حاضرم حتی نباشم کار آسانی که
نیست
پر کشیدن دور از رویای زندانی که نیست
خواب دیدم مهربانی را به کامم ریختی
قهوه ام را سر کشیدم توی فنجانی که نیست
حال من را خوب کن با آینه قسمت کنم
دوستت دارم که دیگر کار پنهانی که نیست
خواب دیدم آمدی مهمان قلب من شدی
ای دریغا فکر من ! رویای مهمانی که نیست
از گلستان دلم گلهای رز برداشتم
عطر گل میپیچد از قلبم به ایوانی که نیست
دسته گل های دلم را آب دارد می برد
ساقه ی بی مهریت را شوق گلدانی که نیست
گرمی احساس جان افزای پیمان داشتم
دستهایم را رساندم سوی دستانی که نیست
مست گشتم از نگاهت خواب و بیدارم هنوز
رازها می ریزد از چشمم به چشمانی که نیست
حال و احوال دلم را خوب میدانی ولی
باز میپرسی که خوبی؟!گرچه میدانی که نیست
بهناز سمیعی نژاد
استقبال از شعر بیتا امیری
برچسب: نیست که نیست,شعر نیست که نیست,مهم نیست که نیستی,مهم نیست که قشنگ نیستی,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
29 مرداد
1395 ساعت: 5:40