ویژگی و ماهیت شعر سپید
شاید روح انسان
شعری از خداوند باشد...!
ابتدا باید به خود کلمه (شعر) بپردازیم و آنگاه قالب شعر سپید.
تعاریف زیادی از شعر صورت گرفته که به چند مورد آن اشاره می کنیم.
هرچند این تعاریف معنای ژرف شعر را به طور کلی نمیتواند بیان کنند، تعریف شعر کاری بس دشوار و
پیچیده است ، چرا که خود شعر پیچیدگی ها و زاویه های متفاوتی دارد.
تعریف شعر:
- بو علی سینا در شفا می گوید: شعر، کلامی خیال انگیز است که از اقوالی موزون و متساوی ساخته شده باشد
- افلاطون در رساله ی «ایون» خود، شعر را مولود شوق و الهام می خواند.
- دکتر زرین کوب، شوق الهام را تعبیر عارفانه ای از تخیّل می داند.
- دکتر خانلری اعتقاد دارد شعر القای حالات نفسانی است
.دکتر شفیعی کدکنی نیز اعتقاد دارد شعر چیزی نیست جز به موسیقی رسیدن کلام و می گوید: شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گوینده ی شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند."
در جای دیگر می نویسد:
"شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد."
دکتر زرین کوب می گوید: شعر دارای ماده و صورتی است.ماده ی آن معنا و مضمونی است که اساس آن را تشکیل می دهد و صورت آن وزن و آهنگی است که شعر را از انواع دیگر سخن جدا می سازد و ترکیب این دو را شعر می نامند.
هواداران متعصب آن را هنر برتر شمرده اند ، زیرا توان تصویر و نمایش شعر ، از صورت ذهنی و انتزاعی بیش از سایر هنر هاست .با موسیقی ارتباطی تنگاتنگ دارد و نوعی وزن بیرونی ، علی رغم پندار نو پردازان ، از لوازم حتمی آن است.
و بنیانگذار شعر زلال ( دادا بیلوردی ) شعر را چنین تعریف می کند:
شعر،کلامی تآثیر گذار است که قدرتش از صحبت معمولی بیشتر می باشد و به دو نوع تقسیم می شود:
1- شعر در قالب نظم: که پندها و قصه ها و سخنان آرایه دار و تصویر و تخیل و کلام معجزه آسا در آهنگی موزون و قالبی منظوم و مشخص قرار می گیرد.
2- شعر در قالب نثر: که فقط سخنان دارای تصویر و تخیل و کلام معجزه آسا را در بر می گیرد و قصه ی ساده و کلام ساده و پند ساده را شامل نمی شود.
باری ما نمیتوانیم بگویم شعر از کجا شروع شد و به چه دلیل، شاید از زمان پیدایش انسان ! شاید
آوازی برای معشوق و شاید لالا لالا لالا ... مادری برای فرزندش بوده...!
عناصر مهم شعر سپید: موسیقی ، تکرار، قرینه سازی، ایجاز، ترکیب سازی، کلمه
شناسی، تناسب، دستور زبان، منطق شعری، شکل ذهنی،قافیه، وحدت معنایی.
شعر سپید:
شعر سپید قالبی با وزن و آهنگ درونی جدا از عروض و بدون جای مشخص برای قافیه، یا حتی بدون
آن. حال می بینیم با این اوصاف سرایش این نوع شعر کار ساده ای است!
و به همین خاطر متاسفانه با شعرهای رو به رو می شویم که از خواندن آن ها لذتی نمی بریم
چرا که شاعر با کمترین اطلاعات در مورد شعر و ( مطالعه) در این قالب دست به قلم می شود .
ولی در واقع شعر سپید قالبی با پیچیدگی ها و ویژگی های خاص خود می باشد ، شناخت و به
کارگیری آنها برای شاعر کاری بس دشوار است حتی سخت تر از قوالب دیگر!
شعر سپید بیشترین آزادی را به شاعر میدهد ولی از این نکته که بیشترین امتحان را از شاعر پس
میگیرد نباید غافل ماند، چرا که شاعر نمی تواند پشت وزن و عروض و قافیه پنهان شود.
همان طور که میدانید پدر شعر سپید احمد شاملوی بزرگ است یک وزنه بزرگ برای طرفداران
و شاعران این سبک شعر.
چرا شعرهای شاملو جاودانه شد ؟
ویژگی های این قالب فاخر را بررسی می کنیم. البته به صورت ساده و روان ونه تخصصی .
ترکیب سازی:
واژه ها ابزار کاری شاعر هستند حال استفاده از این واژه ها را به صورت ترکیب می بینیم.
کلمه قناری و کلمه کباب می بینید که دو کلمه بسیار متداول و ساده هستند که احمد شاملو
از ترکیب این دو کلمه کباب قناری و آتش – سوسن و یاس با استفاده از استعاره ها چه ترکیب
بدیع و زیبایی ساخته، و درون مایه زیبای شعرش را مزین کرده.
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
به روز بودن شعر سپید:
به روز بودن و زبان امروزی این سبک شعر برای مخاطب بی حوصله امروز که از شکست ارکان
و از کلمات ثقیل سردر نمی آورد و حوصله پیگیری ندارد شعری است که به راهتی با آن
ارتباط برقرار میکند . زبان امروزی این شعر باعث می شود شاعر بتواند در مورد مسائل امروزی
که در جامعه جاریست به راهتی با استفاده از کلمات اضافه شده به ادبیات فارسی که جای در
ادبیات کهن ندارند شعر بسراید.
در شعر سپید باید از نمادهای نو و بدیع استفاده شده و نمادهای کلیشه ای گذشته کنار گذاشته شود.
ایجاز: ( بیان معنی زیاد با الفاظ کم)
ایجاز رکن جدایی ناپذیر شعر و بخصوص شعر سپید است . ایجاز یعنی بیان مفاهیم بسیار
با کلمات مناسب و عین حال ژرف و عمیق.
ایجاز در شعر سپید هم در سطرهای شعر به صورت مستقل(ایجاز افقی) و هم در کلیت شعر(ایجاز
عمودی) باید نمود داشته باشد.
مثال:
در پنجسالهگی
بادیه بر کف
در ریگزارِ عریان به دنبالِ نقشِ سراب میدویدم
پیشاپیشِ خواهرم که هنوز
با جذبهیِ کهربایییِ مرد
بیگانه بود.
(قسمتی از شعر من بامدادم سرانجام احمد شاملو)
خواهرم که هنوز با جذبهیِ کهرباییِ مرد بیگانه بود: (خواهرم هنوز عاشق کسی نشده بود و ازدواج
نکرده بود و جذب هیچ مردی نشده بود چون بالغ نشده بود و با من بازی میکرد!) به چه زیبای ایجار
رعایت شده ، و همچنین در جریان کلی شعر . در شعر(من بامدادم سرانجام)احمد شاملو از بدو تولد
تا لحضه مرگ خود ، طرز تفکر و جریان های مهم زندگیش را در دو صفحه می سراید (ایجاز عمودی).
وحدت معنایی:
شعر باید به دنبال جریان معنایی که دارد باقی بماند و شاعرباید از پراکنده گویی کردن در شعر
خود داری کند روند شعر را از ابتدا تا پایان شعر بر یک معنای واحد استوار سازد.
تکرار در شعر سپید:
تکرار به تقویت موسیقی درونی کمک می کند و به ایجاد وحدت بین شاعر و مخاطب.
تکرار ایجاد خلاقیت در شاعر می نماید و گاهی مکث برای ذهن مخاطب و جلوگیری از
بی حال و سست شدن شعر، شاعر می تواند موضوع شعر را در تکرار برجسته کند.
تکرار گاهی برای تاکید بر یک موضوع یا حس درونی شاعر باشد.
تکرار برای تصویر سازی نیز به کار میرود مثل :
خون رگان خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگریم
تا باورم کنند.
شعر نمایشی در شعر سپید:
که زیاد به آن توجه نمی شود .
یکی از نمونه های زیبا برای سرودن شعر سپید شعر نمایشی است شاعران کمی توانسته اند
به این مهم دست یابند از جمله پدر شعر سپید ،مطالعه نقاط اشتراک دو حوزه نمايش و شعر، به شناخت عناصر نمايشي موجود در آثار احمد شاملو کمک شاياني مي کند. اکثر اشعار شاملو، در قالب «شعر سپيد» سروده شده که شعر سپيد، قالب مورد علاقه سرايندگان «شعر نمايشي»، همچون شکسپير است. ديالوگ، مونولوگ، دستور صحنه، روايت، صوت نمايشي و همچنين توجه به دکلماسيون شعر، از عناصر نمايشي موجود در اشعار شاملو هستند. مرحله اول، خوانش صحيح و درک معناي هر شعر است، مرحله دوم، تحليل عناصر نمايشي و زدن اتود تئاتري بر مفهوم هر شعر و مرحله نهايي، استخراج طرح نمايشي از آن شعر است.
قافیه و وزن برای شعر سپید:
استفاده از قافیه و وزن به زیبایی و شکوه یک شعر سپید می افزاید و نباید از این دو به طور کلی
چشم پوشی کرد .قافیه در شعر سپید باید حسی و طبیعی باید باشد و نه کوششی.
از نفرتی لبریز
ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم . . .
کسی را پروای ما نبود .
در دوردست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر بر نداشت
ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم .
احمد شاملو
نیاز به هیچ توضیح دیگری نیست، درست است که احمد شاملو در مورد شعر سپید چون نیما
یوشیج که شعر نیمایی را توضیح داد درمورد شعر سپید و ویژگی های آن کتابی ننوشت ولی
شعر های او بیانگر تمام ویژگی های فاخر این قالب می باشند.
سینا احمدوند پاییز 95
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 ارديبهشت
1396 ساعت: 14:09