"آوازه خوان"
-
تاریخ: 1395/5/14 ساعت: 13:56
شاعر نیست دل ام که بسراید تو را! از تو با آوازهایش می گوید
سومین عصرشعر-۲۸ مرداد ۹۵
-
تاریخ: 1395/5/9 ساعت: 4:11
انجمن شاعران جوان با همکاری مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار میکند فراخوان شعر با موضوع آزاد و موضوع انقلاب ، پایداری و مقاومت شاعران گرانقدری که تمایل دارند در این مراسم اشعار خود را ارائه نمایند تا تاریخ ۲۲ مرداد ۹۵ مهلت دارند اشعار خود را از طریق لینک تلگرام
سومین عصرشعر-۲۸ مرداد ۹۵
-
تاریخ: 1395/5/9 ساعت: 4:11
انجمن شاعران جوان با همکاری مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار میکند فراخوان شعر با موضوع آزاد و موضوع انقلاب ، پایداری و مقاومت شاعران گرانقدری که تمایل دارند در این مراسم اشعار خود را ارائه نمایند تا تاریخ ۲۲ مرداد ۹۵ مهلت دارند اشعار خود را از طریق لینک تلگرام
مقصد
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 21:34
باورم نمیشد ایستگاه آخر چنین نزدیک باشد! و مقصد از تصویری که در ذهن داشتم چنان دور! که آخر راه من بمانم و یاس و بی رمقی و فریادی گنگ که تکرار می کند مدام: "من این مقصد را نمیخواهم ؛ آن راه پر امید را به من باز دهید!"
بعد این حادثه ها کاش بفهمی تو مرا
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 21:34
جای این شانه در آغوش خودت بود بیا مرد این فاصله ها نیست دلم زود بیا با تو حالم بخدا خوب تر از خوب شود بی تو یک عمر در این خانه نیاسود بیا رفتنت موسم باریدن غمها شده بود مثل باریدن باران لب یک رود بیا عطر گلهای بهاری به مشامم نرسید راه پروانه به صحرا شده مسدود بیا درد ما نان و خوشیهای جهان نیست گلم ج...
گشایش
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 18:10
زمان تنگ ست و قلبم زخم مکان چون دوزخی در تنگنای آتشی سوزان زمین گریان هوا زندان درخت سبز رنجور از تبر ،گلخانه در زنجیر دل پروانه در ماتم نفس مسموم در خلوتی مذموم خیالاتم همه ویران وقایق در هراس غرق در طوفان یک دریا امیدم ناامید از سرنوشت شوم فردا ها فلک گویی که قهر ست از غروب سرد این رویا سراپا شرمم...
حرفای تکراری
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 18:10
"حرفای تکراری" دیگه انگار... تکراریه حرفام دیگه انگار...عادی شده اشکام دلت میخاد...برم من از دنیات دیگه انگار... کهنه شده دنیام تو غرق خوابی و من از دلتنگی میخونم چشمای تو بارون شد و اما... توی دلت میخندی میدونم کبریتو بردار و یه شمع،دنیاتو روشن کن دنیای تو روشن بشه کافیست هیشکی نمیدونه من اون شمعم ...
بلوغ زنانگی
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 18:10
درافت وخیز مستانه ی خیالم نیروی مثال زدنی، قلب واحساسم رافراگرفته است ؛ که درچرخش مست کننده ی خط سرنوشت مرا به سوی دامن باورها وناباوری ام تا افق با سوزوگدازش می کشاند ..... توهم های گنجینه ی هزارچشم عقل پنهان که به نگاهم دوخته است سدی در راهم میشود؛ بیراهه ای را انتخاب میکنم تا نیروهای مهارشده ام ر...
در شعر گرفتــــــاری
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 16:07
وقتی که غمی داری در شعر گرفتــــــاری وابسته به هر بیتی محکوم به تکــــراری هــــــــر واژه که میآیـــــد آرام شود دردت شاعر که شدی یعنی یک خستهٔ بیمـاری هر بیـــــــــu200dت پر از رنجی آزاد شوی گاهی آزاد شـوی امّــــــا در دست نـــوشـتـــــــــــــاری مصراع تویی شاعر،اشعار تو هم عمرت در صدر گرفتـــ...
کفتار
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 16:07
غرق در خوابم چه گفتار هذرناکي و آن کفتار دندان در گلویم کرده با لذت ، در آن چشمان پر رنگش تمام ميل و آمالم به جریان است.... چشم در چشمش، غرق در خوابم مست و بی پروا چو کفتاری که دندان در گلوی مرده ای کرده است ، هوسباز و هراس انگیز .... من کفتار از جنس شقاوتها و آن کفتار از جنس طبیعت بود....
