پناهنده های مجازی - تاریخ: 1395/5/2 ساعت: 7:33
تا همین چندسالِ پیش که از دنیا و فضای مجازی کمی عقب تر بودیم و از داشتن اینترنت محروم! همه چیز خوب و زندگی طبق رِوال عادی خودش و با فراز و نشیب هایی طِی میشد که لحظه ای از آن روزها تبدیل شده است به خاطراتی بیادماندنی و تکرار نشدنی که برایمان به حسرت تبدیل شده اند... _آنروزها دید و بازدیدهای واقعی بو...
تسلیم - تاریخ: 1395/5/2 ساعت: 7:33
دستانم خالیست! همانند کودک بی دفاع فلسطینی که در برابر هجوم بیگانگان،چاره ای جز تسلیم شدن ندارد...
ما را همه شب نمی برد خواب - تاریخ: 1395/5/2 ساعت: 7:33
"ما را همه شب نمی برد خواب" تا آمدنت نشسته مهتاب دل ،چشم به راه دوست مانده تا لحظه ی شوقِ وصل بی تاب یک پنجره رو به روی من باز آغوش کشیده همچو یک باب بوی خوش دوست می دهد باد میرقصد وطره میدهد تاب دیوار پر از سفیدی محض انگار که رخ کشیده در قاب ساعت به سرم هوار دارد با دنگ به دنگ خود که دریاب رنگ از ر...
سکوت شب - تاریخ: 1395/5/2 ساعت: 7:33
امشب سکوت همه جا را فرا گرفته سکوتی عجیب انگار دنیا هم فهمید که چه دردی درونم نهفته هست با سکوتم اعلان خاموشی کرد ... صدای وزیدن را نمی شنوم حتی کلاغک که در آشیانه هر شب صدا میکرد او هم سکوت اختیار کرده به گمانم او هم با من همدردی کرده .... حتی میو میوی بچه گربه ای تنها هم به گوش نمیرسد بگمانم پناگا...
من در میان نرمی آغوش گرمت - تاریخ: 1395/5/2 ساعت: 7:33
من در میان نرمی آغوش گرمت من در میان ابرها هم زندگی کردم یادت بخیر آن روزها رفتی من در میان صبرها هم زندگی کردم چشمان تو ایمان من را برد وقتی من در میان گبرها هم زندگی کردم چون آهوی آرام در چنگال تیزت من در میان ببرها هم زندگی کردم آنشب درون قلب تو یک مرده بودم من در میان قبرها هم زندگی کردم محمد کر...
"تلقین" - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 21:34
" تلقین " تابوت و اعلامیه ام را جور کن امشب از ضربه هایت بر تنم مرگابه جاری شد آنقدر این دنیا جراحت پیش من رو کرد تا آخرش زخمی که خوردم از تو کاری شد ... از سینه ام آتش به دوزخ میبرند اما جان میکنم تا آب روی آتشت باشم گفتم تو بی غل و غشی! چشمان شورم را! رفتی که من قربانی غل و غشت باشم... این شعر ها ...
**در مانده ای در کنج دیوار شما ** - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 21:34
کیستم ؟! در مانده ای در کنج دیوار شما چشم در راه طلوع صبح دیدار شما از غم جان می برم ، دستم به سوی دامنت دست کوتاه من و این لطف سرشار شما همچو کاهی گم شدم ، در دشت تنهایی خویش کاش پیدا می شدم ، در چشم بیدار شما سرزمین فکر من ، خشکید از بی مایگی کی شود سرسبز ، از باران گفتار شما چون بتابد آفتاب شرقی ...
یا ابالفضل العباس - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 21:34
دوشدون اگر بلایه تئز سسله سن هرایه هر درد و مبتلایه سسله اقام ابالفضل اولدون اگر گرفتار تئز سسله یا علمدار قیلسون دوا او سردار سسله اقام ابالفضل عباس با وفادی درده اقام دوادی چون بیزلره آقادی سسله اقام ابالفضل هرکس زیارت ایستور یا که شفاعت ایستور اوندان عنایت ایستور سسله اقام ابالفضل[/align] شهلا گؤ...
سلامِ عشق.. - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 21:34
...
"گریه میکنم..." - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 21:34
هرروز پای دار خودم گریه میکنم وامانده ام، به کار خودم گریه میکنم من آن پلنگ خسته و احساسی ام که باز با گریه ی شکار خودم گریه میکنم پیروزِ جنگ با دلِ خود هستم و کنون دارم به افتخار خودم گریه میکنم! دل داده ام وَ در عوضش آه برده ام در تلخی قمار خودم گریه می کنم پرواز بی تو اوج سقوطی پر از غم است با شو...
پیله - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
پیله کن به لحظه های شاعرانگی ام! تا پروانه شدنِ تو راه بسیار است....
گم شدم - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
نا امیدم ز خود اما به تو ایمان دارم زنده ی رو به زوالم که فقط جان دارم چه خیالات خوشی اشرف مخلوقاتم چون نشانی ز سر و صورت انسان دارم باغبان خجل از مرگ گل و بستانم ناتوان گشتم و امید به باران دارم از ازل بود نزاعی سر دین و دنیا چه کنم من که نه از این و نه از آن دارم نعره سر دادم از این درد، جوابم کرد...
گريه مي كنم - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
گاهي فقط به حال خودم گريه مي كنم بر حال بي مثال خودم گريه مي كنم گاهي خراب مي شوم از چشم روشنت با چشم كورمال خودم گريه مي كنم جز دوري از تو هيچ عزيزم ملال نيست وقتي كه بر ملال خودم گريه مي كنم در عُهده ي تو نيست كه عهدي وفا كني بر عهد بي زوال خودم گريه مي كنم هر سال مي نشينم و با يك جهان دريغ بر حال...
باغبان و درخت - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
سلامی گرم به همه ی دوستان فقط کلمه ی " باغبان" را لطفن با سکون بخوانید چون در کی بورد علامت سکون نیست، متذکر شدم که " باغِبان" نخوانید، سپاس از همه و اما: باغبان گفت ای درخت، تو زِ من برآمدی گفت باشد من زِ تو، خود زِ که سَرآمدی؟ گفت از مهرِ دلم، داده ام آبی به تو گفت بی بارانِ دِی، خشک و ابتر آمدی گ...
فال... - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
یک عالمه خیال آزاد و بیخیال در پیچ ذهنِ من معماریِ دو چال آزار میدهد هشدار میدهد چون بوقِ ممتدی اخطار میدهد از خاطراتِ دور چشمانِ سبز و بور بانویِ شعرِ من زیبایی و غرور گویا دلی شکست کشتی به گِل نشست طوفان بهانه بود افسارِ دل نَبست خاموشیِ سحر شعرایِ دربدر پایانِ راهِ شب تلخیِ این سفر من با تو ما نش...
ایران بهشت من - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
اگر مرده باشم در دل خاک نمیرد در من این میهن پاک اگر صد بار مرا زاید مادر چو صد بارش بمیرم بهر این خاک اگر عالم به پا خیزد به کینش نیاید در دلم ز ین دشمنی باک اگر صد پاره گردد این تن من کنم بازم ز عشقش سینه را چاک اگر بر دار گردد این سر من نگردد خاک ایران جای ضحاک برای من ایران چون بهشت است اگر باشد...
تو جام جانی و دل را سبویی... - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
چو فردا آید آن یار دل آرام... مرا بیند تهی از می ، یکی جام... بگوییدش: مخور اندوه رفتن... که می در بند پیمانه نشد رام... تو این جام تهی در خاک میدار... مگر روز پریشانی کند شام... من از آن ایزد آزرم دانم... که مهر از می بجوید ، نی ره کام... تو جام جانی و دل را سبویی... ولی در خم شود کار من خام... همه...
همجنس "من" - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
هجوم عطری بی امان گلوی هذیانم را می فشارد... جنگ است! جنگ؟! آتشی که بر کرانه ی سبزم نور را آهسته می درد!! غریبانه در حضور وحشی اش آرامش ام را از دست می دهم. نگاه سرد گلوله ها بر پیکر گرم فشنگ ها بیماری قلبی ام را تشدید می کند! جنگ، آرایش غلیظ لحظه های بی امانی است که تفنگ های سر پر را به هیجان در می...
نامە - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
- نامە - باز آی کە از هجر تو سیرم در هالە ی آرزو اسیرم در دوری تو بە خود بگویم کاحوال تو از نسیم جویم؟ یا عطر دلاویز تنت را از نوگل نسترن ببویم؟ در خواب تو را سفر بکردم از کوی شما گذر بکردم با پای دلم پیادە شیدا شب را بە چنین سحر بکردم با باد سخن کە بود گفتم در یاد غزل چە بود، سفتم شاید خبری کنی نثا...
آقا!نمیشه که.......... - تاریخ: 1395/5/1 ساعت: 10:51
میشه که جو بکاری گندم بشه یا مرکز اسپانیا رُم بشه اصلا میشه لس آنجلس قم بشه ولی نمیشه که دکل گم بشه حقوق صد ملیونی خب قبوله ورزشکار قلیونی خب قبوله اسم غضنفرم تبسم بشه بازم محاله که دکل گم بشه خاتمی رو راه بدن توو پاستور مسی بشه مربی تراختور با اسراییل حتی تفاهم بشه را نداره که یه دکل گم بشه نفت بشه...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر