ماه بنی هاشم - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
( ماه بنی هاشم ) پورِ علی کنزِ شرَف مـردِ خُـدا باختـه دل را بـه بـرادر زِ وَفـا درکرمـَش همچو علی داد گـَر حاتم ِطایی به دَرش گشته گـِدا . میر علمدارحسین ....ابولفضل شیر وفادار حسین....ابولفضل . صـورتِ زیبـایِ علـی مَظَهـرِاو قامـتِ رعنــایِ اَسـد منَظـرِ او چاک کُند عاشقِ او سینه ی خود بر کـجِ ابـ...
حقیقت محض - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
سیاه حقیقت محضِ سفید جایی که رنگ توهم است ...
انتظار - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
گم که شدی تمام ورق ها را بو کشیدم تا گوشه هایِ جوییده ی کتابم سهمِ دردت از سال هایِ بی قراریم باشد...
"تعطیل است!" - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
. کرکره ی چشمم را پایین کشیدم ناز نگاهم، بعد از تو خریدار نمیخواهد .
غزل - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
اومما درمان اولا احوال پریشانه غزل نئیله سین قلبیده بو درد فراوانه غزل زهر دوران سؤزوده شعری ده بیمار ائلئییب چوخلو بیزدن اؤزو محتاجدی درمانه غزل داها نه شعر و غزل،نه یازی ایامی ده ییل ائل آراسیندا یاشیر گؤر نه غریبانه غزل یوخدو جان بیزده کی تقدیم اولا جانانه لره نه دی پیمان کی وفا ائیلییه پیمانه غز...
حریم راز - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
دیده ام را باز کردم بخت شومم باز شد تا تو را دیدم خزان رفت و بهار آغاز شد گل شکفت از خاک و بستان شد لبالب از حیات مرگ را کُشتی و دنیا محو این اعجاز شد آسمان کاشانه ات بود و زمین از شوق تو در تبی چون ظهر تابستانی اهواز شد حد اعلای کمال حُسنی و با ما چه کار؟ حتم دارم در گزینش ها کمی اغماض شد گرچه در ج...
قالبهای شعر در اشعار ترکی استاد شهریار - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
اشعار ترکی شهريار همانند اشعار فارسی وی از نظر گونه گونی انواع و قالب ها قابل تأمّل است.چيرگی و استادی شاعر در همه ی قالب ها و گونه های شعر،موجب شد او به اقتضای حال و مقال مناسب ترين قالب و گونه را برگزيند.شاعر افزون بر قالب هايی چون ترکيب بند،غزل،قطعه،مثنوی،مستزاد و ... به انواع شعر ترکی مانند قوشم...
غرق عشق.. - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
درست رو به روی تو ایستادمو چشام تووی چشمای تو زل زده تو دستاتو دورم گره می زنی دلامونو عشقت به هم پل زده صدای نفس هات که توو گوشمه تمومه تنم غرق آرامشه یه بوسه منو شعله ور می کنه خدایا ... نذار عشق ما کم بشه سرا پا وجودم شده محو تو چقد حس خوبیه که پیشمی احاطه بکن این منو از خودت صدای تپش های این قلب...
***روزگار شهاب (3) ادامه ی درد دلهای هادی*** - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
هادی: همون که یه زمانی مثلاً داداشمون بود من: علی!؟ هادی: آره، همون نامرد... من: نه بابا شوخی می کنی اصلاً باورم نمی شه ! داش علی ! باورم نمی شه هادی:آره داداش. حرفی برای زدن نداشتم، اصلاً باورم نمی شد علی پسر با مرامی بود مگه می شه یعنی یه دختر اینقد ارزش داره که دوستی هفده ساله را از بین ببره، اون...
تاریخ وجودم - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
...... کتاب تاریخ وجودم همه قتل ،همه زخم و غارت بوده است .... زخمهایم همه ازنبودنت هرلحظه کاری ... خاطراتت حس و عقلم را به غارت برده است ... و ....و ... رفتنت جانم گرفت ؛ روحم گوشه ای خاموش و جسمم ساکت وتنها جان داده است .... مهرناز ...سراب.
مهربان - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
با گریه ی شبانه هوایمان را دارد آسمان تهران
جایی امن..... - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
جایی امن... نیمه شب چون آواری بر دوش تنهاییِ زنی غمگین،سنگین می نمود صدای بوق ممتد هوس اتومبیل های ایستاده به تماشای تَنی تنها قدم هایی استوار از ترسِ نامهربان رفتن و گامهایی مردد از رفتن تردیدهایی زهر آلود از آمدن عابر ی بی پناه کفش های پاشنه بلند ورنی پالتویی مشکی از خزی به رنگ چشمان بادامیش شالِ ...
