خرید بک لینک
از هراس اینکه دیگر، فردا نبینمت
خسته شدم...
گاهی باید تو را بکشم
شاید آرامشی بر ریههایی که دلتنگی میکشند
دمیده شد
روزی بوم هزار سقف
درد نبودنت را میکشید
هزارها هزار، که در نبودت
ریشه در شعلههای سوخته میکشند
هم رسم درد کشیدنند...
از دردی چون تو پاک شدن
علاج بی درمان خلتیاست
که دچار نبودنت شد
شاید دوباره تو را باید کشید
تا گلو به التماس آمدنت
هر روز برای نیامدنت
انعکاست را بکشد...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی