تا همین چندسالِ پیش که از دنیا و فضای مجازی کمی عقب تر بودیم و از داشتن اینترنت محروم! همه چیز خوب و زندگی طبق رِوال عادی خودش و با فراز و نشیب هایی طِی میشد که لحظه ای از آن روزها تبدیل شده است به خاطراتی بیادماندنی و تکرار نشدنی که برایمان به حسرت تبدیل شده اند...
_آنروزها دید و بازدیدهای واقعی بود
_فرصت کافی برای فعالیت های روزمره داشتیم
_وچشم هایی سالم برای مطالعه
_یک مغز بدون دغدغه و به دور از سیگنال ها و داده های اینترنتی داشتیم
_و یک حریم خصوصی قابل احترام و بدونِ ترس از هَک شدن و کامنت های ناجور!!!
در واقع میتوانستیم همان روزهای خوب را داشته باشیم امّا کارمان از آنجایی درآمد که هفته ای یک بار شارژ کردن خطّ همراهمان جایش را به تمدید کردن و شارژ کردن های مُدام و پشت سرِ همِ طرح ها و بسته ای اینترنتی داد!
کارمان از آنجایی درآمد که بازی های شیرین و پرورش دهنده ی ذهن و جسم برای کودکانمان را بوسیدیم و کنار گذاشتیم و به جایش بازی های کامپیوتری را جایگزین کردیم!
کارمان از آنجایی درآمد وخواهد آمد که فرزندانمان به جای شناختن بهتر وبیشتر بزرگانمان و کشف سرّ درونی ماندگاری و جاودانه شدن نام آنها با انبوهی از برنامه های اینترنتی و ماهواره ای مواجه شدند و به کسانی دِلخوش و دلبسته اند که هدفشان کَمرِ همّت بستن و هجوم فرهنگی برای نابودی نسل آینده و کانون گرم خانواده و فرهنگِ غنیّ ایرانیست...
با تمام تفاسیری که نامبرده شد میتوان گفت که با تمام مشکلاتی که قابل کِتمان نیست و تمام سرخوردگی ها و شکست هایی که در زندگی واقعی میتواند هرفردی را در دامانِ خودش گرفتار کند ؛ با قاطعیّت خیلی از افراد، از زندگیِ حقیقی دست شسته اند و به فضای مجازی پناه برده اند!
_در فضای مجازی ای که میتوان خود را دکتر یا مهندس معرّفی کرد..
_در فضای مجازی ای که میشود پولداربود و ماشین آنچنانی سوار شد ...
_در فضای مجازی ای که میشود زیبا بود و عاشق شد...
_در فضای مجازی ای که دیوار اعتمادش بسته به تعریف و تمجیدها و به قول معروف لایک هایی است که از پست های پروفایلِ طرفِ مورد نظر میشود!
وضعمان از گرد و غبار وارد شده از غرب و جنوب و از آلودگی های پایتخت بدتر است؛ و ای کاش روزهای بدون اینترنت داشتیم!
کمی بیشتر واقعی زندگی کنیم
و زود به کسی اعتماد نکنیم
ودر نهایت انتخاب با خودِ شماست ...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 مرداد
1395 ساعت: 7:33