عاشق تر از همیشه
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 13:02
بیا رجعت کنیم تا عشق تا اون دنیایِ بی تکرار بشیم مالِ همو بعدش... شبا از فکرِ هم بیدار دلم میخواد بمونیم ما٬ برا هَم تا تـu200dـَهِ دنیا دلم میخواد بشم غرقِ دوتا چشمات٬خودم تنها اگه خوابم٬اگه بیدار اگه مُرده٬اگه زنده میخوام با تو بمونم من تا اونجایی که داد وعده... تا اونجایی که داد وعده٬ خدای مهربون...
قامتِ رعنای توست، سروِ خرامان من
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 13:01
*به نام خدا* قامتِ رعنای.... توست... سروِ ...خرامانِ من...........سبزی چشمانِ توست، سبزه ی بُستان من چند... به پیشم بناز، سخت.. مرا مست ساز............عشوه ی اندام توست... باده ی مستان من غنچه ی کامت گشای، خنده ی ماهت نمای............کاندُهِ* رخسار توست... تلخی. و حرمان من عشقِ تو ام گشته چون خانه و...
«هیهات»
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:58
«هیهات» نه نصیبم شدی و من نه نصیبت هیهات نیست این رسمِ دل و رسمِ طریقت هیهات به منِ شیفته ی عاشقِ پیمانه پرست کاش عادت نکند چشمِ غریبت هیهات تو مرا ترک نمودی و نوشتی به مزاح از رخِ زردت و از رختِ طبیبت هیهات مطربا چنگ بزن تا که بنالم تا صبح رفت آهوی من از دارِ طبیعت هیهات نُو شنیدم که عزیزی بگزیدی ز...
باغترازباغ ارم
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:57
در مسیر رؤیا در کنار رودی آرام تر از رود دُن رد باغی دیدم باغ تراز باغ ارم همه جایش سبز و آسمانش سنگین بوته هایش منگ و خوشه هایش خونین من ملخ های فراوانی را روی یک خرمن گندم دیدم که به ارباب سلام می کردند خرِ خان باجی جُلش شُل شده بود وازفرط فراوانی جو یکسره جفتک می زد دستۀ اردک ها در فراری جمعی بر ...
بیا بشکن
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:56
رکود این رواقِ فقیرانه را ، بیا بشکن سکوت سازِمُسکِرِکاشانه را، بیا بشکن به مهرِدست و پنجۀ من اعتماد کن رعنا چو پیشکارِزلف توام، شانه را بیا بشکن مرا ببر به قلعۀ پر رمز و راز دانستن طلسم جهل وحلقۀ افسانه را ، بیا بشکن دراعتراضِ ناز و اداهای چرخِ بازیگر مدارِ کورِ چرخش سامانه را، بیا بشکن حرمسرا و مأ...
بی سرنشین
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:54
سینه ام رابی غمت،جامی شکسته ،فرض کن قایقی بی سرنشین،درگل نشسته،فرض کن گرچه می بینم ترا،روحم جوانترمیشود گاه گاهی هم مرا،دلگیروخسته، فرض کن حلقه ی زنجیرعشقت رابه پاهایم ببند گرچه قرصم،تومرا...سست وگسسته،فرض کن من اسیرم نزدتو،بامن مداراکن،ولی دیده ام را،سینه ام را،دست بسته،فرض کن توتمام روزهایی راکه ب...
ای مرد! چرا هق هق تو نیست مجاز
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:53
تنها شدم از حس تعلق و نیاز وای از غم سنگین تو و راه دراز نشناختنم آینه ها ، آه ! چه کرد! بوران فراق تو و پیری مجاز با بالک احساس، پریدم با عشق افسوس که ایمنی ، نبود این پرواز دل خوار وپریشان شد و .... اما برگشت آن عمر که رفت ، برنمی گردد باز ابریست دلم ، ولی نمی بارد چشم ای مرد! چرا هق هق تو نیست مج...
ترانه فرصت جبران
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:51
تو با دلم چیکار کردی که سهمم غصهِ خوردنه نمیدونی توو این روزا دلم بیزاره از همه چه حالی دستِ من دادی همش غرقِ یه آشوبم کمتر لجبازی کن با من تو که باشی منم خوبم *یه فرصتِ جبران بده / تا دوباره با هم باشیم یه عمر کنارِ هم بودیم/حالا سخته که جداشیم هر چیو که پیش اومده / تو گردنِ تقدیر بزار با حرفای همی...
بجز از عشق جانانم دلم مهری نمی گیرد
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 12:50
بجز از عشق جانانم دلم مهری نمی گیرد پریشان در پیش هستم ولی سیری نمی گیرد دو چشمان خمارش در دلم اتش به پا کرده که پیران پند او دادندو او خاری نمی گیرد درون باغ وبستانها صدای بلبلان سازیست ولیکن چون تورا بینددگر سِیری نمی گیرد نوازش چون مراکردی نوازش رابفهمیدم دگردر زندگی موری زما زاری نمی گیرد برای ز...
