خرید بک لینک
روزهای کوتاه و سرد
حاشیه خلوت کافه ها
حرف های وارانه آدمها
سلام های گره خورده در آستین
نگاه های بی تفاوت و یخ
از من می گذرند
حوالی عصر های بیهوده تهران.
دیوانگی خیال من
پریشان خاطره ای است
که رودخانه خشک شده این شهر را هر غروب
به سمت گونه هایم سرازیر می کند.
امشب من همه لحظه های خوشبخت را
جایی میان لب پریدگی فنجان های قهوه
جا گذاشته ام.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی