ترانه ی تشییع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زمان بعد از تو در باران توقف کرد
جهان در خواب با رویا تصادف کرد
خودش را آفتاب از کهکشان انداخت
دلش را ماه توی برکه ها تف کرد
درختان گیسوان خویش را کندند
و خون بر سنگفرش کوچه ها پف کرد
و دریاها فرو رفتند در اعماق
و طاعون شهرهامان را تصرف کرد
و تو شاید بگویی باز این شاعر
سرِ اغراق دارد یا تعارف کرد
ولی نه ! داغ تو آنقدر غوغا کرد
که شیطان نیز بغضی بی تکلف کرد
خدا... بر گور یاد تو کلاهش را
ز سر برداشت ابراز تأسف کرد
سپس سرشار از اسب و فلات و ... آه
کمی در خاطرات تو توقف کرد
...
مزارت را غریق غنچه های رز
و گل های قشنگ حسن یوسف کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد جعفرسُلگیm.j.x
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 ارديبهشت
1396 ساعت: 14:09