
( سلطان عشق ) ندهم دل به دو عالـم ، مستِ گلزارِ حسینـم عاشقـم عاشقِ رویش ، که گرفتـارِ حسینـم پـورِ حیـدر گـلِ زهـرا ، خامـسِ آلِ محمّــد سر و جانم به فدایش ، که بدهکـارِ حسینـم سیم و زَر اَفسرِشاهی ، گنجِ قارون نخواهم مـن خریـدارِ غُبـارِ ، ...
ادامه مطلب
صدای باد میاید صدای باد شکم های باد دار میاید به صف ایستادگان در انتظار آن دخترک زیبا که رفته بود با شتاب پشت آن دیوار که بوی تعفن مشام را میدهد آزار . صدای باد میاید کسی که تاب ایستادن نداشت از آنسوی جاده میاید دوان دوان در انتظار تکان میخورد بی تاب . میکند آرام زمزمه با من و در پایان ...
ادامه مطلب
ویژگی و ماهیت شعر سپید شاید روح انسان شعری از خداوند باشد...! ابتدا باید به خود کلمه (شعر) بپردازیم و آنگاه قالب شعر سپید. تعاریف زیادی از شعر صورت گرفته که به چند مورد آن اشاره می کنیم. هرچند این تعاریف معنای ژرف شعر را به طور کلی نمیتواند بیان کنند، تعریف شعر کاری بس دشوار و پیچیده است ، چرا ...
ادامه مطلب
اشعار در این انجمن، کمرنگ گشته گویی که طنزِ بچه ها چون سنگ گشته شعرش که کم، طنزش که کم، دیگر چه گویم؟ کمرنگیِ اشعارِ ما فرهنگ گشته تا یک نفر آمد که شعری را بخواند شاید که دیوی دیده و جیم فَنگ گشته! اصلاً تو گویی عضویت در شعرِ طنزش جیز است و دشنام است و حتی اَنگ گشته تعدادِ دیدن ها اگر باشد چو آو...
ادامه مطلب
پرواز چشم دارم به رخت مرغ خوش اواز ديده دارم به رهت تا تو بياي كه مرا ميكشد اين حسرت پرواز قلب افاق كه اغوش گشادست به من ; دوست دارم كه كنم باز پر و پر بكشم همچون باز و چنان تنگ بگيرم به بغل او را كه نكند هيچ كسي اين گره پر خم باز دست من گير و مرا ته مرداب كه مرا سخت گرفتست در اغوش رها كن خانه ويران كن و با همت خود خشت اميد در اين خانه بنا كن...
ادامه مطلب
کجاست آن پرنده ی عشق که بر شاخه سارهای قلب من فرود آید؟ و نگاهش از اشتیاق زلف هایم رو به پنجره خشک شود من همه گوش شوم و او همه صدا آوازی سر دهد که رد قدم های غم محو شود از جاده ی رفتن ها و هیچ نماند بجز آمدن ها و ماندن ها کجاست آن پرنده عشق که در نیمه شب پاییزی سکوت کوچه را بشکند عطر یاس را از اردیبهشت به امانت آورد و در رویای اهالی محل ماه خسته را قاب بگیرد کجاست آن پرنده ی عشق؟...
ادامه مطلب
با تشکر ویژه از بانو الهام پناهیان برای زحمت بسیار عکس نوشته ها... .... .. لاالاعشق و لاغیر.. در میان آسمانهای خیال در پس رویای سرسبز وصال لابلای رازهای آینه گفتگوهای من و آن بغض های پر گله ناگهان شعر به تقدیر زمان می خندد و در آنسوی خیالی که به آرامش یک پنجره زنجیر شده قاصدک نامه ی احساس مرا ...
ادامه مطلب
گفته بودی در آخر از این شعر میخ تابوت مرده می سازی گفته بودم در آخرین بازی مرد همواره برده، می بازی! خواستم خون دل بریزم تا مست انگور نارسم بشوی خواستم شکل لاشه باشم و تو دو،سه چنگال کرکسم بشوی! تو بخواهی برای گله خود بره در جلد گرگ خواهم شد پایم از گاهواره بیرون است بغلم کن، بزرگ خواهم شد به ...
ادامه مطلب
سینهیِکَسنیستدگـرجایِعشق رفته زِ یادِ همه ، غوغـایِ عشق کارِ دهــان ها ، شـده زخمِ زبان گوش ، دگــر نشنَوَد آوایِ عشق قصه یِ عُشــّاق ، نگـــوید کَسی حلّ نشده ، مانـده معمـّایِ عشق همّتِ فرهادوَشی ، کو ،کجاست لایق و شـایستهیِ دیبــایِ عشق کَس نتوان جُست دراین روزگار طالبِ یوسف،چو زلیخ...
ادامه مطلب
سربازان مغولی ات تاراج میکنند در سرزمینم ب قصد چه؟ شاید هوس گشت در دشت شقایق به سرشان افتاد ! شاید عاشق جغد های درختان من اند که درلانه عشق را شبگونه گهگاهی جار میزند سربازان سیاه چشمانت چه اشوبی در قطب دلم بپا کردند بیا ببین ابراهیم نگاهت وگلستان شدنم را بیا بچش از چشمهی جوشا...
ادامه مطلب
کمی شعر در این کاسه بریزید من، گدایم ولی شعر بریزید وزنش، وزنه به دوشم آن قافیه را دور بریزید برف است و زمستان سفید می شود کوچه از شعر سپید بر کوچه بریزید در فضا بی وزن کنید من را از کودکی خواستم فضانورد باشم در ماه بگردم و آزاد بی بند و قفس باشم اما سفینه ام بسیار بسیار شده سنگین از وزن بسیارش ا...
ادامه مطلب
گرداب دلتنگی چه بی رحم ست و وحشی آرام و امـــیّــــدِ مـــرا بلعیــده یک جـــا قلبی دریـن گرداب هایل غرقه در خون زنجیرِ زلفت افکن و بیرون کش او را چون خیسیِ غم از وجودش رخت بر بست با گــرمی دســتت چــروکــش را اُتــو کــن بیچاره ...
ادامه مطلب
شکست سکوت سرد دلم را معجزه چشمانت اگرچه رنجور و پریشان و خسته ام عبور باید کرد غمی را که در دلم لانه کرده است عبور از تو چگونه؟ که سرچشمه تمامی غمهایی سمیه فتاحی...
ادامه مطلب
دوباره می سرایمت در آستانه ی خیال نشسته بر کمال اوج و .......... ایستاده با وقار دوباره می نویسمت به دفتر ...........سپید صبح روان تر از صدای آب و ........... خوش تر از طلای ناب دوباره و دوباره ها تو را تراش میدهم برای این رکابِ دل نگین ، خراش می دهم به تار موی تار تو به زمزمه ، نوا کنم میان این ترانه ها به ساز تو صفا کنم به اشک دیده و دلم تو را جلاء می دهم برای بودن تو باز خدا خدا می کنم ..................:...
ادامه مطلب
متن ترانه ی آهنگ « عشق من کجاست » عشق من کجاست دوباره غم داره قلب عاشقم دوباره ! عشق من کجاست دوباره چشمای من هوای گریه داره عشق من کجاست نگاه من خسته از شبای انتظاره ماه من کجاست ! بیقرارشم خدای من،انگارعشقو عاشقی دروغه بیقرارشم شبای من خالی از ترانه، بی فروغه بیقرارشم شبا چقدر،کافه های بی کسی شلوغه چشم به راهشم جدا شدن اشک آسمونو در میاره جدا شدن حتی کوهو از پا در میاره نمیشه یادش یه لحظه راحتم بذاره همیشه دل دادن آخرِ خوشی نداره عشق من کجاست ، ماه من کجاست کاش یه بار دیگه ؛ عزیز من، عاشقونه روبروم بشینه باز با هم دیگه نگاه نازش کسی به جز منو، نبینه کاش یه بار دیگه، باز با همدیگه قلب من میگه یه روزی باز اونکه جات گذاشته برمیگرده غم نخور دیگه ! میاد و می ب...
