی خدمت زائر باشد سوی موکب ها را , چای زائر همچون ، جای زائر برپاست راه را هموار کن شايد اين راه روان , مي رود پاي فرهنگ وطن , تا فرو شويد هر شور گناه دست خادم شايد , واکس عشق می زند او زائری پای برهنه آمد لب راه راه را هموا
عکس
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
سالهاست در خانه ام دوعکس از تو دارم عکسی قاب شده روی دیوار که لبخند می زند با او همیشه درد دل می کنم لبخند می زند از خاطرات گذشته می گویم لبخند می زند از اکنون گلایه می کنم لبخند می زند ودیگر عکسی که نفس می کشد راه می رود می خورد و می آشامد می خوابد و بیدار می شود نه!اما لبخند می زند نه می گرید می د...
وضعیت انجمن شعر طنز
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
اشعار در این انجمن، کمرنگ گشته گویی که طنزِ بچه ها چون سنگ گشته شعرش که کم، طنزش که کم، دیگر چه گویم؟ کمرنگیِ اشعارِ ما فرهنگ گشته تا یک نفر آمد که شعری را بخواند شاید که دیوی دیده و جیم فَنگ گشته! اصلاً تو گویی عضویت در شعرِ طنزش جیز است و دشنام است و حتی اَنگ گشته تعدادِ دیدن ها اگر باشد چو آو
ترانه ی تشییع
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
ترانه ی تشییع ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان بعد از تو در باران توقف کرد جهان در خواب با رویا تصادف کرد خودش را آفتاب از کهکشان انداخت دلش را ماه توی برکه ها تف کرد درختان گیسوان خویش را کندند و خون بر سنگفرش کوچه ها پف کرد و دریاه
«ابلیسه...»
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
«ابلیسه...» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قدیسه ... تنها منتظر محزون نشسته... قدیسه روی نیمکت میدون نشسته قدیسه با نان و شراب و تاجی از خار و عشق ... زیر نم نم بارون نشسته قدیسه از میلاد تا عصر رنسانس در انتظار مردی از صهیون نشسته مردی که با سیگار روشن لا
نفرت به علاوه ی چند پاییز...
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
مسیر مزار مرافرشته فرش کن نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! بگو گورم را مشرف به آفتاب بِکنند... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! شعله... پشتِ شعله... چقدر چراغ در چشمان تو کشته... روی کشته... چقدر چریک در چشمان من بگو اسب ها راازاصطبل صدایم به سمت دشت هِی کنند فرود گام های تو برپَر... نفرت ...
بکارت سپید
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
بهار هتک بکارت برف بود رفیق... یادش به خیر زمستان یادش به خیر زمستان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محمدجعفرسلگیm.j.x
فرعون نترس وضع تو بدتر نمی شود...
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
گفتی نخور غصه خدا این حوالی ست این حرف های ساده ی تو از زلالی ست گفتی که صبح می رسد از راه ناگهان، دلخوش نکن مرا که نبی ات خیالی ست خاتم* به دستانِ شیاطین ربوده شد این گرگ زاده است که بر روی قالی ست! کشتی نساز روز رهایی نمی رسد این شهر سال هاست که از نوح خالی ست دیگر عصای معجزه ها رم نمی کند د
خواب آشفته
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
چه معصوم بودی کنارم یه روز... یه کم بی تفاوت ولی مهربون چه طوفانی اومد تو این زندگی... که آوار شد رو سرم آسمون میدیدم حواست یه جای دیگه س... میدیدم که دستات سرده برام میگفتم ولی عشق من پیشمه... از این سرخوشی بیشتر چی بخوام میبینی که من سرخوشم نازنین... از این خنجری که تو قلبم زدی عجب ضرب شستی داری
من عاشقم
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
زمین می چرخد خورشید می سوزد و گرما می دهد سیاه چاله ها سیاه تر می شوند آن سوتر دنبال ریسمانی برای عقاید ریسمان اند وَ من عاشقم لیلی طلب مهریه ی خود از مجنون دارد فرهاد در حال تیز کردن تبر خود است بهرام گور دنبال عیشی تازه جهان پشت میز من نشسته وَ من عاشقم کوروش در حال بخشش آدم سزار در فکر مرزهای ب
آیریلیق
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 14:09
بو قریب اؤلکه ده ایل لردی فغان ائیله ییرم آغلاییب سیتغاییرام قلبیمی قان ائیله ییرم سینم اوسته ائله بیل داغ چؤکونوبدور نییه کی آیریلیق دردینی سینم ده نهان ائیله ییرم الیم الدن اوزولوبدور منه اولموش بو یقین آنجاق هردن دلی تک وصله گومان ائیله ییرم ایسته رم کی اوره ییم وصله اومود باغلاماسین سیلیرم خا
و تو هرگز مرا نشناختی
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 18:54
من از دور ترین جزیره دریای نور تو را در میان جامع ماهیان دیده ام من تو را سال ها زیسته ام کشتی من از هجوم تو به گل نشست و تو هرگز مرا نشناختی و تو هرگز مرا نشناختی
زمان ِ بدرود
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 18:54
حرمتت را نگه نمی دارند فاصله حرف تازه ای دارد تو به رفتن عجیب محکومی بر مزارت ترانه می بارد بر مزارت ترانه می بارد آن زمانی که گرم بدرودی متعجب شدی از این همه عشق ظاهرا مرد لایقی بودی ظاهرا بعد رفتن هر کس قصه این طور می شود تکرار مرثیه پشت ِ مرثیه یا شعر "نازنین بود و گرم و بی آزار" با دوصد حسِ ناب ...
شعر پرواز
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 18:54
پرواز چشم دارم به رخت مرغ خوش اواز ديده دارم به رهت تا تو بياي كه مرا ميكشد اين حسرت پرواز قلب افاق كه اغوش گشادست به من ; دوست دارم كه كنم باز پر و پر بكشم همچون باز و چنان تنگ بگيرم به بغل او را كه نكند هيچ كسي اين گره پر خم باز دست من گير و مرا ته مرداب كه مرا سخت گرفتست در اغوش رها كن خانه ويران...
بیش از تو ، من عاشقترم
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 18:54
بنشین تماشایت کنم،ای زهره ی تابان من محوِ نگاهت گشته ام،پلکی مزن جانان من پروانه ی بیدل منم ، شمع فروزانم تویی در آتشت سوزم همی،ای شعله ی رقصان من مستیّ عشقت مذهبم،وهمت نماز هر شبم نامت چو ذکری بر لبم،ای دین و هم ایمان من از رفتن و هجران مگو،عیشم چنین ناقص مکن امشب شرابی ده مرا از نوش لعلت،جان م