هنر...تقدیم به روح بزرگ استاد داوود رشیدی... - تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 17:27
شیطان - تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 5:31
توای دیرین ترین دشمن توای دیرینه اهریمن توگفتی اتشی سوزان ولی انسان گِلی بی جان توگفتی سجده برگِل ها نخواهم کرد بی پروا خدا از درگهش بیرون تورا از عرش خود ملعون تواز اومهلتی خواستی که تااخر زمان هستی زاین روگشته ای دشمن به هرجادرکمین من غضب کردی توازکینه که برادم کنی پینه خدا ادم وحوا را بهشتی زیرپا...
عیار... - تاریخ: 1395/6/5 ساعت: 5:30
با سلام بدون غرض ورزی با جنسیت خاص و با احترام به تمام مردم این سرزمین آغــــاز رابطه، آغـــــاز یک لـــجن وقتی که عشق نیست، در چهره در سخن دنیـــای ما فریب، رویای ما غریب افــــکار آدمی، آلوده شـــد به تن دل می توان بُرید، دل می توان خرید دل همچو ترمینال، پایین عیار زن هر روز حســـرتی، سرگرم لُعبتی...
"نرو ...نذار...اشکات...! - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
شده همه حرفم؛بری میمیره دل تو که نفسهامی؛تویی قرار دل نرو که هستی تو؛ عزیزتر از جونم نرو نذار اشکات !بریزه رو شونم همه بهم میگن ؛که از پیشم میری همه بهم میگن ؛که از دلم سیری همه چمیدونن ؛برای توست قلبم نباشی یک مرده؛ به زیر یک قبرم توروخدا باش و ؛ببین فدات میشم توروخدا عشقم؛ نباشی میمیرم نرو بمون با...
مردِ من - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
صبح با صدات از خواب پامیشم میرم جلو آیینه میشینم جایِ خودم توو قاب آیینه تصویری از عشقِ تو میبینم می پاشم از عطری که دوس داری سقفِ اتاقم آسمون میشه انگار به جا عطر رنگ چشماتو چند قطره پاشیدن توویِ شیشه دس میکشم رو موجِ موهامو حس میکنم دستِ تو همراشه شورِ رسیدن داره میدونه رو ساحلِ شونه یِ من جاشه تن...
خاطره ی تلخ - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
کلافه گشت و دوباره به آب و تاب افتاد و چند قطره ی اشکی که رویِ قاب افتاد دلش شبیه قدم هایِ شعر، می رقصید والتهابِ نگاهش، بر آفتاب افتاد دِرَنگ کرد و نکرد آن چنان که وِلوله ای به جانِ خسته ی این بیت های ناب افتاد شبی پرید و از این جا به آسمان ها رفت و پلک های نجیبش که با شتاب، افتاد چکید رویِ غزل از ...
شکوه مرگ - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
ماه پوشیده بود بدر کامل جنگ بر چکاد کوه استاده بود پلنگ بر اجساد کشتگان نهاده بود پا بارور آورده بود٫اما شکوه مرگ را غرور پنجه بر زدن بر هیچ ترین فاصله تا ماه ******* شعر در قالب گردون
این عمر عجول است وتو هم حوصله داری - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
این عمر عجول است و تو هم حوصله داری دل مانده و احساس بد لحظه شماری اردو زده ام پشت در بسته ی قلبت ای وای اگر باز مرا غال گذاری یادت نرود گر تو غزالی و سبک پای من نیز سبک بالم وشهباز شکاری از لحن سخن گفتنم ای عشق نرنجی چندیست به هم ریختم از باده گساری ای جاذبه ی چشم تو مستی مداوم ما را به خماری مداوم...
یادش به خیر - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
یاد آن دهکده وکوچۀ باریک به خیر یاد شبهای مه آلوده و تاریک به خیر یاد فانوس و گِل و لغزش پاهای غریب یاد احساس خوش و رابطۀ نیک به خیر یاد راضی شدن از هیچ و به هیچ آسودن پرسه در کوی وفاداری و تشکیک به خیر یاد دلهای پراز مهر و به هم پیوسته یاد سرهای پراکنده و نزدیک به خیر یاد آن دامنۀ خفته درآغوش غرور ...
