نقاب ها رو ببین،انگار/همه مثل همه مردن
نه انکاری،نه اصرای/نه امیدی واسه بردن
دیگه توی تن مردم/دلی نیست و یه پمپاژه
به جای مغز توی سر ها/فقط یک مشت کاه و کاجه
همه معکوس خود گشتن/حتی بارون دیوونه
چی شد احوال ما بد شد؟/حتی خدا نمیدونه
همه افسرده و خسته/همه دچار بی حالی
نفهمیدیم یهو چی شد/نفهمیدیم یه چیزایی
زمین سرگیجه میگیره/زمان وارونه میچرخه
روزی که ادم قصه/روح رو تن داد به این چرخه
نفهمیدیم چرا تو شهر/همه دچار سر دردن
جهان رو وارونه دیدیم/یا اون وارونه بود اصلا
زیر پامون چی بود له شد؟/سیگار یا عمر؟نفهمیدیم
همه دنیارو فحش دادیم/ولی هرگز نجنگیدیم
دلیل گریه ای نبود/ولی چشمِ همه قرمز
واسه هیچی ندوییدم/ولی نسیب پا گزگز
اشوبی که توی دل بود/بدون نگاری طرح بست
ما اصلا بازی نکردیم/ولی باختیم توی هر دست
ما همه نامه ای بودیم/ناخونده لای شعله ها
با بال پرواز میخوردیم/حسرت روی قله ها
ما اصلا حقی نداشتیم/همه گفتیم مردم خوردن
ابرویی رو نذاشتیم/ولی گفتیم مردم بردن
توی جوهر سیاهی/غرق شدیم و قلم،مغزه
زجه ها هرچی مدرن تر/اون اثر،یه
شعر نغزه
نفهمیدیم چرا تو شهر/همه دچار سر دردن
جهان رو وارونه دیدیم/یا اون وارونه بود اصلا
زیر پامون چی بود له شد؟/سیگار یا عمر؟نفهمیدیم
همه دنیارو فحش دادیم/ولی هرگز نجنگیدیم


