عشق
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
بغض کهنه در گلو با سکوت سالها میزند نفس گره در کنار صخره بازتاب خاطره امتزاج کربن است با هنر سطر سطر بیستون تیک تاک تیشه می دهد جواب عشق تابعی ست از تهی بی اثر ز فاصله از نژاد ورنگ ها جدا با زبان مشترک و واج های بی صدا عشق انقلاب لحظه هاست مثل یک رفرم کند پر شتاب مثل کودتا هر چه هست پاک و ساده است م...
مسابقه فیلم نامه نویسی
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
درود دوستان گرامی طبق تصمیمات دبیران بخش ادبیات نمایشی، مسابقه ای در خصوص "فیلمنامه نویسی" در زیر مجموعه انجمن نثر/ادبیات نمایشی برگزار می شود. <<بهترین فرصت برای دوستان مبتدی>> یکی از فیلم های برتر سینمایی خدمتتان معرفی می گردد. قسمت انتهایی فیلمنامه (که در ادامه زمان آن عرض می شود) باید توسط شرکت ...
قدم سبز
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
به خود نور قسم از تو خبر می آید قصه ی عشق فقط با تو به سر می آید ای که از شهر گذر کردی و عطرت پیچید نام مهدی به تو مولا چقدر می آید شاهرگ های زمین پر شده از گریه ی ما اشک از دوری تو تازه و تر می آید روزگاری ست جهان پر شده از ظلم بیا از نفس های تو هم معجزه بر می آید باز تا زنده شود شوق تکامل برگرد هم...
سرنوشت نمناک
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
هزار و یک شب است نگاه تو را میبافم برتار و پود یخ زده ی بهار تن عریان خاطرات به آغوش کشیده اند افکار متروکه ام را تا آرام آرام... بیافتم از نگاه سردت چه سرنوشت نمناکی تنهایی ام برید وچشمانت بلا دوخت امروز دیگر... جرعه جرعه تردید مینوشم از ساحل وجودت تا گمنام ترین تقدیر زندگی ام را به رعشه کشد اما .....
نامهربــــــــانی ها
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
«نامهربـــــانی ها» چنان بیزارم از این زندگیِ سردِ تکراری که راضیم به مرگِ خویش،تا کی رنجِ بیماری؟ چنان در خویش بشکستم که تا عرشِ الهی رفت صدای استخوانم در سکوتِ خویشتن داری به شلاقِ غمِ نامهربانی ها مرا کُشتند نمیدانی چه دشوار است،دردِ بی کَس و کاری نه کَس ما را نه ما را کَس،هنوزهم ساده و تنها شبی ...
ویران نشین
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
هرچه بادا باد ماویران نشین کوی تو تاقیامت مست وسرخوش ازخم گیسوی تو
یاغمور
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
یاغمور یاغان زمانیده سنسیز قالانمارام سنسیز لیگه جهانیده راضی اولانمارام قالام بو منزلون بوجاقندا شکسته پر سنسیز قناد آچوب گویه بیرده اوچانمارام سن اولماسون یقین اله ئولم، باتار نفس سنسیز چخوب کناریده چولده دولانمارام هر لحظه باغلیدور سنه کونلوم اوشاق کیمین هچ بیر گولی اوشاقون الینن آلانمارام بیرپار...
شب نقره کوب (قسمت اول)
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
صبح روز جمعه بود . آفتاب بالا اومده بود و داخل اتاق می تابید و چشمامو اذیت می کرد . سر درد شدیدی داشتم و دلم نمی خواست از رخت خواب جدا بشم. پتو رو محکم به دور خودم پیچیدم و سرم رو زیر پتو بردم تا از تابش آفتاب در امان باشم .نمی دانم چقدر گذشت . یک دیقه ، پنج دیقه ، یا یک ساعت که با صدای غر غر بی بی ...
قوجامان آرواد
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
چیلله گونلرینین بیری ایدی . کؤلک ، قاپی – پنجره نی بیربیرینه ووروردو . . گوندوز یئنی جه باشلاماقدا ایدی . قوجا آرواد یالانجی یوخودان اویانیب ، آیاقا قالخدی . یاماقلی چادراسینی باشینا سالیب ، بالاجا کاساسینی الینه آلیب ، اتاقیندان ائشیکه چیخدی . اؤنجه آز قالمیشدی کولک قوجامان آروادی ییخسین .آما او نئ...
استاد شهریار
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
زندگی نامه شهریار (به قـلم جـناب آقاي زاهـدي دوست استاد) ( بخشي ازاين متن در زمان حيات استاد، نگاشته شده است ) اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري كـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديك است و حقـيـقـتاً حيف است كه آن خاطرات از پـر...
کنکاشی در اساطیر آذربایجان
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
اسطوره كه بازتاب تفكر انسان دربارهی هستی و جهان است با بنمایههای افسانهای و با بادبانهای برافراشتهی خیال، سفری به مافوق الطبیعه را با گریز از واقعیت پی میگیرد كه در آن تصویری از اخلاق و دین را با زندگی و ماهیت آن پیوند میزند. اسطوره با ریشه در زبان، سیال گونه عصرها را درمینوردد و با همهی سحرانگیزیاش...
رمان عصیانگر /نویسنده بارانا 155(قسمت دوم)
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
(قسمت دوم) با تعجب داشت به من نگاه میکرد انگارکه با خودش حرف بزنه گفت: -عجب صدایی داره تا حالا به این نازی ندیده بودم صدای پسر. خواستم لبخندی بزنم که تبدیل به پوزخند شد .با پوزخندم زود دستشو گذاشت جلو دهنشو گفت : -اییی واییی بازم بلند فکر کردم.چیه صدات اصلا هم خوب نیییست. سری به معنای تاسف تکون دادم...
مردی در پس یک خاموشی
-
تاریخ: 1395/3/6 ساعت: 9:04
مردی در پس یک خاموشی از سر کار که آمدم .مثل همیشه بعد از عوض کردن لباس هایم یک لیوان نسکافه ریختم و رفتم داخل بالکن نشستم . روبه روی خانه ی ما یک پارک بود و من همیشه عادت داشتم با نگاه کردن به بازی کردن بچه ها که با شوق فراوان بالا و پایین می پریدند و گاهی هم گریه می کردند تا پدر یا مادرشان برایشان ...
شب مهتاب
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
شب مهتاب آمد بی هیاهو لقایی دلربا آشفته گیسو به بام خانه تا دل را رباید به صوت دلنشین ، رخسار جادو هوا آکنده از عطر شمیمش که خود طعنه زده بر مشک آهو جمالش پرتویی از نور مهتاب که بر هر درد، درمان بود و دارو حضور ماه شیرین ، یار دلکش! نهادم عقل واحساس در ترازو چو دیدم قدرت دل گشته زایل گرفتم با دو دست...
مرگ انتزاعی(دکلمه)
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
توی سلول خیالم واژه هایی خالی و... من اسیر میله های غربت پوشالی و ... هر هجای اسم تو صدها غزل را شاعر است در نبودت قافیه شکل پریشان حالی و.... همنشینم کاغذ و خودکار،تنهایی و...تو شعرها صف می کشند و در سرم جنجالی و ... *** باز در آغوش من شیرین زبانی می کنی: ((ای پرنده سایه ی تو اوج خوش اقبالی و ... م...
یک واژه ام
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
یک واژه ام؛ در میان انبوه صفحات این دفتر، سرگردان گاه نشسته در دل شعر می شوم قافیه اش هم گام با آواز و وزن آن گاه غرق در یک بغض می شوم اشک می میرم بروی گونه ای نوازش کنان گاه در قهقه خنده ای تا نفس دارد جریان می نوازم، می رقصم شادی کنان یک واژه ام؛ گاه بی پروا رها میکنم سکوت را از اسارت جور گاه اما ...
حضور عشق...
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
عشق میریزد به فنجان چای می لرزد گریزان گل به رویت رقص دارد انعکاس از عکس گلدان روبرویت می نشینم در نگاهت عشق داری قند در دل می شکوفد کام شیرین، از قراری لب به لب آتش میانی سرخ تر از کهکشانی با نگاهت می فریبی قلب من را هر زمانی همدمی های شبانگاه مثل مهمانی عزیزی لب به خنده میشکوفد مثل گلها ریز ریزی ه...
گورستان
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
آنقدر شعر کشتم که دل گورستانی شد با بوی تعفن جنازه های بادکرده...
"بی قراری"
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
سلام دوستان عزیز "بی قراری" حاصل همسرایی من، سحر، هما، مهرناز و بهناز عزیز در تاپیک "شعر موضوعی گروهی " تقدیم نگاهتان می شود. پر کرده قلب کوچکم را، اندوه سخت انتظارت در ذهن من پررنگ مانده تصویر چشم بی قرارت لبخندهای روی دیوار همدست با پاییز و باران... خم کرده پشت محکمم را نم نم سکوت و اقتدارت صیاد خ...
هرچه از روز شکوفا شدنت می گذرد
-
تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯِ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺷﺪﻧﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻮﺱ ﺑﺎﻍ ﺗﻨﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﻦِ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ﭼﻤﻨﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻮﺱ ﻭ ﭼﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﺳﯿﺐ ﺩﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺠـﺮﻩ ﯼ ﭘﯿﺮﻫﻨﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺭﺧﺖ ﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻞ، ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ ﺳﺤﺮ ﺍﺯ ﺯﻟﻒ ﺷﮑﻦ ﺩﺭ ﺷﮑﻨﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎ ﺣﻠﻘﻪ ﯼ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﯽ ﻟـﺮﺯﻫ...