بهار ، گلاب ، فاتحه - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
من هنوز غمگینم که سرسلسه قاجار، آقامحمدخان هفتاد هزار نفر را کور کرد تپه ای ساخت از چشمان مردم دیارم و تا همیشه خوشحالم که تو برایم بینایی و آگاهی آوردی تو مسیرم را نور بخشیدی به درازای هفتاد هزار شب رفیق! معاهدهی من با تو، ترکمنچای نبود من و تو سال ها پیش معاهدهی سادهی نوشیدن چای بستیم ما در سرچشمه...
اهالی دیار عشق - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:29
پرنده ی نفس،به تن اسیر درحصار عشق دلا توبعد از این مرو به راه ناگوار عشق زقلعه های قلب من، ره خروج بسته شد که رسم ماست این چنین اهالی ی دیارعشق رها کنم، تنم میان روح شب ،رها کنم که تا سحرنشسته ام به کوی انتظار عشق طنین گرم باغ ها هجوم دست باد شد به زخمه های ذکر او شبی بزن به تار عشق امان ز ضربه های ...
نردبام عشق - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:28
در کار عشق پردگیان کی خلل شود ؟ بیرون شود کسی که به کارش دغل شود با غمزه ای ز چشم سیه حاجتم روا باشد که صد معادله زین ناز حل شود آنکه قدم گذاشته در نردبان عشق در بام عرش طعنه زن صد زحل شود گر باده خواهی و نزنی نعره حیف ، کین باید شود رد از مژه ، بی غش و غل شود عمری نهاده دست به سجاده سر به مهر شاهد ...
از زمستان نمی هراسم - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:28
از زمستان نمی هراسم وقتی آغوش گرم تو با ریشه ام پیوند خونی دارد و گنجشک های بارانی بر شانه ام لانه
تضمین بی ضمانت - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:28
((دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را)) شاید که خلعتی داد آن شاه این گدا را دیگر چنین نشاید دیده به دل ببندم خاکم کنید شاید در عمق گل بخندم
در عشق تو دیوانگی هم عالمی دارد... - تاریخ: 1395/6/4 ساعت: 23:28
باری دیگر تورا دیدم کنار برکه ی تنهایی میرفتی و میگفتی: باد چه خوب مینوازد با چنگ آب وچه خوب میسازد عشق , عاشق را دیوانه وگفتم:آری در عشق تو ((دیوانگی هم عالمی دارد))
منیژه علی پور - تاریخ: 1395/6/3 ساعت: 6:15
هاراي لار آي هاراي لار هر هفته لرهر آيـــــــــارxa0 بوردا بيرگول بيتيب ديــر سوسوزوندان هاراي لــارxa0 منيژه علي پور هنرمندي که هنرمندانه زيست و با عشق و علاقه ي بي پايان به انسانها و سرزمين و مردم خويش با سربلندي و در عين تواضع عمر خود را به پايان رساند .xa0 هنرمندي که عمري کوتاه ولي پر بار و پر م...
علی آقا واحد - تاریخ: 1395/6/3 ساعت: 6:15
نام:xa0 علی آقا نام خانوادگی: اسکندر اوف تخلص: واحد تاریخ و محل تولد: 1895 میلادی، روستای ماساچیر در حومه باکو تاریخ و محل وفات: 1965 میلادی، شهر باکو علی آقا در یک خانواده روستائی زاده شد. بعد از چند سال تحصیل، مدرسه را ترک کرده و در شهر باکو برای امرار معاش به بقالی و سپس نجاری و خراطی مشغول شد. ب...
بی پناه - تاریخ: 1395/5/30 ساعت: 4:26
خشکسالی تقدیم دریای دل است اشک پابوس سیاهی شب است یادها بی حاصل از خاطره ها گمشده در لحظه های بی پناه لیلی_میر
کویر - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
پر ز باران می شود این آسمان اما چه سود شوره زار این دلم باران نمی خواهد دگر (یکتا)
دوست - تاریخ: 1395/5/29 ساعت: 23:25
باز هم غرق می شوم در افکارم در این فکر که احساسم فلج شده اما گاهی برای یک دوست هم می شود عاشقانه ای نوشت عاشقانه دوستش داشت ایهام وار برایش هم درد بود گاهی می شود یک دوست که فرسخ ها دور تر است را مخاطب یک نوشته قرار داد گاهی می شود تمام این دنیای بی روح را برای یک دوست طی کرد با پرواز یک خیال پرواز ...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر