باران من!!! - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
باران ببار،تا که کمی شعله ور شوم از زخمهای کهنه دمی بیخبر شوم من را ببین دوباره که دیوانه ی تو ام میخواهم از نگاه تو دیوانه تر شوم باران ببار بر بدن خشک این درخت باشد که از خجستگی ات پرثمر شوم گاهی نمیشود که تو را ساده حس کنم باید برای دیدن تو حیله گر شوم باران ببار بر بدن خشک این درخت... تا راحت از...
لب ساحل - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
پای موج ام لنگ است بگمانم اینبار دل به ساحل بسته است گرچه او میداند که فنا خواهد شد باز هم اما چه شتابی دارد سوی او رفته است شور و حالی دارد... سهم او از این عشق یک لب از ساحل ... سهم من از عشقم چند خاطره... چه بی حاصل ...! عاشق هر که شدم عاشقم ماند اما... قسمت است دیگر... پایان هر سلامی,خداحافظی ست...
دست عشق - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
درتن مهتاب یکشب بیصدا سوی شهرعشق من پامی نهم روی رخسارقشنگت میخزم یک بغل گلبوسه برجامی نهم درحریرچین زلفت چون نسیم میکشم دستی مثال یک خیال می روم تامیرسم سوی دلت سمت باغ آرزوهای محال میشوم مست وسبک باروح.عشق درجهان دیگری رقصان وشاد میگذارم هرچه دردست وغمست بادودست عشق دردستان باد آزیتاحاتمی
چشمهای بسته.. - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
توهّــم... - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
چون مست شوم پا به زمین من نشناسم آهنـــگ غــم آلود و حزین من نشناسم آهو به دمن خرّم و مدهوش و خرامان صیّادم و صیدت به کمین من نشناسم مطرب به می و جام و قدح هست مهیّا اکنون چه خور و با که نشین من نشناسم آغوش پرانتز چه رها بر همه بازاست دلبـــر چه دلی؟ دل به یقین، من نشناسم حــاجی سر سجّاده و فکرش پی ...
معمای راز الود - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
معمای زندگیم بودی هر چه بیشتر در من حل گشتی داشتنت سخت تر شد...
من و شیخ - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 18:13
من خدا را دوست میدارم ولی بر عکس شیخ اهل مسجد رفتن و منبر تکاندن نیستم #صبا_کاظمی
کاش - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 18:13
در ان لحظه که کنار میتواند امدن باشد ولی ها حاکمان عشقند و کاش ها به صلیبمان میکشند
ضرب المثل های لری(قسمت دوم) - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 18:13
زبانزد لری /ترجمه فارسی / کنايه کارد بَزنی دِ گِيه ام خی دِش نِميا کارد تو شکمم بزنی خون نمياد نهايت ناراحتی کِلاو خوتِ بَکو وِه قاضی کلاه خودتو قاضی کن وجدان و انصاف ____ کاری کِه دوس وِه دوسی ميکه صد دُشمه نِمی کَه کاری که دوست از روی دوستی ميکنه صد دشمن نميکنه اعتماد زياد به افراد و دوستان و نتاي...
کشتی نادانی - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
بهر نادانی خود میخندم خنده ای تلخ ولی از ته دل و به کشتی امیدم که فرو شد در گل ارزوها همه در اب پراکنده شدند عاقبت دانستم زورق نادانی نتواند به سلامت برسد در ساحل و نباید که در این کشتی بی سامانی ارزوها تل انبار شود
نیست که نیست - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
حاضرم حتی نباشم کار آسانی که نیست پر کشیدن دور از رویای زندانی که نیست خواب دیدم مهربانی را به کامم ریختی قهوه ام را سر کشیدم توی فنجانی که نیست حال من را خوب کن با آینه قسمت کنم دوستت دارم که دیگر کار پنهانی که نیست خواب دیدم آمدی مهمان قلب من شدی ای دریغا فکر من ! رویای مهمانی که نیست از گلستان دل...
چشم به راه - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
روزگاریست غریب دلم بی تاب است منتظر، چشم به راه چه کسی ست؟ نمی دانم کیست من فقط می دانم اهل این بازی نیست....
خیال پوچ - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
هوای دهکده مان را از آن سبب دارم ! که من هنوز خیال تو روز و شب دارم هنوز بعد دو حرفی گلوی من گیرد هنوز بر دهنم طعم آن رطب دارم برای لذت هفتاد پشت من کافیست ! حلاوت که ز لب های تو به لب دارم همینکه بوی تو هر صبح با گل بادم ... به یاد آن همه تا حال من طرب دارم به چشم خسته من یک دمی عمیق نگر ز چشم های ...
«اریــجِ یار» - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
«اریــجِ یار» دلم تنگ است و راهم دور،اریـــــجِ یار می خواهم تو را در خواب می بینم ولی بیـــــدار می خواهم دلم رو کرد و قهرم کرد،میَم رابرد و زهرم کرد عزیزم رفت و زین دنیا ظهورِ یار می خواهم شبم خوابید و روزم خفت،شدم با اهلِ دنیا جفت دلم در کنجِ خلوت گفت:ازت یک کار می خواهم بریز اشکیُّ و مستم کن،غری...
ستاره ها - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
ستاره ها که قلعه های آسمان شکسته اید شما که باغرور تان در اوج ها نشسته اید شبی زمن جدا کنید پیله های درد را شما که تارو پود بی شمار شب گسسته اید ستاره ها که من زراه دور میزنم صدا چه میشود دمی مرا ز دام غم رها کنید منم که نیست دربرم نه سایه ای نه برگ وبر درخت خشک جان من ز ریشه ام جدا کنید نوای روح سب...
تا قصد رفتن کردی... - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
تا قصد رفتن کردی چیزی شکست! نمی دانم چشمان تو تَرَک برداشت یا تصویر من...
بی پرده حرف نزن - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
بی پرده حرف نزن من روانی ام من بی حضور تو در شهر،جانی ام از خاطرات ممتد یک عاشقی نگو من عاشق این عشق های آنی ام گفتی برو به خانه ی آبادی دلت من از اهالی مرزهای بی نشانی ام تا لحظه های خوب رسیدن رهی نبود ای شمع مرده تا به کجا می کشانی ام؟ باران بهای رسیدن به اوج و عشق باران دل تویی و منم آسمانی ام ؟ ...
خاطرات بارانی - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
باران که می بارد خاطراتم خیس می شوند در کویر ذهنم گل می دهد یاد آن روز بارانی که به پای پای پنجره اتاقت رشاشه های خوشبخت نوازش انگشتانت را به چشمان تشنه ام شتک می نمود
شلمچه، شعر شورانگیز لایروبی مادرچاه! - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
بدم میآید از آورد و آوردگاه چه با دوستان چه با بیگانه و دشمن! چه معنی میدهد دربی!؟ که این جنگ، بردنش بدتر ز باختن هست. همآورد بدترین اشکال آورد است! و دشمن، جزء پلیدیهای من نیست! از این رو جنگ، به هرشکل و به هرنحو و به هرصورت، ستیزه با خود و بیخودترین کار جهان است! اگر در جنگ بودم ، چند صباحی اگر جا...
آهنگي که شگون نداشت - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 5:40
آهنگي که شگون نداشت ............................... خش خش برگهاي پاييزي و صداي شکستن صدفهاي ساحل آخرين آهنگ قدمهاي عاشقانه ي من وتو را نواختند موج دريا شکستن دل صدفها را گريه کرد و شيون کردند کلاغها له شدن احساس برگهاي طلايي پاييز را می دانم که ناگزیر رفته اي و من عريان ترين آرزويم تن به افسردگي داد...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر