دوباره می سرایمت
در آستانه ی خیال
نشسته بر کمال اوج و
.......... ایستاده با وقار
دوباره می نویسمت
به دفتر
...........سپید صبح
روان تر از صدای آب و
........... خوش تر از طلای ناب
دوباره و دوباره ها
تو را تراش میدهم
برای این رکابِ دل
نگین ، خراش می دهم
به تار موی تار تو
به زمزمه ، نوا کنم
میان این ترانه ها
به ساز تو صفا کنم
به اشک دیده و دلم
تو را جلاء می دهم
برای بودن تو باز
خدا خدا می کنم
..................:
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: سه
شنبه
17 اسفند
1395 ساعت: 2:25