کمی آرامتر - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
آیا تا بحال به این طرف و آن طرف بدنبال پروانه ای دویده اید و یا صدای باران راخوب گوش کرده اید ؟ آیابا تمام رنگهانقاشی کرده اید مزه ها را چشیده اید .....؟ کمی آرامتر حرکت کنید. xa0
زن و مرد - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
جای میان هیچ جا مردی گم شده بود در کابوس یک رویا زن عاشقش بود مرد فهمید زن می رقصید مرد می دید زن می خواند مرد می شنید زن می گفت مرد می شنید زن فریاد می کشید مرد می شنید زن ناز میکرد مرد می کشید زن فمنیسم بود مرد می فهمید زن خسته شد مرد رفت...!
پازل زندگی - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
فلسفه عجیبی دارد زندگی پازلش تکمیل شدنی نیست گویی: تکه آخرش را مرگ برداشته.
کولی - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
بدبخت کولی خطابش به من بود آری دربه دری رویش به من بود غم دنیا،ادعای شرافت وبی سرزمینی! خوشبختی ها پشتش به من بود سفر،بی دینی و خانه به دوشی کولی تا بیخ خرخره عرق نوشی کولی رقاص ،صنعت گر، کاسب و شاعر! همه جمع در فلسفه خاموشی کولی سهم من از دنیا تمام دنیا بود و نبود یک آکاردئونِ غمگین نوا بود ونبود ا...
قانون - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
یک جای کار می لنگد ! قانون سوم نیوتن را میگویم گاهی میشود عاشقانه کسی را دوست داشت که دوستت ندارد . . . مصطفی نوری ۹۵/۱۲/۴
مگر تو خدایی؟(باز نویسی و ادامه) - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
سرنوشتم را بدست تو سپردم و تو به دلخواه خودت نوشتی مگر تو خدایی؟ تقدیر بهانه بود فاصله ها را تو نوشتی مگر تو خدایی؟ از نسیم وصل گل غم هجران ژاله خوردم گفتی: قسمتت بود مگر تو خدایی؟ اسفند 95 حجت موسوی
پارادوکس - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
خوشبختانه ققنوس هم به اجتماعِ خاکستریِ پرنده ها پیوست و سمفونی آزادی با دهان بسته آغاز شد فقط مابین این هارمونیِ صامت گاهی صدایِ جیغِ مرگ می آمد جوخه...... به جای خود آتش.... بیچاره دراکولا...فقط کمی تمشک خورده بود.
عــــــــــصر عــــــــــــــذاب - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
درشهر من بسیاری ازمردم ریشه ی مشکلات را در خشکسالی ونباریدن باران میدانند چندروزپیش شاهدبارش بی سابقه باران در جنوب بودیم ودیدیم که باران باهمه ی مزایایی که دارد میتواند مشکلات زیادی رابوجوداورد وضعف مدیریتی وبیکفایتی برخی نهادها را اشکارکند به امیدروزی که جامعه از خواب برخیزد وریشه اصلی مشکلات را پ...
یک محال زیبا - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
واگویه هایت را به دست باد بسپار غم را رها کن در هوای مهربانی پندار این پژمردگی ها را بخشکان در خود محیا کن صفای همزبانی تا کی به دامانت گل خشکیده داری؟ پس کی به رویت میکشی رویای باری دستت مثال شاخه های خشک و بی بر هم ریشه ای با هر درخت بی بهاری باید به سامانت رسی بیهودگی چیست در این هیاهوی بزرگ پیچ ...
ماه من کوچ مکن - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
دل بهر چه بی خوابی هرشب پی مهتابی؟ ماهی ندرخشد تو ! بیهوده چه بی تابی شیدا و پریشانم،سرگشته و حیرانم سوزد همه ی جانم، از آتش پنهانم در راحتی رویا ، وندر دل هر غوغا گشتم همه عمرم را،وان یار نشد پیدا درمان نشود دردم ، احوال رخ زردم گر نیست مرا چاره ، افزون مکنش هردم از بغض گلو سوزد وز اشک دو چشمانم فر...
آرایش - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
اگر خواستی از شعرهایم بیرون بروی بگو تا با شعر تازه ای آرایشت کنم.
صبح فریاد - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
صبح فریاد ست و من دیوانه ام بار دگر گوییا این بغض نازک در مسیر باد بود برف دیشب باز هم گفت از زمستانی که رفت من ولی در گوشه دنج نگاهت صبحدم اضطراب دیشبم را شسته ام با یک نگاه این که بیدارم هوای خواب بردی از سرم باحضورت لحظه هایم می شود روشن زعشق شیشه صبرم ندارد طاقت این انتظار سنگ دوری شیشه صبر مرا ...
من احساساتی ام - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
یه وقتایی دل آدم میگیره... یه وقتایی چشامو نم میگیره به آغوشت نکش این کوه دردو من احساساتی ام گریهم میگیره چه قدر خوبه یکی و داشته باشی هواتو پر کنه با عطر موهاش یکی و داشته باشی که ، تو بارون دلت آروم شه زیر چتر موهاش نگاهم پر شده از مهربونیت دلم خالی شده از آه و ایکاش به ماه مهربون عادت ندارم یه ک...
بازتاب - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
هر شب که سرما پنجرههای رفته به خواب را زمزمه میکند صدای شیون گرگی، سکوتم را میدرد. چلهی شبی که نفس به سوز گناه؛ بوی عجیب آمدنت را زمین میخورد میان هیبت آروارههای زمین گیر تو را به گوش پنجرهها میشکنم. اصلا ولش کن، بیخیال شما که نمیفهمید به دریا میزنم که سرش را به تماشای خوردن سنگ بنشینم هرچند، قرنهاس...
لبریز زخم! - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
گفتیم علی جمله ، هر روز به خانه درخانه به جز نامش دیگر چه نشانه!؟ کو دست نوازشگر بر موی یتیمان؟ آشفته و سردرگم، در حسرت شانه کو بخشش و داد او در حق برادر؟ بیداد به خواهر شد این دوره زمانه او میر عرب بود و امروز ولی ما تازیم به تازی ها، در شرق میانه در چاه دیار ما، من آب ندیدم لا رَيْبَ فِيهِ ، بی حف...
عكس العمل - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 7:23
عكس العمل منم كه"روز"شد اما به"ماه"ايمان داشت كه لحظه هاي تباهم به"آه"ايمان داشت پس از تو اشك نبايد پناه من بشود... برادري كه ندارم به چاه ايمان داشت تو سرسپرده ترين مهره ي ِمرا كشتي و باز مهره ي ِديگر به شاه ايمان داشت به"سوزني"كه نبودم ولي نمي گشتي دلم به شوق ِنگاهت، به"كاه"ايمان داشت تو سربه راه ...
بعد از تو.... - تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 7:54
بعد از تو حتی ترانه های خانه الهام هم قدیمی شد دیگر به وزن درد دیگر به قافیه عشق هرگز کسی ترانه نگفت بعد از تو از ستاره بریدیم بعد از تو از اشاره های روشن خورشید هرگز نشان تازه ندیدیم بعد از تو در حیاط خانه دل تنها صدای گریه شنیدیم[/font][/color]
آیا هنوز دوستم داری؟ - تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 7:54
شاید ندانی من با رها صدایت زده ام با بغض گفته ام "خداحافظ" من اولین سلامم را در جایی دنج پشت آیینه میان بقچه ای که آبی آسمان را از همان روزهای شاد زندگیمان برداشته ام پنهان کرده ام و امیدم را میان تسبیح جانماز مادرم که پر از آیه های نور بود در ساعتی که در ضربه های عقربه های خود انتظارمان را پنهان کر...
موش ها - تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 7:54
همیشه هر چه افق را عمود می بینم که موش له شده ای زیر چرخ ماشینم همیشه هر چه افق را عمود...در من رفت و خاطرات کسی که نبود در من رفــــت همیشه هر چه افق را عمود...در من رفت چگونه با که بگویم چه ها که بر من رفت ؟! چگونه با که بگویم کجای تاریخم ؟! کجاست چکش و تابوت و آخرین میخم؟! کجاست دشنه ی تیزی که رگ...
جلسه حضوری کارگاه تخصصی غزلترانه - تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 7:54
کارگاه تخصصی و جلسات حضوری، محفل هفتگی برای اهالی شعر در مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران بار دیگر اعضای فرهیخته ی انجمن شاعران جوان حرکتی غرور آمیز و مسرت بخش رقم زده اند از این پس اعضای انجمن شاعران جوان به طور ویژه میتوانند از کارگاه شعر تخصصی از طریق جلسات هفتگی بهره برده و به صورت کاملا تخصصی به مقول...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر