ادامه داشت...
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
چترم نبودی و شب وxa0باران ادامه داشت بر سنگفرش خیس خیابان ادامه داشت شلاق وحشیانه یxa0یکریز باد دی، بر شانه های لخت زمستان ادامه داشت در لابلای موی تو آرام می گرفت، در چشم بادxa0نظم پریشان ادامه داشت فریادxa0شوق پشت لب بسته مرده بود
ازدواج!
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
یک زمانی (این ریلیشن شیپ) بودُم مو با زری دیده رفتوم روز بعدش با یکی شکل پری توو دلت گفتی به مو مارمولکی کره خری! خاک عالم تو سرت ایشالله که ور بپری نیت مو ازدواجه ازدواجه ازدواج! باز اگه دیدی موره با دختری خیلی لوند مثل او شا
خوش آن چوگان که یک هیچش ببازیم
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
خوش آن چوگان که یک هیچش ببازیم اگر بر روی ماهش دست یازیم دو صد اسب و سوار و گوی چشمش دمی این سوی و گاه آن گوشه تازیم رقیبان جمله در کارش بماندند ندانستم که چونش رام سازیم دمی یک تن به غمزه می نوازد و باقی از نگاهش می گدازیم دم دیگر فریبد جملگی را فرو افتاده گویا در فرازیم ولی چون بازی چوب است و چوگا...
چشم کهربا
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
مثل همیشه ام اما تونیستی من عاشق توام اما تو نیستی مردم ولی ببین آسان شکسته ام از جنس شیشه ام اما تو نیستی دامن کشی زمن اما نمی روم گویی برو ولی بی تو کجا روم چون حکم کرده ای با جان و دل قبول اما بدان که من تنها نمی روم حال دل مرا از چشم تر ببین گفتم که عاشقم اما نیم گدا با چشم سر مرا کمتر نظاره کن ...
شاعری
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
*** شاعر شده در این عصر، هر رندِ کم عیاری آن ذره ذوق خود را ضایع کند به خواری تا سفره ای ببیند ، در محفلی گشاده له له زنان بیاید، چون سگ به ریزه خواری بهر خوش آمد کس ، یا به به فلان خس در دور قاب چیند اشعار پاچه خواری! یک دس
فراموش شدم...
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
فراموشت شدم خط به خط چو شعرهایی که هیچگاه خوانده نشد و محو شدم از یاد تو چو خواب هایی که هیچگاه تعبیر نشد من رفتم با قدم هایی که هرگز شنیده و چشمان منتظر که دیده نشد عطر یاسی که به مشام نرسید و لباس زیبایی که هرگز پوشیده نشد من فراموشت شدم همان سالها اما باورم نشد آری ، فراموش شدم و از من هیچ نماند ...
ازدواج اجباری دختران باکره برای اعدام
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
درتاریکی مطلقَ بی ناموس ترین شبِ خورشید همان شبی که از پاک دامنی طنابِ داری آویختند وچهارپایه ای از بی شرافتی زیر پای ماه بود هزاران سال جهل صدو هفتاد و هفت ترس در مابود نام تو نفرین این قرن است آه سرد تو آتش دوزخ ما ما بزدلان احمقِ خاموش خاکتسرمن ننگ این نسل خواهد ماند تا دهر ای عروس سیاه پوش مارا ...
«مناظرمفقود»
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
و...آنک آن عقاب قاف آیین و آنک آن عروج عرش آذین و آنک آن پلنگ پیر زنده که در پشتش فرو مانده تبرزین و آنک آن دو سیب سرخ عاشق درآن انگاره ی ناب نمادین و آنک آن عظیمِ آبیِ تلخ کنار کلبه ی آن یار شیرین و آنک آن همه مرجان و ماهی درآن
اندکی صبر سحر نزدیک است
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
اندکی صبر سحر نزدیک است لحظه ی فتح وظفر نزدیک است می رود سایه ی شب از سر ما صبح امید دگر نزدیک است کاخ بیدادگران خواهد ریخت چون که توفان شرر نزدیک است عاقبت قفل قفس می شکند وقت وا کردن پر نزدیک است در دل شب اثری پیدا شد به گمانم که قمر نزدیک است باد در گوش صنوبر میگفت لحظه ی مرگ تبر نزدیک است دل به ...
حالم اصلا خوب نیست...
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
یک نگاه مست داری جان من این خوب نیست؟ سر کشم جام نگاهت را ؟ بگو مشروب نیست؟ این همه "جانم فدایت "را به پایت ریختم مرده ام تا این رسیدن،عاشقی محبوب نیست؟ حسرتت دارم از اینرو، خاطرم آشفته است گرچه با تو بودنم هم،کمتر از آشوب نیست
کی روم از یاد؟؟؟
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
در این جهان خاموش خفته ام در باد خفته ام اینجا، کی روم از یاد؟؟؟ در این درازای کوچه ی ماتم ها در این غوغای کبوتران غمبار می دوم به این سو و آن سو کوچ می کنم به این خانه ی بیداد از خدا خبری نیست معجزه در حد نور شمعی است که هنوز از خاکستر دل من می سوزد به خدا گفتم رهایم کن گفت: هر آنکه را دوستش دارم چ...
نای گم شده
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
لا به لای بوته های نسترن پنهان شده است، بوی نان گم شده ی تنور آجری؛ فردا برایش پیراهن نو می خرم هر مهمان نیامده جای زخمی عمیق است یک نفر تنور را باز روشن خواهد کرد.
نقدشعر
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
شکست سکوت سرد دلم را معجزه چشمانت اگرچه رنجور و پریشان و خسته ام عبور باید کرد غمی را که در دلم لانه کرده است عبور از تو چگونه؟ که سرچشمه تمامی غمهایی سمیه فتاحی
آلیس_بی_سرزمین
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
من دست و پا می زنم در خونی زرد که یادگارِ پاییز است، و خاطره یِ بهار را هر روز در تو جستجو می کنم روزها هفته ها ماه ها سال ها و سال ها.... ما بزرگ نمی شویم این دنیاست که هر روز کوچکتر می شود... ما اصلا شبیه رویاهایمان نبودیم نه تو آلیس قصه ها بودی و نه من ناجی عروسک ها... ـــــــــــــــــــــــــــ...
عصرهای بیهوده
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
روزهای کوتاه و سرد حاشیه خلوت کافه ها حرف های وارانه آدمها سلام های گره خورده در آستین نگاه های بی تفاوت و یخ از من می گذرند حوالی عصر های بیهوده تهران. دیوانگی خیال من پریشان خاطره ای است که رودخانه خشک شده این شهر را هر غروب به سمت گونه هایم سرازیر می کند. امشب من همه لحظه های خوشبخت را جایی میان ...
جاری بشو
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
ای چشمه زلال، جاری بشو ، بمان مجنون، تکیده درختی، پر ثمر شوم
ماه...
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
ای ماه چرا تن میفروشی به خورشید؟ برای ذره ای مهتاب...!
نفس کشیدن
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 14:53
از هراس اینکه دیگر، فردا نبینمت خسته شدم... گاهی باید تو را بکشم شاید آرامشی بر ریههایی که دلتنگی میکشند دمیده شد روزی بوم هزار سقف درد نبودنت را میکشید هزارها هزار، که در نبودت ریشه در شعلههای سوخته میکشند هم رسم درد کشیدنند... از دردی چون تو پاک شدن علاج بی درمان خلتیاست که دچار نبودنت شد شاید دوب...
علی درسوگ
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:25
( علی ع درسوگ ) مونس و غمخوارِ علی ، شمعِ فروزانِ علی شاخه یِ طوبایِ علی ، سروِ خرامانِ علـی ای گلِ پرپر شده ام ، همرهِ من بنتِ نَبـی صورتِ نیلی یِ تو شـد ، قاتلِ پنهـان علی تَرک مکن زود مرا ، خسته اَگر زِین سفَری بی تو دلم درد شوَد ، رفت زِ تن جانِ علـی آتشِ سوزان چه سان ، سُرخ کُند میخ به در داغ ب...
فال
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:25
تکه تکه خودم را پشت چراغ قرمز به فال می فروشم شاید کسی مژده آمدنت را بدهد