چه معصوم بودی کنارم یه روز... یه کم بی تفاوت ولی مهربون
چه طوفانی اومد تو این زندگی... که آوار شد رو سرم آسمون
میدیدم حواست یه جای دیگه س... میدیدم که دستات سرده برام
میگفتم ولی عشق من پیشمه... از این سرخوشی بیشتر چی بخوام
میبینی که من سرخوشم نازنین... از این خنجری که تو قلبم زدی
عجب ضرب شستی داری آفرین... بهشتم رو رنگ جهنم زدی
تو معمار دنیای من بودی و ... بهشتی برام از جنون ساختی
تو مجنونتو نیمهشب تو قمار... به آغوش سرد هوس باختی
تو بازندهای و پر از خندهای... ولی از شکست تو من سوختم
نگا کن منو کوهی از نعرههام... ولی من لبامو به هم دوختم
چقد منتظر شم که شاید یه روز... بره خاطرات تو از خاطرم
تا اون روز اسیرم تو دیروزمو... محاله بتونم به فردا برم
مگه میشه اینقدر بد باشی و ... نبینی دارم دست و پا میزنم
از این خواب آشفته بیدار کن... منو که دارم بی تو جا میزنم
فریبم بده باورت میکنم... بگو هرچی دیدم خیالاتمه
اگه این دروغو نگی تا ابد... بدون سهمم از زندگی ماتمه
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 ارديبهشت
1396 ساعت: 14:09