خرید بک لینک
خوش آن چوگان که یک هیچش ببازیم
اگر بر روی ماهش دست یازیم

دو صد اسب و سوار و گوی چشمش
دمی این سوی و گاه آن گوشه تازیم

رقیبان جمله در کارش بماندند
ندانستم که چونش رام سازیم

دمی یک تن به غمزه می نوازد
و باقی از نگاهش می گدازیم

دم دیگر فریبد جملگی را
فرو افتاده گویا در فرازیم

ولی چون بازی چوب است و چوگان
وُ را آخر به ضربی می نوازیم

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

صفحه بندی