خرید بک لینک
گفتیم علی جمله ، هر روز به خانه
درخانه به جز نامش دیگر چه نشانه!؟

کو دست نوازشگر بر موی یتیمان؟
آشفته و سردرگم، در حسرت شانه

کو بخشش و داد او در حق برادر؟
بیداد به خواهر شد این دوره زمانه

او میر عرب بود و امروز ولی ما
تازیم به تازی ها، در شرق میانه

در چاه دیار ما، من آب ندیدم
لا رَيْبَ فِيهِ ، بی حفر گمانه

باغی که برش خاری یا قار غرابست
جا نیست برای گل یا چنگ و چغانه

جانها همگی تنها، تنها همه زخمی
سیلی ز غم و ماتم ، در شهر روانه

گر پر بشود زخمت، لبریز شود درد
نه شعر تر انگیزی ، نه شوق ترانه

علی اسماعیلی، دوم اسفند ۱۳۹۵

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 7:23

صفحه بندی