تو را می گیرم از تهران - تاریخ: 1395/5/28 ساعت: 18:24
خیابان ها مملو از خالی پنجره ها گِل گرفته مسافراش نرسیده بر می گردند متروک خوشا بلاها! تو را می گیرم از تهران
سگ های محل - تاریخ: 1395/5/28 ساعت: 18:24
سال های سال خورشید همان خورشید است که گل های درونش را به آتش، آب می دهد ایستاده و ساکت بر خاک شنیده ام که سگ های محل سال های سال واق واق سقوطشان را در کوه پارس می کنند بین این سال های خالی مشت من است که سنگین و ساکت بر خاک می کوبد و خاطرات می روبد سال ها بعد کیلومترها سقوط را بیرون می کشم ز کام کوه ...
"قصه ی هزار و یک شب" - تاریخ: 1395/5/28 ساعت: 11:24
بی شنیدن اش خواب نمی رود قلب ام! قصه ی هزار و یک شبی را که چشمان توست
سرازیری - تاریخ: 1395/5/28 ساعت: 11:24
خواستی برگردی.... با دنده سنگین بیا
آشفتگی - تاریخ: 1395/5/26 ساعت: 1:48
آشفتگی شعرم از قصد چنان موی تو آشفته و دفتر پرخط، خط خطی از قصد و پر از واژه آویخته در حس تراویده از این ذهن که انباشته در جانک شعرم کمی از طعم کلامت که دل سوختهء شاعرکی را به تو وابسته ز پی میکشد و قافیه در مسلک آمیخته با نبض پر از سکتهء این بحرطویل از قلم افتاده و گم گشته و پیوسته در اندیشهء آنم ک...
بعد از تو - تاریخ: 1395/5/26 ساعت: 1:48
بعد از تو هیچ بَعدی نیست. هر روز دستان سپیده دم آشنایی را میگیرم و در باغ سرسبز چشمهایت طلوع می کنم و من تنها همسفر رویاها رهسپار جاده های گم شدن در دلت؛ با اشکها به گِل می نشینم وقتی دستهایت را کم دارم. حالا که رفته ای بهانه ای برای بودن نیست. ضربانهای حیات غریب نوازی می کنند. هیچ ریتمی جز مرگ معنا...
باعرض سلام ودرودفراوان - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
به راهی که می رفت از ان جوی ها به ان راه پرپیچ وخم خانه ها به ان خانه ها بود یک پیرزن که بیمار وخم بود ان بیوه زن همش ناله غم بود ان خانه گاه چه بی یارو یاور به غم ها نگاه به خاطر نگاهش به ان دور رفت به یک لحظه زان کار خود خور رفت به یادش بیامد زان کرده ها به همسایه ها تا چه حدظلم ها که هرکس دلش را ...
بی مخاطب! - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
ای سروِ بلند بالا،بu200dـنـــْمای تو رُخ بر ما تا کــَز رُخِ زیبایــَت٬ ساکت شود این دنیا ای خوب تر ازفرهاد٬ترس است که چون شیرین؛ عشقِ تو کُشــَـد من را٬ بینِ همه ها٬ فردا ای ناب تر از الماس٬تعجیل بکن در عشق بانگی بده! گو...بانو! تا من بشوم دارا ای خاص تر از شب تاب٬ تسلیم نشو هرگز! آنقدر بمان تا که ...
چه زود دیر می شود - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
فارغ ز سن و سال دلت پیر می شود عمرت گذشته تا برسی دیر می شود وقتی به رغم عشق کنارت گذاشتند از هر چه عاشقیست دلت سیر می شود در فکر یک نفر که در آغوش عاشقت اما فقط به خواب ،که تعبیر می شود باید سپرد خاطره ها را به دست باد یک دوست،یک نگاه که درگیر می شود باید گذشت از دلِ این بی ترانگی حتی اگر که پای دل...
سیب سرخ - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
سیب سرخی را به دندان می گزم سرخی لب های تو می آید به یاد مست رویا میزنم لب تو بوسه ئ رقص گیسوی تو و آواز باد
وحشی غزال - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
امشب همان غزال من ره بسته بر خیال من گویی رضا دارد بر این نابودی و زوال من تا بوی مشکش می رود در جنگل تاریک شب گویی که آتش می زند بر پهنه ی احوال من گفتم که ای وحشی غزال فکری دگردرمن بکن یا راه را کج تر بگیر از فکر و از خیال من ترسیم نقشت باقلم در صفحه ی فکرو خیال من را کند نقاش دل در کیشه ی امثال م...
نقطه ته خط. - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
بس ک بدی دیدم به بی حسی رسیدم این زندگی هیچ چیز جذابی نداره می خندم اما خنده هام مصداق درده این زخم آخر من رو از پا در می آره تا کی نقاب خنده رو لبهام بذارم این غصه داره ذره ذره غده میشه تا کی میون خنده هام بغضم بگیره تا کی بگم طاقت بیار این آخریشه هر روز با این حس بد بیدار میشم بازم همه زخمامو رو د...
مرگ شعر (کابوس شعر) - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
به ساحل بی ماسهام نگاه کنید دریای خشکم را میبینید؟ کویر تلخ سبز را چه؟ شاید برای شما سقف بی کبوترم کافیست تا پرواز را خشک کنید و لای کتابهایتان تومنی صنار بفروشید... چه میدانید که پرواز چیست؟! دنیای بیریشهتان سهم کتابها و خورشید بیفروغتان باشد برای من همین انتهای بیرحم واژگانم که کابوس #شعر دارد کاف...
کجای دلم بگذارمت؟ - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
مراقب باش امشب نمیدانم کجای دل خرابم بگذارمت که نیفتی...
دست اجل - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 20:54
اخر از دست غمت بار سفر را بستم خون دل خوردم و چون چشم سیاهت مستم می روم با دل بشکسته زکویت اما جای دستان تو دستان اجل در دستم
خیانت... - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 14:15
بــازم قــرار و بی قراری بوی خیــانت، شرمساری آغوش بی شرمی شده داغ با شــعله ی گــرم بخاری افکـــار و احســــاس ذلیلم با هم نــدارد ســازگــاری من دلخوشم با شاخه ای گل تـــو در میــان بــــاغساری دنیای ما این گونــه سر شد دلبــر به جمع و دل کنــاری با دیگری رفتــی و غم ماند درمان نشد مستی و زاری اکن...
سکوت... - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 14:15
ســــکوت!! آخـــــرین ســـنگر م.م (رهگذر)
حــیران... - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 14:15
من حــیران تــو تــو حــیران او م.م (رهگذر) 93.11.21
ایجاز - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 14:15
برق چشمی که گرفت قلب ما را ز چه بود؟ تاپ تاپ دل بیچاره ام آغاز چه بود؟ دلم از گوشه ی خود گنج فریدونت داد سوز چنگی که زدی گوشه ی شهناز چه بود؟ دل در آن کنج قفس هم نفسی داشت؟ نداشت او در این چند،هم صحبت و همساز چه بود؟ نام تنهای تو با این دل پروانه چه کرد؟ بی خبر سوختن دل پر پرواز چه بود؟ غم عالم به س...
سیه چرده - تاریخ: 1395/5/22 ساعت: 14:15
مردمانش آن جا سیه چرده بودند با این حال در ظلمت شب می درخشیدند

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر