گفتی نخور غصه خدا این حوالی ست
این حرف های ساده ی تو از زلالی ست
گفتی که صبح می رسد از راه ناگهان،
دلخوش نکن مرا که نبی ات خیالی ست
خاتم* به دستانِ شیاطین ربوده شد
این گرگ زاده است که بر روی قالی ست!
کشتی نساز روز رهایی نمی رسد
این شهر سال هاست که از نوح خالی ست
دیگر عصای معجزه ها رم نمی کند
دریا شکاف تازه اش از خشک سالی ست
این بیتِ آخریِ مرا جار تر بزن
وقتی خدای معجزه ها لاابالی ست⬇
فروعون نترس وضع تو بدتر نمی شود
این نیز اعتراف...[کلیمم خیالی ست]
#آیدین_قلینژادبداغ
خاتم:انگشتر سلیمان نبی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 ارديبهشت
1396 ساعت: 14:09