خرید بک لینک
باران ببار،تا که کمی شعله ور شوم
از زخمهای کهنه دمی بیخبر شوم
من را ببین دوباره که دیوانه ی تو ام
میخواهم از نگاه تو دیوانه تر شوم
باران ببار بر بدن خشک این درخت
باشد که از خجستگی ات پرثمر شوم
گاهی نمیشود که تو را ساده حس کنم
باید برای دیدن تو حیله گر شوم
باران ببار بر بدن خشک این درخت...
تا راحت از نگاه کثیف طبر شوم...
میخواهم از خدای خود امشب کمک کند
«قدر» تو را بدانم و قرآن به سر شوم
باران ببار و ظرف مرا پر کن از خودت
تا جرعهای بنوشم و بی بال و پر شوم
دست مرا گرفتی و بردی به اوج! تا...
نزد خدای عشق،کمی معتبر شوم

برچسب: باران من نثار شما باد,باران من,باران من باش,باران من رمان,باران من محو تماشاتم,باران منجمد,باران من تویی,باران من وتو,باران منتظر,باران منم, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 23:25

صفحه بندی