خرید بک لینک
دل در هوس زلف چلیپات به دام است
بیچاره ندانست که آن دانه کدام است

جز راه عبادت نرود پای دل از عشق
تا ساقیِ میخانهی چشمِ تو امام است

غافل نشد از دیدن انوار جمالت
آن فرد که پیوسته لبش در لب جام است

صد شکر که هوش از سر و جان رفت به راهت
با مستیِ صهبات که تا حشر مدام است

بیهوده نمی گردم شب بر سرِ هر بام
پیداست به هر گوشه که آن ماه تمام است

والله "رها" از غم دوران شدهام تا
دل در هوس زلف چلیپات به دام است


................
بداهه 96/1/20

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:09

صفحه بندی