انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «فراموشی رمز ***» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

فراموشی

  • نیلوبلاگ

    رفتی وبه صد سوز جگر خون شده این دل در غصه فرو خفته ومحزون شده این دل هر دم به سراغ تو ز هر کوچه گذشتم در مجمع عشاق چو مجنون شده این دل در حسرت دیدار تو هر شام وسحر گاه بی تاب وپریشان وچه گلگون شده این دل دنیا تله ای تنگ تراز تنگ برایم در ساحل چشمان تو مدفون شده این دل جز نام تو نامی به لبم نیست ولیکن از حافظه ی تلخ تو بیرون شده این دل...

    ادامه مطلب
  • ***انتظار***

  • نیلوبلاگ

    زمستان، کارد به استخوان می کشید صدایی نداشت ... عابران می گذشتند نه صدایی، نه نگاهی، نه آشنایی و من هر روز آه به استخوانم، می کشیدم... میانِ هجمه ی عابران، آمدی نگاهم را دزدیدی و من هر روز تا سحرگاهان، بیدارم چشمانت را لا به لای درختان، می کشم تا شکوفه دهد، گرم شوم ... باز امشب در آسمان می درخشی مثل هر شب، دلتنگ ترم می کنی با صدای اذان، بارِ سفر می بندی و بوی پاییز می گیرم ... لب هایم که سیراب و آغوشم پر شود، می بارمت و من هر روز خواب به استخوانم می کشم ... --------- سپاس فراوان از هامان عزیز...

    ادامه مطلب
  • *** امشب***

  • نیلوبلاگ

    امشب، مثل هر شب لابه لای شعرم قدم می زنی ... قلم، بوی تو می گیرد و می گرید... و تو... و تو می باری از هر گوشه ی اتاق از پنجره از در از سقف... و حتی از آبشار چسبیده به دیوار... تو می باری و من غرق می شوم در تالابی از تو و نیلوفر آبی و ماهیانِ عاشق که بیدارِ بیدارند امشب... و شب را با من هم قدم می شوند... تو می باری و من می گریم قطره قطره غرور دست هایم سردِ سردند و آغوشم هوسِ گرمای تو را می کشد... و چشمانم به تماشای لبخندت ساعت ها به انتظار نشسته اند تا از سرخی اش مست شوی... امشب، پر آشوبم از طغیان تالاب که ماهیان می گریند به حال نیلوفر آبی... و نفرین نامه ی نیلوفر که سالهاست .... به غریبی می بویم......

    ادامه مطلب
  • *** گوش کن***

  • نیلوبلاگ

    گوش کن پاییز، آهنگِ عاشقی سر می دهد غروب عابری، بویِ عشق می گیرد و صبح... با خس خسِ برگها یِ طلایی از شاباشِ درختانِ سرمست زیر پایش وقتِ غروب طلوع می کند.... گوش کن بغض هایِ عابری ترانه هایِ خیس می سازد آسمان لحظه هایِ دلتنگ را می گرید و لحظه ها با کام هایِ سنگینِ سیگار تنفسِ عابر می شود... گوش کن به صدایِ تپش هایِ قلب از شرشرِ عظیمِ دود انگار، طبل جارچیست که نام تو را اذان می کند.......

    ادامه مطلب
  • "فراموشی"

  • نیلوبلاگ

    "فراموشی..." یادم نمی آید دقیقا چند وقتست این.. دل با نگاهت بی هوا دیگر نمیریزد در حسرت برچیدن گلبوسه هایی سرخ با دیدنت آه از نهادم بر نمیخیزد باور نمیکردم که روزی بوی عطر تو از خاطرات ریشه دارت رنگ خواهد باخت در جنگ عشق و فاصله، اسب فراموشی بر روی قلب و ذهن من با خشم خواهد تاخت تا انتهای نقشه ات را خوانده ام جانا رنگی ندارد آن حنای سرخ لبخندت دست خدا دادم تو را در اوج دل سنگی سردست دیگر شعله های مهر دلبندت با هرکه میلت میکشد، ای حضرت باران! از نو گلستانی به پا کن در خیال خود اصلا دوباره قصه پردازی کن و خوش باش کر میکنی هر گوش را با عشق لال خود 14 مرداد 9...

    ادامه مطلب
  • فراموشی...

  • نیلوبلاگ

    تو آمدی و عشقی به همراه آوردی سوار بر اسبی سرکش با مشعل خوشید در دست و قلب من که سالها در خواب بود آشفته و بی قرار گشت در کوچه های شب... تو رفتی وجودم را آتش زدی، موهایم را سپید و شبهایم را غرق در اقیانوس اشک... رویایم را به باوری تلخ فروختم و پذیرفتم نبودنت را و هرگز نداشتنت را... قدم در جاده بی بازگشت فراموشی گذاشتم تا از تنی لرزان در زمستان نداشتنت تا بهار تا آفتاب تا زندگی تا امید تا عشقی ابدی کوچ کنم... حال، این سینه از عشق ، تهی گشته و تصویر مردی لاغر با کت و شلوار سرمه ای و چشمانی غمگین از حافظه ام پاک شده... ای دلیل کابوسهای رفتن شبانه ام که این دستها عاجز بود از نگه داشتنت، این زن که بی تفاوت از کنار غنچه ها عبور می کند فراموشی دارد، "هرگز" باز نگرد......