آنا
-
تاریخ: 1395/6/10 ساعت: 21:35
بیلمیرم بس نه اولوب داهاچوخ گولمور آنا اورگی چوخ سیخلیبدورسوینه بیلمر آنا بیلمزیدیآنانی گوزدن آتارمیش بالاسی اورگیندن آنانین مهرین آتارمیش بالاسی
بیر غزل جناب معماردان
-
تاریخ: 1395/6/9 ساعت: 0:22
وطن شو کتیم جاه و جلالیم سن وقاریم سان وطنxa0 غیرتیم شانیم منیم عزتلی یاریم سان وطنxa0 واردی هر بیر عاشقین ایستکلی یاری دیلبریxa0 سئوگلیم سن دیلبریم سن سن نیگاریم سان وطنxa0 مال دنیادن یوخومدیر درهم و دیناریم هئچxa0 نیلیرم دنیا مالین دارو نداریم سان وطنxa0 سویله رم بو جمله نی هر دم اورگدن من بئلهxa0...
جواب
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 17:31
در من غزل بریز و بنوش از شراب من زیبای خفته در دل شب ماهتاب من من انعکاس ظلم جهانم که پر شده ست آیینه ی دلت ز من و بازتاب من (میخواهمت چنان که تن خسته خواب را) یک شب مگر که پا بگذاری به خواب من من ساده و زلال به مهمانی آمدم انصاف نیست این همه رنج و عذاب من باران به آب دیده ی من غبطه میخورد روزم سیاه...
دلنوشته
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 11:53
خداجون.... میشه باهات حرف بزنم؟ خیلی خلاصه اخه اون دوست نداره طولانی حرف زدنمو بگم؟ راستش خیلی دلم واسش تنگ شده... ببین میدونم که دوستم نداره خدا میدونم شاید ازم متنفرشده باشه اما بازم این دل من واسش تنگ میشه خداجونم ببین من ازت نمیخوام اونو پیشم برگردونی اخه وقتی با من باشه درد و رنج میبینه فقط یه ...
حرف دل را با کمی تاخیر گفتم، دیر نه !
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 11:53
به " ف ... " فکر رفتن را نکن، بد شو ولی دلگیر نه! من _ به جانت_ بی گناهم گرچه بی تقصیر نه! رسم مردی نیست با رفتن مجازاتم کنی حرف دل را با کمی تاخیر گفتم، دیر نه! شب به خوابم آمدی، گفتی به زودی می روم... خواب من " تغییر " میخواهد گلم ، تعبیر نه! تا دلت خالی شود شلیک کن در من ولی می توانی آب را زخمی ک...
تندیس
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 1:14
اوفقط یک لحظه چشمش بازشد باهمان یک لحظه عشق آغازشد دل میان موج چشمانش نشست آنهمه تنهابدن,درخودشکست هرکجامیرفت من پایش بدم عاشق چشمان زیبایش شدم هرسحرمست ازنگاهش میشدم مست بوی سجده گاهش میشدم عاقبت تندیس عشق اوشکست رنگ پیری روی رخسارم نشست رنگ پیری بهترازنیرنگ اوست گرچه این دل,بازهم دلتنگ اوست...! از...
من آن
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 1:14
من آن شبگرد سرگردان تنهایم که شبها پی امید دیدار تو می آیم من آن اشکم که از چشم تو افتادم خوشا روزی که در چشم تو بود جایم من آن برگم جدا از شاخه می میرم خزانم در بهارت سرو رعنایم من آن خارم که سر گشته با یادت به هر سو می دود دست تمنایم من آن گمگشته در بادم دور از تو تو خورشیدی که من چون سایه پیدایم
«عجب بانویی!»
-
تاریخ: 1395/6/6 ساعت: 1:14
تو در خانه نشسته ای و واژه می پزی یا نه! هر کجا رفتی اجاق ِ ذهنت را با خودت ببر! آنچنان اثری بپز! که هی از تو بخواهند برایشان بپزی من از در می آیم با یک بغل شعر بویشان می کنی قابشان می گیری که هر که آمد خانه مان با خواندنشان بگوید: «عجب بانویی!» بداهه پنجم شهریور نود و پنج
جنون
-
تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 17:27
من، افسانهی بی اسطورهی جهان؛ روی لبانِ چروکیدهات مرگ به زخمِ زبان مینوشم تا روبرویِ خطوطِ ممتد، سرخ به سبز-زردِ نمناکت ببازم؛ قهرمانِ پلکهایِ خاموشم!!! اسیر، بوی جنون و اسید از تبارم میچکد من، قهرمانِ پیوندِ آرزو زیر درختانِ آهنین، برگ میچینم آآآآآآآه... نگاهم کن... تمنایِ قنوتم را... کاش شعر آشوبی ...
ستاره چشمکش بی شیطنت نیست
-
تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 17:27
تو زیبایی و .. نه ، زیباترینی دلیل قلب جذاب زمینی لطیفی مثل قلب باغبانی که با نقش و شمیم گل عجینی خودم از پچ پچ گل ها شنیدم معطر مثل فردوس برینی ملائک لب به تحسینت گشودند چه بانویی چه یار مهجبینی ستاره چشمکش بی شیطنت نیست به سر دارد شبی او را بچینی مقید بودم عمری ، با تو اما چه تقلیدی چه مکروهی چه د...
نمي آيي؟
-
تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 17:27
شنبه و بارهاي بر گرده حقمان را مترسكي خورده روز يكشنبه باز مي بينيم دست در جيبمان فرو برده هر چه گل روز شنبه آورديم تا دوشنبه هميشه پژمرده هر سه شنبه به ياد هم هستيم هردوتامان ولي دل آزرده چارشنبه، هميشه پر دردست گويي اينجا دل كسي مرده پنجشنبه، همه، كنار همند با شرابهاي تلخ پر درده طاقتم طاق شد نمي ...