و...آنک آن عقاب قاف آیین
و آنک آن عروج عرش آذین
و آنک آن پلنگ پیر زنده
که در پشتش فرو مانده تبرزین
و آنک آن دو سیب سرخ عاشق
درآن انگاره ی ناب نمادین
و آنک آن عظیمِ آبیِ تلخ
کنار کلبه ی آن یار شیرین
و آنک آن همه مرجان و ماهی
درآن پیشانی آرام و غمگین
و آنک انعکاس هفت بوسه
درآن تاریکی سرد سفالین
و آنک تو هزاران تو- وَ یک من
که می رقصید بر بام براهین
و آنک من هزاران من- و یک تو
که می تابید بر اعماقِ دیرین