بپر پرنده ی زیبا ، بکوچ از این کوچه - تاریخ: 1395/2/31 ساعت: 2:55
خبر نداری ازین دل به رسم بیخبری که از نهایت عشقم هنوز بی خبری به رسم عشق، تمامم فدای خوشبختیت بدون هیچ توقع بدون هیچ اگری ... اگر که بغض کنی ، مثل شیشه میشکنم هنوز مانده به این کوه درد پی ببری اگر که پاش بیفتد به پات می افتم که ساده بگذری از من ، بدون من بپری حراج میکنم این آبروی ریخته را بِری برای ...
دوزگون عشق - تاریخ: 1395/2/29 ساعت: 7:25
بير قوجا كيشي سحر تئزدن ائويندن ائشيگه چيخيب، يولدا بير ماشين ايله تصادف ائله دي و يارالاندي. يولدان كئچنلر اونو تئز مريضخانايا يئتيرديلر. پرستارلار يئتيشجك قوجا كيشي نين يارالارين باغلاديلار و سونرا اونا دئديلر: گرك سندن عكس گؤتورولسون بيلك بَدنيوين هاراسي سينيب يا صدمه گؤروبدو. قوجا كيشي غمه دولار...
رمان عصیانگر /نویسنده بارانا 155 - تاریخ: 1395/2/29 ساعت: 0:27
با نام خداوند . سلام به شما عزیزان من یه دختر پانزده ساله هستم شاید با دیدن سنم فکر کنید داستانام ارزش خوندن ندارن ولی من اومدم اینجا تا حمایت بشم راستش عاشق داستان نویسی هستم شعر هم میگم و دلنوشته هم فراوون دارم ولی این داستانی که میخوام بنویسم در باره ی یه زندگیه که از هم میپاشه ولی دوباره پیوند د...
استاد دکتر محمد حسین مبین - تاریخ: 1395/2/29 ساعت: 0:27
نويسنده، شاعر و پزشک توانای معاصر آذربايجان، استاد دکتر محمد حسين مبين در سال 1306 شمسی در يکی از محلات قديمی تبريز به نام چرنداب پا به عرصه هستی گذاشت. تحصيلات ابتدايی را در دبستان معرفت تبريز و کلاس شش و دوره دبيرستان را در دبستان و دبيرستان پهلوی آنروز در کرمان به پايان رساند. آنگاه بعد از شش سال...
سیر غزل در ادبیات ترکی آذربایجانی - تاریخ: 1395/2/29 ساعت: 0:27
با فرايند پيچيده اي به نام غزل تركي روبرو هستيم پديده اي كه از طرفي ريشه در ادبيات عرب دارد ازسويي وامدار ادب فارسي ست از سويي ديگر برخاسته از فرهنگي منحصر به فرد به نام فرهنگ ملل ترك مي باشد واز طرفي با طي مسير رشد وبالندگي امروزه داعيه ي تبديل شدل به قالبي مستقل وخود بسنده وخلاق را دارد سير تکويني...
... - تاریخ: 1395/2/25 ساعت: 12:09
انشائی کودکانه. نه نامه ای عاشقانه. شاید با زبان ساده ساده ساده مینویسم هنوز هم د و س ت ت د ا ر م ...
تو چرا رفتی؟!! - تاریخ: 1395/2/25 ساعت: 12:09
غصه ام را هرکه شنید تنهایم گذاشت تو چرا نازنینم؟ نازنین یارم تو که آغاز تمامه قصهء من بودی تو که بودی قصه ام غصه نداشت تو چرا رفتی؟ نفسی بس بودی رفتیُ نفس برمن بریدی؟ بی تو شبها بی ستاره بی تو مسجد بی مناره بی تو من بی کس ترینم نازنینم تو چرا رفتی؟ هر چرا خطی به روی قلب من زخمی به روی سینه ام لحظه ل...
دوراهی - تاریخ: 1395/2/25 ساعت: 2:35
در راه باش رکود را نه پایان که اغازی نیست به مثال گشتن گرد دایره ای انان که نه اغاز در بی شکستی و وهم موفقیت همه عمر در جبر حصار خود خویشتن بر همه دو راهی های اضطراب بر همه دو دلی های در خیرگی نگاهشان به ریگ در خیال به گل نشته زورقشان لیلاج را نگونبخت می خوانند و من او را سراسر ره جویی که تا سیم اخر...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر