امشب، مثل هر شب
لابه لای شعرم قدم می زنی ...
قلم، بوی تو می گیرد و
می گرید...
و تو...
و تو می باری
از هر گوشه ی اتاق
از پنجره
از در
از سقف...
و حتی از آبشار چسبیده به دیوار...
تو می باری و من
غرق می شوم
در تالابی از تو و
نیلوفر آبی و ماهیانِ عاشق
که بیدارِ بیدارند امشب...
و شب را با من هم قدم می شوند...
تو می باری و من
می گریم قطره قطره غرور
دست هایم سردِ سردند و
آغوشم
هوسِ گرمای تو را می کشد...
و چشمانم
به تماشای لبخندت
ساعت ها به انتظار نشسته اند
تا از سرخی اش مست شوی...
امشب، پر آشوبم
از طغیان تالاب
که ماهیان می گریند
به حال نیلوفر آبی...
و نفرین نامه ی نیلوفر
که سالهاست ....
به غریبی می بویم...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: سه
شنبه
10 اسفند
1395 ساعت: 7:23