چه دیدنیست پساز سالها ، تلاقیِمان
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 16:07
حکایتی شده دیدار اتفاقیِمان چه دیدنیست پس از سالها ، تلاقیِمان به گِل نشسته عقابِ بلندپروازت چقدر خسته اماز شهرِ باتلاقیِمان من و، تو مثل دو شمعیم ، در پیاله ی شب به باد رفته و درهم ، کجاست باقیِمان ! برای لمس تو چشمانتظار مانده هنوز کنار پنجره گلدان بی اقاقیِمان هنوز هم که هنوز است داخلِ ضبط است نو...
مادر(تقدیم به روح تمام مادران اسمانی به خصوص مادر م)
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 16:07
رفتی وزرفتنت دلم تنها شد هرروز برای من شب یلداشد یک لحظه مرا خیال ارامش نیست وقتی که غم امدو دلم یغما شد ازرفتن تو دوبال پروانه شکست ایینه وجام می میخانه شکست ازحال دلم کسی ندارد خبری از رفتن تو این دل دیوانه شکست خورشید تماشاگر اسرار توبود ماه وفلک و زمین عزادار توبود روزی که فرشتگان تورا میبردند ا...
یه حس بارونی
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 12:23
شبای بارونی چرا نمی مونی؟ چرا نمی زاری که عاشقت باشم؟ تو اوج رویاهام فقط تورو می خوام ولی نمی تونم که لایقت باشم من و سیاهی ها و حوض ماهی ها غروب ها جمعه صدات تو گوشم تو بهتر از اونی که منتظر باشم همیشه می گیرم تو رو تو آغوشم غم عذاب آور هوای تاب آور تو بهترین حال خراب من هستی همه بگن بس کن چرا نمی ...
نیا... دیگر...
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 12:23
هوا سرد و کمی گرم و نفس گیر است... نمی آیی به دیدارم؟ خزان در پشت درهای جهنم بوسه می کارد بهار از سرخوشی مدارا می کند با سوز سرماهم... به دیدارم نمی آیی؟ به دنبال سحرگاهی؟ و پشت ابر سرگردان گرفتاری؟ نمی دانی که شب آغوش باران است؟ نمی آیی؟ نمی خواهی؟ بیا دیگر!!! شبی را قسمت ما شو و با هر گریه پیدا شو...
همبستر مشت ها
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 12:23
پنجره ها می دانند وقتی زیر چشمانم کبود است یعنی شب ها به جای سرخی لب هات همبستر مشت های کینه می شوم...
بی قرار آزادی...
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 12:23
راستی!!! کجای بی قراری ام سهم توست؟؟ وقتی تمام آرزویم رها شدن است...
هفت_7_
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 12:23
بیا به حال من بخند به معادله های ناجوری که منجی مطرد شده در ارتداد ابدی اش را سئوال پیچ می کند... بخند به شامه ی مغرورم وقتی سکوت زوزه می کشد و هیاهو را می نگرد که در هزاران گناه، چشم های اش را می شورد حتی دردهای اش را می شوید بیا و بخند به من به معادله های ناجور و تبخیر سکوت ام که در نقاهت چشمانم س...
خوب شد
-
تاریخ: 1395/5/8 ساعت: 1:08
توی دهلیز ستبر سخت سنگ کوچه راهی است که فرش است ز الطاف خدا طاق نیلوفر آن سبز و رنگین و بنفش است بگمانم همان فردوس و بهشت است آبی کز چشمه چشمان زمین جوشان است اشک شوق است که آهسته و آرام جاریست شبنم و دختر یاس به همراه نسیم به هم خو کردند... آری اینجا قناری سخن عشق با خدا نغمه کند و چه خوش کوه هم آو...
جانان...
-
تاریخ: 1395/5/7 ساعت: 23:38
هر از گاهی ته چاهی کنم من رو به درگاهی... ولی آگه تویی جانان !!! منم آن بنده نالان !!! که بی تو هیچ هیچم من که بی تو رو به پیچم من م.م (رهگذر) 1394.06.25
خمار خنده...
-
تاریخ: 1395/5/7 ساعت: 23:38
من با تو خوشم با اینکه ناخوشم... ♥♥♥♥♥ تو بخندی منم شادم من به خنده های تو سخت، معتادم!!! م.م (رهگذر) 94/05/05