    ادامه مطلب
  • ***روزگار شهاب (3) ادامه ی درد دلهای هادی***

  • نیلوبلاگ

    هادی: همون که یه زمانی مثلاً داداشمون بود من: علی!؟ هادی: آره، همون نامرد... من: نه بابا شوخی می کنی اصلاً باورم نمی شه ! داش علی ! باورم نمی شه هادی:آره داداش. حرفی برای زدن نداشتم، اصلاً باورم نمی شد علی پسر با مرامی بود مگه می شه یعنی یه دختر اینقد ارزش داره که دوستی هفده ساله را از بین ببره، اونم علی، وای خدا! چی می شنوم یعنی آخر زمان شده بخدا نمی دونم چی بگم، اصلاً باور نمی شه شاید هادی اشتباه می کنه ا باورم نمی شه، مگه چند ماه نبودم؟ ... وای خدا! تو خودم بودم که هادی پرسید هادی: داداش باور نمی کنی نه؟ فک می کنی دروغ می گم؟ من: نه داداش، باورش سخته، از علی بعیده که یه چنین کاری بکنه خیلی ناراحت شدم می دونی هادی، همیشه پز شماها رو به هم خوابگاهی هام می دادم و ازشون می نالیدم که اونا...

    ادامه مطلب
  • *** ننه (مادربزرگ)***

  • نیلوبلاگ

    سئودیگیم گول شاخدادا قالدی دولو ووردی باغچادا قالدی گولدانی بوش طاقچادا قالدی نه دئییم الله نه دئییم من ننم گئتدی یورقانی قالدی غمده یاتان اوغلانی قالدی اوخودوغو قرآنی قالدی نه دئیییم الله نه دئیییم من آه چکیرم امدادیم یوخدور تک قالمیشام اوستادیم یوخدور نه سسیم نه فریادیم یوخدور نه دئییم الله نه دئییم من بو دردلره بیر یانان یوخدور دوره مده بیر قالان یوخدور ننه می یادا سالان یوخدور نه دئییم الله نه دئیییم من ترجمه: گل دوست داشتنی ام در سوز زمستان ماند زیر بارش تگرگ توی باغچه ماند و در طاقچه ِ خانه گلدان خالی اش ماند چی بگم چی بگم خدایا مادربزرگم رفت رخت خوابش جا ماند پسرش غرق در غم و ماتم ماند کتاب قرانی که می خواند در همان صفحه ماند چی بگم چی بگم خدا آه می کشم کسی امداد رسم نیست ت...

    ادامه مطلب
  • ***گمان***

  • نیلوبلاگ

    گونه هایم گدازه ی سرخی است آتش وار! و تو گمان می بری حرارت بوسه های به گور رفته است... می توانی، شعله ور ام کن... تا خنثی شود بغض هایم در جزر و مد نگاه ات نه آتشی بر دامنِ چین چینِ زنانگی ات......

    ادامه مطلب
  • *** من ***

  • نیلوبلاگ

    نای نفس ندارد این جفت - پای صاحب مرده ام من رخت می بندم و بخت می بازم...... ...

    ادامه مطلب
  • ***جانیم منیم یاریم منیم سن آی گول***

  • نیلوبلاگ

    من یازارام سنه آی گول باخ سوزه وورولمیشام سنین تک آلا گوزه گل اوتوراق جیران یاریم اوز اوزه جانیم منیم نازیم منیم سن آی گول گوزلریم آغلیئیب اولوبدور شاکی یوخدور واللاه سنسیز منیم بیر ناجی سنیله اولورام وارلیغا راضی جانیم منیم یاریم منیم سن آی گول اوچان قوشلار خبر وئرون نیگارا چیخ میشام یولا تز گل سین قرارا ال اله وئره ک گئده ک بیر بازارا جانیم منیم یاریم منیم سن آی گول گل قول بویون اولاق گزک چوللری گزک گوله باتان آذر ائللری دانیش،چوخ سئویرم شیرین دیللری جانیم منیم ،یاریم منیم ،سن آی گول ترجمه: برای تو می نویسم من را نگاه کنم ای گل زیبایم عاشق چشمای رنگینت شدم بیا رو دز روی هم بشینم عشق آهوی رخ من جانم تویی عشق نازنینم بیا ای گل زیبایم چشمانم از بس اشک ریختند شاکی شده اند از روزگا...

    ادامه مطلب
  • ***گمان***

  • نیلوبلاگ

    گونه هایم گدازه ی سرخی است آتش وار! و تو گمان می بری حرارت بوسه های به گور رفته است... می توانی، شعله ور ام کن... تا خنثی شود بغض هایم در جزر و مد نگاه ات نه آتشی بر چین چین دامنِ شکاکیت زنانگی ات......

    ادامه مطلب
  • *** من ***

  • نیلوبلاگ

    نای نفس ندارد این جفت - پای صاحب مرده ام من رخت می بندم و بخت می بازم...... ...

