سالهاست
در خانه ام
دوعکس از تو دارم
عکسی قاب شده روی دیوار
که لبخند می زند
با او همیشه
درد دل می کنم
لبخند می زند
از خاطرات گذشته می گویم
لبخند می زند
از اکنون گلایه می کنم
لبخند می زند
ودیگر
عکسی که
نفس می کشد
راه می رود
می خورد و می آشامد
می خوابد و بیدار می شود
نه!اما
لبخند می زند
نه می گرید
می دانم
عکس روی دیوار اگر نبود
از تنهایی
دق مرگ می شدم