حرمتت را نگه نمی دارند
فاصله حرف تازه ای دارد
تو به رفتن عجیب محکومی
بر مزارت ترانه می بارد
بر مزارت ترانه می بارد
آن زمانی که گرم بدرودی
متعجب شدی از این همه عشق
ظاهرا مرد لایقی بودی
ظاهرا بعد رفتن هر کس
قصه این طور می شود تکرار
مرثیه پشت ِ مرثیه یا شعر
"نازنین بود و گرم و بی آزار"
با دوصد حسِ ناب ِ آزادی
می گریزی از این همه انسان!
می گریزی از این همه دیوار
می گریزی از این همه زندان...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
25 فروردين
1396 ساعت: 18:54