    ادامه مطلب
  • ***یاندیم بونو داندیم سنه خاطیر سنه خاطیر***

  • نیلوبلاگ

    یانسین قلمین بختیمی قاره چکن ایلدن گوز یاشیمی گوزدن اتگه سن توکن ایلدن یانسین قلمین قدیمی غمنن بوکن ایلدن یاندیم بونو داندیم سنه خاطیر سنه خاطیر ایلار بویو ارزومدو سینم اوسته داش اولسون غملر منه مهمان اولاراق گوزده یاش اولسون هئچ من دئمدیم سوگیمه گوز اوسته قاش اولسون یاندیم بونو داندیم سنه خاطیر سنه خاطیر گور بیر نه بوکوبدی منی غملر ،سنی داندیم گور بیر نئجه اودلاردا آلیشدیم نئجه یاندیم ائتدین منی مجنون کیمی چوللرده دولاندیم هر کیمسه نی داندیم سنه خاطیر سنه خاطیر گلدین یئنه دردیم اوره گیمده هاوالاندی گلدین یئنه دردین اود اولوب سینه ده یاندی گتسون دئمرم قال گئجه میز دای یاریلاندی یاندیمدا،دایاندیم سنه خاطیر سنه خاطیر...

    ادامه مطلب
  • ***دونیا بئله گلیب بئله گئدجک***

  • نیلوبلاگ

    شاعیر گوزل سویله غملی نغمه لر گولدورر، اغلادار،چوخلو کلمه لر دردیمی انلایار قارا پلمه لر دونیا بئله گلیب بئله گئدجک اورگیم چیچک تک سن داهی سولما بلوط تک اغلاما بلوط تک دولما اغیارین یانیندا ساچلارین یولما دونیا بئله گلیب بئله گئدجک گورورم یاریمی شیرین یوخودا سانجیلیر سینمه نازلی اوخودا یاتاجاق یر التدا اجی توخودا دونیا بئله گلیب بئله گئدجک کیمی یئتیریبدی سئوگی یارینا کیمی چاتدیریبدی اوز دیارینا اوتوردوب کیملری یار مزارینا دونیا بئله گلیب بئله گئدجک ترجمه: شاعر زیبا می سراید نفمه های غمناک را می خنداند، به گریه وا می دارد، و خیلی کلمه های دیگر تنها درد من را ابرهای سیاه می فهمند دونیاست دیگه این چنین می آید و می رود دلم مثل گل تو پژمرده نشو مثل ابر نبار و مثل ابر غمگین نباش در بین غ...

    ادامه مطلب
  • *** نغمه ***

  • نیلوبلاگ

    شاعیر گوزل سویلر غملی نغمه لر نغمه سی تاپمیر حالیمه کلمه لر توتوب گوزلرینی رد اولما جانیم حالیمی گور، عجب توتوب پلمه لر یانیر ائورکیم داها پارچالانیر باخ گوزومه باخ گور آخیر چشمه لر آخان چشمه نی کیم قورودار سن سیز سیل سئلیی قوی توتسون بیزی گزمه لر گزن گوشلار سویله سه داغا دردی داغدا یاتان گوزو اویانیب مه لر اولمه میش یا ربیم آمان وئر گوریم گلیب یار ایله شیب چکیر سورمه لر ترجمه شاعر زیبا می سراید ترانه های غمناک را اما برای حال من کلمه در ترانه هایش پیدا نمی کند موقع رد شدن چشمانت را نبند عزیزم نگاه کن حالمو که ببین چقدر عجیب ابری است دلم آتش گرفته دیگه داره تیکه تیکه می شه نگاه کن چشم هایم را ببین مثل چشمه می جوشد به غیر تو کسی نمی تونه این چشمه خروشان را خشک کنه پس پاک کن با دستانت ا...

    ادامه مطلب
  • *** آواره*** تقدیمی برای سوری ها

  • نیلوبلاگ

    خدایا شد وطن ویرانه از جنگ خدایا شد جهانت بر پدر تنگ شدم آواره، سرگردانِ اِزمیر چطوری طی کنم با مادری لنگ...

    ادامه مطلب
  • ***شعر سپـــــــــید***

  • نیلوبلاگ

    بعد رفتنت غزل و قصیده و رباعی که هیچ حتی شعرهای سپیدم را نیز سیاهپوش کردم......

    ادامه مطلب
  • *** مسافر***

  • نیلوبلاگ

    من مسافر می شوم اما کجا ؟ می سپاری جان به دل آیا شما ؟ می سپارم دست تقدیرم به تو رهنمایم می شوی هر دم خدا؟ ...

    ادامه مطلب
  • ***نفس***

  • نیلوبلاگ

    آخرین پک خاطرات نفس نداشت....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گوش کن با لب خاموش | گوش کن | گوش کن خاموش ها گویاترند | گوش کن دورترین مرغ جهان | گوش کن جاده صدا میزند | گوش کن رضا صادقی | گوش کن وزش ظلمت را میشنوی | گوش کن به صدای باران | گوش کن صدامو واسه تو میخونم | گوش کن اینم چیزی نیست