هزار و یک شب است
نگاه تو را میبافم
برتار و پود یخ زده ی بهار
تن عریان خاطرات
به آغوش کشیده اند
افکار متروکه ام را
تا آرام
آرام...
بیافتم از نگاه سردت
چه سرنوشت نمناکی
تنهایی ام برید
وچشمانت بلا دوخت
امروز دیگر...
جرعه جرعه تردید
مینوشم از ساحل وجودت
تا گمنام ترین تقدیر
زندگی ام را به رعشه کشد
اما ...هرگز...
کوچ نخواهم کرد
زمستان مقر خیال بافی های من است !
#جیران_قربانی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
6 خرداد
1395 ساعت: 9:04