
صدای باد میاید صدای باد شکم های باد دار میاید به صف ایستادگان در انتظار آن دخترک زیبا که رفته بود با شتاب پشت آن دیوار که بوی تعفن مشام را میدهد آزار . صدای باد میاید کسی که تاب ایستادن نداشت از آنسوی جاده میاید دوان دوان در انتظار تکان میخورد بی تاب . میکند آرام زمزمه با من و در پایان ...
ادامه مطلب
ویژگی و ماهیت شعر سپید شاید روح انسان شعری از خداوند باشد...! ابتدا باید به خود کلمه (شعر) بپردازیم و آنگاه قالب شعر سپید. تعاریف زیادی از شعر صورت گرفته که به چند مورد آن اشاره می کنیم. هرچند این تعاریف معنای ژرف شعر را به طور کلی نمیتواند بیان کنند، تعریف شعر کاری بس دشوار و پیچیده است ، چرا ...
ادامه مطلب
اشعار در این انجمن، کمرنگ گشته گویی که طنزِ بچه ها چون سنگ گشته شعرش که کم، طنزش که کم، دیگر چه گویم؟ کمرنگیِ اشعارِ ما فرهنگ گشته تا یک نفر آمد که شعری را بخواند شاید که دیوی دیده و جیم فَنگ گشته! اصلاً تو گویی عضویت در شعرِ طنزش جیز است و دشنام است و حتی اَنگ گشته تعدادِ دیدن ها اگر باشد چو آو...
ادامه مطلب
پرواز چشم دارم به رخت مرغ خوش اواز ديده دارم به رهت تا تو بياي كه مرا ميكشد اين حسرت پرواز قلب افاق كه اغوش گشادست به من ; دوست دارم كه كنم باز پر و پر بكشم همچون باز و چنان تنگ بگيرم به بغل او را كه نكند هيچ كسي اين گره پر خم باز دست من گير و مرا ته مرداب كه مرا سخت گرفتست در اغوش رها كن خانه ويران كن و با همت خود خشت اميد در اين خانه بنا كن...
ادامه مطلب
کمی شعر در این کاسه بریزید من، گدایم ولی شعر بریزید وزنش، وزنه به دوشم آن قافیه را دور بریزید برف است و زمستان سفید می شود کوچه از شعر سپید بر کوچه بریزید در فضا بی وزن کنید من را از کودکی خواستم فضانورد باشم در ماه بگردم و آزاد بی بند و قفس باشم اما سفینه ام بسیار بسیار شده سنگین از وزن بسیارش ا...
ادامه مطلب
شکست سکوت سرد دلم را معجزه چشمانت اگرچه رنجور و پریشان و خسته ام عبور باید کرد غمی را که در دلم لانه کرده است عبور از تو چگونه؟ که سرچشمه تمامی غمهایی سمیه فتاحی...
ادامه مطلب
دوباره می سرایمت در آستانه ی خیال نشسته بر کمال اوج و .......... ایستاده با وقار دوباره می نویسمت به دفتر ...........سپید صبح روان تر از صدای آب و ........... خوش تر از طلای ناب دوباره و دوباره ها تو را تراش میدهم برای این رکابِ دل نگین ، خراش می دهم به تار موی تار تو به زمزمه ، نوا کنم میان این ترانه ها به ساز تو صفا کنم به اشک دیده و دلم تو را جلاء می دهم برای بودن تو باز خدا خدا می کنم ..................:...
ادامه مطلب
نقاب ها رو ببین،انگار/همه مثل همه مردن نه انکاری،نه اصرای/نه امیدی واسه بردن دیگه توی تن مردم/دلی نیست و یه پمپاژه به جای مغز توی سر ها/فقط یک مشت کاه و کاجه همه معکوس خود گشتن/حتی بارون دیوونه چی شد احوال ما بد شد؟/حتی خدا نمیدونه همه افسرده و خسته/همه دچار بی حالی نفهمیدیم یهو چی شد/نفهمیدیم یه چیزایی زمین سرگیجه میگیره/زمان وارونه میچرخه روزی که ادم قصه/روح رو تن داد به این چرخه نفهمیدیم چرا تو شهر/همه دچار سر دردن جهان رو وارونه دیدیم/یا اون وارونه بود اصلا زیر پامون چی بود له شد؟/سیگار یا عمر؟نفهمیدیم همه دنیارو فحش دادیم/ولی هرگز نجنگیدیم دلیل گر...
ادامه مطلب
اين مسئله اي ست كه دوستان و علاقه مندان شعر زياد در مورد آن صحبت مي كنند و معمولا در مورد اينكه شعري جوششي ست يا كوششي اتفاق نظر مشخصي وجود ندارد. اساسا بايد ببينيم منظور از اين دو واژه چيست؟ به نظر من براي آنكه به زبان مشتركي دست پيدا كنيم لازم ست اول ببينيم خود شعر يعني چه؟ طبيعي ست كه ارائه ي يك تعريف جامع از شعر اگر غير ممكن نباشد بسيار دشوارست. چون بعيد است كه يك تعريف يك خطي و يا حتي يك پاراگرافي بتواند همه ي زواياي اين پديده را در بر بگيرد و مشمول استثناء و بند و تبصره نشود. يكي از بهترين تعريف ها و خلاصه ترين آنها هماني ست كه قدما گفته اند:"شعر يعني...
ادامه مطلب
مرغابیان دیگرم در برکه ی مرغابیان را جای نیست... سالها در حسرت پرواز با مرغابیان زیستم در برکه ای بی آب و خشک قصد من پرواز بود اما چه سود؟ سیرت مرغابیان پرواز نیست چشم مرغابی به سوی آسمان ها باز نیست هیچ ،هرگز ماه با مرغابیان را راز نیست من به تاوان همه ، انگیزه ها کان سالها از من گسست دست در دست کبوترها از این صیّاد غم خواهم رست مجید شیرویه(م.رها)[/font]...
ادامه مطلب
بدم میآید از آورد و آوردگاه چه با دوستان چه با بیگانه و دشمن! چه معنی میدهد دربی!؟ که این جنگ، بردنش بدتر ز باختن هست. همآورد بدترین اشکال آورد است! و دشمن، جزء پلیدیهای من نیست! از این رو جنگ، به هرشکل و به هرنحو و به هرصورت، ستیزه با خود و بیخودترین کار جهان است! اگر در جنگ بودم ، چند صباحی اگر جا مانده اعضائم در آن عرصه دلیل آن ، فقط عشق بود همان عشقی که مستحکم کند پیوند بین من ، و زیبا زندگی را بدم میآید از ترکش، چه نارنجک چه از مین و چه خمپاره، چه ترکش در زبان باشد! که این بدتر ز آن باشد... سراپا...
ادامه مطلب
به ساحل بی ماسهام نگاه کنید دریای خشکم را میبینید؟ کویر تلخ سبز را چه؟ شاید برای شما سقف بی کبوترم کافیست تا پرواز را خشک کنید و لای کتابهایتان تومنی صنار بفروشید... چه میدانید که پرواز چیست؟! دنیای بیریشهتان سهم کتابها و خورشید بیفروغتان باشد برای من همین انتهای بیرحم واژگانم که کابوس #شعر دارد کافیست... #هذیون_مرگ_شعر...
ادامه مطلب
انجمن شاعران جوان با همکاری مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار میکند فراخوان شعر با موضوع آزاد و موضوع انقلاب ، پایداری و مقاومت شاعران گرانقدری که تمایل دارند در این مراسم اشعار خود را ارائه نمایند تا تاریخ ۲۲ مرداد ۹۵ مهلت دارند اشعار خود را از طریق لینک تلگرام...
ادامه مطلب
انجمن شاعران جوان با همکاری مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار میکند فراخوان شعر با موضوع آزاد و موضوع انقلاب ، پایداری و مقاومت شاعران گرانقدری که تمایل دارند در این مراسم اشعار خود را ارائه نمایند تا تاریخ ۲۲ مرداد ۹۵ مهلت دارند اشعار خود را از طریق لینک تلگرام...
ادامه مطلب
وقتی که غمی داری در شعر گرفتــــــاری وابسته به هر بیتی محکوم به تکــــراری هــــــــر واژه که میآیـــــد آرام شود دردت شاعر که شدی یعنی یک خستهٔ بیمـاری هر بیـــــــــu200dت پر از رنجی آزاد شوی گاهی آزاد شـوی امّــــــا در دست نـــوشـتـــــــــــــاری مصراع تویی شاعر،اشعار تو هم عمرت در صدر گرفتــــــــار و از قافیه بیــــــــــزاری آرایه فقط لــــفــظی بی صورت معنــــایی بر گــــردن هـــر واژه معنــــــا تو بدهــــکاری شاعــر شدهای بیشک تا یاد کنی دردت دیــــوانه و دلــــتنگـــــی بسیــار خود آزاری در کوچه افکارت بنبست نمی خواهی اما تو خــــودت تنها مختوم به دیــــواری در گفتن هر بیتـــی هر حــــــــادثهای باشد دردستخودت باشد آسودنو دشواری گوشی که نمیبیند غم در دل خود داری وقتی که غمی داری...
ادامه مطلب
بنام خالق شعر و شعور گزارش مکتوب مراسم دومین عصر شعر شاعران جوان خدای را شاکریم مجالی نصیب شد تا با خدمت دیگری در عرصه ی فرهنگ و ادبیات پاسدار میراث غنی ادبیات گهربار ایران زمین باشیم. ۳۱ تیر ماه سال نود و پنج و در مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران جمعی از شعرا و نویسندگان جوان بهمراه اساتید و فرهیختگان پیشکسوت ادبیات ایران گرد هم آمدند تا با تبادل اندیشه های خود و انتقال تجارب،شعرخوانی،نقد و معرفی کتاب و تحلیل و بررسی آثار و مفاهیم ادبی، پویایی و نشاط جامعه ی اهل قلم را به منحصه ی ظهور برسانند این برنامه به همت انجمن شاعران جوان و حمایت و همکاری همه جانبه ی مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران و با تلاش بزرگوارانی چون مدیریت مجموعه ی تبادل کتاب : سید محمد بحرینیان مجری و دبیر برگزاری مراسم : اسد ص...
ادامه مطلب
ابدیت شعر می شود؛ شعر یعنی من ایستاده روبروی آینه ها کشیده روی خط فاصله ها نقابی به وسعت باورهایتان... و من یعنی هیچ......
ادامه مطلب
بي تو تنها مُردم از آوارهاي روزگار اي رفيقِ مهربان بي من بمان طاقت بيار اي رفيق، اي دفترِ شعرم سکوتِ بيقرار تلخ رفتم از شبِ دنيا تو ماندي يادگار...
ادامه مطلب
بنام هنر افرین فراخوان شعر دومین عصرشعر شاعران جوان سلام با توجه به استقبال خوب عزیزان ادب دوست گروه نسل نو ، کانال و وبسایت شاعران جوان از اولین عصر شعر شاعران جوان که در ۲۶ ام خرداد ماه سال جاری در مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار شد و درخواستهای متعدد برای ادامه دار بودن این برنامه ها ، با عصر شعر دیگری که در موضوعات طنز و جدی برگزار خواهد شد در خدمت عموم هنرمندان و شاعران گرامی هستیم Δمشروح فراخوانΔ زمان برگذاری برنامه ۳۱ تیر ماه ساعت پنج تا هفت عصر مکان: مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران ادرس دقیق:خیابان انقلاب ،نرسیده به چهارراه ولیعصر ،ابتدای خیابان مظفر در این برنامه آثار شاعران مورد داوری قرار گرفته و به بهترین آثار جوایزی به رسم یاد بود اهدا خواهد شد موضوع :آزاد قالب: تما...
ادامه مطلب
عشقِ شعر و شعر عشق مشقِ عشقِ مرغ عشق مرغ با صدایش مینوشت ما با شعرمان مِی سرشت مرغ با صدایش خواند آواز آزادی با دل و جان عشقش آزادی بود و حاضر که بگذرد از هر هفت خان ما عاشق مِی شدیم جرعه ها خوردیم ز آن ما عاشق کی شدیم که ضربه ها خوردیم ز آن نه عشق شناسیم نه عاشق نه شعر شناسیم نه شاعر گر میشناختیم آواز عشق مرغ بود عاشق نه این شاعر نه این شاعر بی فکر نه آن شعر زمینی گر این عشق زمینی وفا داشت چرا چنین بر دل جفا داشت ...
ادامه مطلب