شاید ندانی
من با رها
صدایت زده ام
با بغض گفته ام "خداحافظ"
من اولین سلامم را در جایی دنج
پشت آیینه
میان بقچه ای که آبی آسمان را
از همان روزهای شاد زندگیمان برداشته ام
پنهان کرده ام
و امیدم را
میان تسبیح جانماز مادرم
که پر از آیه های نور بود
در ساعتی که
در ضربه های عقربه های خود
انتظارمان را پنهان کرده بود
سنجاق کرده ام
و همه خوابهایم را
در صدای پرنده ی سحر
به دست باد سپرده ام
و چون سایه ای
نه خواب
نه بیدار
با تلاشی بی پایان
برای
به یاد آوردن تمام خاطره های رودخانه مان
با ترسی غریزی از شوق گذشته
برای فرار از آینده
هر روز ساعتم را بیدار می کنم
و گم می شوم
در خاطره
دورترین افق خورشید
که صدای قدمهای تو را
مژده می دهد.
آیا هنوز دوستم داری؟
قسمتی از شعر بلند "آیا هنوز دوستم داری؟"
برچسب: آیا هنوز دوستم داره,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: چهارشنبه
26 آبان
1395 ساعت: 7:54