ادامه مطلب
چه شد؟ چشمانت از سردی آب سرخ گشت دستانت خیس از خشکی نگاه ها و آب در تلالو لبانت نمیگنجید... باید رفت؛ بهر طفلان تشنه در زار آفتاب بهر نگاههای خیس بهر جیغ گرما تنها مشک در دستت سیر گشت مشک از آب و تیغ و دستانت... از آه و تیغ آهی از خجل سیر نگاههای آنها؛ آهی از دل خون هزارها... آهی از زمین و آسمانها، سیرشد جهانی از لایتنایی تو مردانگی هزاردستان تو و این جان است که میجوشد... در حرارت بی مرز عشق تو؛...
ادامه مطلب
نقاب ها رو ببین،انگار/همه مثل همه مردن نه انکاری،نه اصرای/نه امیدی واسه بردن دیگه توی تن مردم/دلی نیست و یه پمپاژه به جای مغز توی سر ها/فقط یک مشت کاه و کاجه همه معکوس خود گشتن/حتی بارون دیوونه چی شد احوال ما بد شد؟/حتی خدا نمیدونه همه افسرده و خسته/همه دچار بی حالی نفهمیدیم یهو چی شد/نفهمیدیم یه چیزایی زمین سرگیجه میگیره/زمان وارونه میچرخه روزی که ادم قصه/روح رو تن داد به این چرخه نفهمیدیم چرا تو شهر/همه دچار سر دردن جهان رو وارونه دیدیم/یا اون وارونه بود اصلا زیر پامون چی بود له شد؟/سیگار یا عمر؟نفهمیدیم همه دنیارو فحش دادیم/ولی هرگز نجنگیدیم دلیل گر...
ادامه مطلب
گفتند،باتوجورنبودم!....چه حرفها! هرگزچنین صبورنبودم،چه حرفها! گفتند،حس من به تو،بی رنگ بودوخشک این قدر،بی شعورنبودم....چه حرفها! توهم نگو،که فاصله ها....ادمت نکرد من اهل حرف زورنبودم،چه حرفها گفتند،سوزغربت شب را،ندیده ام دیدم به چشم،کورنبودم،چه حرفها! تسلیم عشق یارشدم،بی قرارومست دل سنگ وپرغرورنبودم!چه حرفها! اصلا،وهیچ وقت،دلی رانیازردم شرمنده...من شرورنبودم!!...چه حرفها...
ادامه مطلب
کل این قصه حطا بود و نمی فهمیدم عشق،افسانه ما بود و نمی فهمیدم گرچه در ریشه مان ریخته بودیم به هم تنه ام از تو جدا بود و نمی فهمیدم.. سایه ات روی سرم داشت خدایی می کرد تیر چشمم به هوا بود و نمی فهمیدم.. مست می شد دلم از جام سرابت، اما تو کجا؟ عشق کجا بود و نمی فهمیدم چِقَدَر دست مرا پوست گردو خط زد! و چه بی رنگ ،حنا، بود و نمی فهمیدم قصه اینبار دل عاشق یک شیر نبود.. قصه اینبار "بقا" بود و نمی فهمیدم انتحاری که دلم تجربه اش کرد و شکست اثراتش همه جا بود و نمی فهمیدم! گفتم از حمله طوفان به سلامت ساحل! لنگر عشق رها بود و نمی فهمیدم! ...
ادامه مطلب
عشق ممنوعه من تویی سیب عاشقی منو ادم بکن و بکن با خودت یکی نکن بیرون منو از این بهشت زندگی من آدم اشتباه کردم تویی خدای عاشقی گوش به امر نفس کردم پیش درگاه تو یار توبه کردم و گرفتی دستمو به سادگی چندو باشد دورم از تو ای همه هستی من گیج و کورم باغرورم توی دست لودگی عشق ممنوعه من میخورم این سیب را پیش درگاه تو من با تمام بچگی منکر این اشتباه پاک نیستم ای لایتناهی گوش به فرمان تو هستم توی امر بندگی javad.barani...
ادامه مطلب