یار دیگر و شبی تازه.... - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
بی خبر بود که غم های مرا پایانی است آنکه می رفت و به تنهایی من می خندید یاد دارم که شبی رفت و زچشمش خواندم به پریشانی و رسوایی من می خندید بارها این دل بیچاره ی من می پرسید یار بر قصه شیدایی من می خندید؟! برگ برگشت، یکی آمده از جنس صفا بخت بر حال اهورایی من می خندید کنجکاوم که اگر بار دگر می آمد باز...
شکسته پشت مرا غم، عصا چه فایده دارد - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
شکسته پشت مرا غم ، عصا چه فایده دارد ؟ برای کوه زمین خورده پا چه فایده دارد ؟ در این هوای نفس کِش ، نفس نمانده برایم بدون همنفس آخر هوا چه فایده دارد ؟ به این دو خط موازی نگاه کن ، که چه آخر ! من و تو ریل قطاریم ، ما چه فایده دارد ؟ عجب دعای غریبی ، نگو « سفر به سلامت » خدا که با تو نباشد ، دعا چه ف...
عشقِ شعر و شعر عشق - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
عشقِ شعر و شعر عشق مشقِ عشقِ مرغ عشق مرغ با صدایش مینوشت ما با شعرمان مِی سرشت مرغ با صدایش خواند آواز آزادی با دل و جان عشقش آزادی بود و حاضر که بگذرد از هر هفت خان ما عاشق مِی شدیم جرعه ها خوردیم ز آن ما عاشق کی شدیم که ضربه ها خوردیم ز آن نه عشق شناسیم نه عاشق نه شعر شناسیم نه شاعر گر میشناختیم آ...
انتظار پايان يافته - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
نمي دانم از اين كوچه ،نصيب من چه خواهد شد بجز اواي تنهايي ،شريك دل كه خواهد شد ................... هجوم برگ زرد غم ،بروي پهنه ي كوچه واز يك رنگيه كوچه،دل من خسته خواهد شد .................... هنوزم ردپايت را،درون كوچه ميبينم كه زير برگ پاييزي،شبي گم گشته خواهد شد ……………………… تو پيوستي به يك خاطر،منم پ...
خوار - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
همنشین گل شدم، از بس که خوارم کردی.
سکوت( باز نویسی ) - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
من شکسته ترین فریادم در سرزمین سکوت که در ته درّه ی تنهایی رهایم کرده اند، تا با بالا آمدن زندگی کنم. مرا در اوج بلندیها رهایم کرده اند، تا با پایین آمدن زندگی کنم. فریادم را شکسته اند تا سکوت کنم، و من سکوت می کنم تا فریاد بکشم.
باز از عشق تو پرپر می شوم اما چه سود؟! - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
ای نفس، ای زندگی، ای غنچه ی خندان من نازنین، آرام این طغیان کده، باران من شب گهان مهتابی و وقت سحر خورشید ناز می کنی با قلب این عاشق چرا بازی تو باز؟ آتشی از عشق خود بر جان من انداختی سوختم از هجر تو اما تو رو ننداختی ای گل خندان شدم مسکین هر روز و شبت در گشایی گر شبی؛ بی اشک و آهی می روم گشته ای شم...
خانه من - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
خانه ام زیبا نیست ، در نگاهت شاید لیک از دید من انگار همان قصر سپیدی است ، که در دنیا نیست خانه من جایی است که در آن پنجره ها رو به سیاهی باز است این همان نور امیدی است ، که در دلها نیست خانه من جایی است که فضایش دم صبح پر آواز کلاغی زیباست که تو می گویی نیست خانه من تنگ است لیک اندیشه من پر پرواز ب...
درنکوهش سیگار ودود ودخانیات - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
از چهارم تا دهم خرداد هفته مبارزه با دود ودخانیات فعالیت ها ی نمایشی در این هفته. ***************************** از چهارم تا دهم ، بازم دکانی وا شده شاعری ما گل نموده واژه ها هجا شده بد بگویم من ز سیگار و ز قلیان و ز دود گوش کن ای دود زای دایم و دود کبود بی گمان تسکین درد سرد تو سیگار نیست دشمنی ظالم...
آوازقویی سرخواهم داد.... - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
آوازقویی سرخواهم داد روزآخر.... درحسرت نبودنت غزل غزل ترانه میشوم و ماجرای روزعشق وبودن را درآغوش زمان بیدریغ ... میسرایم ....مینوازم ... سردرزانوی غم میگذارم تا تورا ....تا تورا ... رها ...رها ...بگریم ... مرواریداشکهایم را گردنبندی ازآرزو میچینم و سرراهت می آویزم ... . . . . . . . . مگرمیشود سراب ...
بی وفا - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
بی وفا رفتی و از مردگی ام سیر شدم سیلی از دست قضا خوردم و تحقیر شدم آنچنان قامت رعنای من از بن خشکید که در آغاز شکوفا شدنم پیر شدم من سر اینکه نمازم به تمنای تو بود با همه اهل نظر یک تنه درگیر شدم آنقدر ذکر تو در دانه ی تسبیحم بود که به فتوای مراجع همه تکفیر شدم گرچه در مجمع شیرین سخنان، انگورم رفتی...
مخمور - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
عمریست رخم همرخ مه روی کسی نیست کین سوخته دل را هوس بوالهوسی نیست یا رب ز چه رویم نظرت تنگ نمودی جز تو همگان نام بجز خار و خسی نیست صیدی که به دام است امیدی به چه بندد؟ داند دل صیاد سر کوی کسی نیست حالی که ظروفم همه یکباره شکستی غیر از تو مرا مرهم و فریادرسی نیست لرزید دلم کز رخ عشاق زبردست جنگیست م...
صلیب - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
این روزها در سینه حس مبهمی هست حس میکنم در سینه انگاری غمی هست هر شب به یاد چشمهایت اشک دارم بر روی گلبرگ نگاهم شبنمی هست ویرانتر از آنم که ویرانم نمایی چون در خیالم روز و شب ارگ بمی هست فرمان بده تا که صلیبم را بسازند ترسی ندارم از صلیبم مریمی هست این روزها حتی غزل تسکین من نیست در عالمی هستم که در...
بلبل نغمه سرا - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
دوش در کوچه ی ما بلبل خواند ز غم من میخواند من بی تو من غمگین! من محتاج نگاهت... ز نوایش دل من میبارید اشک در گوشه ی چشمم شده مهمان که خدایا... خدایا... کاش معشوقه ی من میخندید... کاش چرخت به مراد دل من میچرخید کاش غمها به دل من میشد و دلش یکسره از فکر دلم پر میشد... کاش... بلبل نغمه سرا خوش میخواند...
گزارش مراسم عصر شعر 26 خرداد 1395 - تاریخ: 1395/3/28 ساعت: 1:53
عشق از ره تکلیف به دل پا نگذارد سیلاب نپرسد که در خانه کدام است "صائب تبریزی " به نام خدا با سلام و عرض ادب دنیای امروز، دنیای شبکه های اجتماعی، گروه ها و کانال ها در فضای مجازی است که در هر لحظه هزاران هزار، اطلاعات د رحال تبادل است ولی آنچه مسلم است، ورق زدن کتاب و وجود چنین نشست هایی، لذتی بی مثا...
گدازه های جنون - تاریخ: 1395/3/27 ساعت: 20:35
* پیش تر از صبوری دوستان در تحمل اطناب بیش از حد این نوشته بی نهایت سپاسگزارم* گرچه تنها بهانه ای اما..........من نمی خواهم از تو بنْویسم من نمی خواهم این چنین مصلوب..........به چلیپای تو بیاویزم من نمی خواهمت ولی چه کنم؟..........حلقه ای بر حوالیِ زُحلی روی جغرافیای غصه ی من..........مختصاتِ مسیرِ ...
بی تو - تاریخ: 1395/3/27 ساعت: 20:35
بی تونمیروم دگر،زان گذرهمیشگی جان ودلم فدای تو،همسفرهمیشگی بی تونمیروم دران کلبه ای که پرازغمست کنج حیاط خلوت وخیس وترهمیشگی بی تونمیروم دمی من زکناران درخت جایی که تونوشته ای،دربه درهمیشگی درپی توکجاروم،نام ونشانی بفرست بادصبارسیده ان بی خبرهمیشگی بی تونمیروم ولی گربرم گریه کنان ازکوچه ی خلوتتان،با...
نو شدن - تاریخ: 1395/3/27 ساعت: 13:54
غرق در افكارم و تو ميپندارى در گريزم از تو اندكى حوصله كن حال امروز من باز در گذر است پشت اين پرده ى اشك آلود نگاهم فردا متولد ميشود آن چهره ى شاد رعد اين صائقه ها ميشكافد غم امروز مرا و دوباره فردا كه پُرم از شادى و از نو شدنم و تو باز حيرانى كه خدا خلقت من را متفاوت كرده پرند
BLUE - تاریخ: 1395/3/27 ساعت: 13:54
دستهایم را در طول روز چندینبار شستهام و با همین دستهای تمیزم شیرجه در خون خود میزنم و نام تو را میخوانم و به نام تو ای گل سرخِ آبی که من قهرمان شنا در سرخترین ارتفاع خونِ خودم و آنچنان بیدست و پا و کله میروم که پدر با خود ضربالمثلی میگوید: مار در آستینم میخزد آه که خزیدهام و راندهام بر خون خود و دید...
فصل موج های بی امان - تاریخ: 1395/3/27 ساعت: 13:54
باور نمی کنم که سرنوشت مردگان به چیزی بستگی نداشته است جز اشتهای کرمها برای آن ماهیگیر تنها که به صیادی ماه کفن گسترده بود در عرصه آب ماهی ها کرم های پر اشتهاتری بودند با پکی عمیق از آب تا عمق نئشگی مرگ پیش رفت آنجا که اره ماهی نیز عروس جلوه می داد خویش را راستی او را در کجای جغرافیای این دریا مرده ...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر