خواب های عاشقی - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 14:15
رشته می شدند خواب های عاشقی که در سرمان بود اما بریدی با پنبه های نرم سر قصه هایمان را که نفهمم روزگار سیاه چشمانم روزگار غریب گریه هاست..
عقل - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 14:15
من همانی که شدم خیره ی لبخندت باز آنکه از دور حسد بر تو و دلبندت باز می کند،هیچ دلی نزد کسی نسپارد شب به کابوس شده اهلی و در بندت باز عقل من درهمه جا سر به زمین اندازد که ز شهری نتوان یافت همانندت باز من گمانم در حساب عمری بسر بردم ولی ناتوان مانده ی از حل برآیندت باز همه شب شعر نخوانم که نبینم هرگز...
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 14:15
با من سخن از عاشق و دلدار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب. با من سخن از یار وفا دار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب لبخند ملیحش به لب غنچه نشسته مانند نگاهش که در ان خنده جام است پر پر شدن غنچه در اشعار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب بردار ملامت سر عشاق کشیدند در دفتر نقا...
صبح بی امید - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 14:15
دل همچو موش ترسانیست شب گذشت هرچه بود یا نبود هم با ان وصبحی سخت روبرویم ایستاده تا به فردا برسم تا به فردا برسم اخر چرا؟؟کدام فردا؟؟؟تکرار همین امروز آیا؟؟!! دلم فصلی نو میخواهد جان زاهد دلم خسته از اواز گنجشک ها دلم خسته از تکرار برای فردا ها دلم امید دارد به صدای رساییی همچو فرهاد همچو دوست اواز ...
نه وصلون گؤرمیئیدیم کاش ای جانان نه هیجرانون - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 3:08
۱–نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت ۲–تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت ۳–چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن ای دستم به دامانت ۴–تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم ...
دفتر شعر - تاریخ: 1395/4/4 ساعت: 0:25
بي تو تنها مُردم از آوارهاي روزگار اي رفيقِ مهربان بي من بمان طاقت بيار اي رفيق، اي دفترِ شعرم سکوتِ بيقرار تلخ رفتم از شبِ دنيا تو ماندي يادگار
یارب مرا یاری نما تا خویش را پیدا کنم - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 22:38
یارب مرا یاری نما تا خویش را پیدا کنم زیباترین تقدیر را تقدیم فرداها کنم مانند خون تازه در رگ های من جاری بشو تا قلب در خود مرده را بار دگر احیا کنم تا من نیابم خویش را ادراک تو مقدور نیست درک تو آسان می شود چون خویش را پیدا کنم دل نازک وابری شده بغض مرا بشکن که تا با تابش انوار تو رنگین کمان برپا ک...
غروب عشق را باور نخواهم کرد... - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 21:27
به پایان می رسم هر دم و آغازی نخواهم داشت در این بحبوبه ی اندوه وجودم خالی از امّید و جان لبریز از صد غم نمی خواهم که پایان این چنین باشد ولی آغاز دیگر در توانم نیست نمی گویم که در این حال خواهم ماند ولی باران یاسی سخت می بارد کلید قفل را از دستمان آرام دزدیدند و ما در کنج این زندان به این اوضاع می ...
دلم یک معجزه میخواد - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 21:27
دلم یک معجزه میخواد پریشونم، پر از وهمم دیگه چیزی توو دستام نیست دیگه چیزی نمی فهمم نمیفهمم کجا هستم حسابم با خودم صاف نیست به هر در می زنم بستس توو روزم واسم آفتاب نیست نمیدونم تا کی میشه با این فرمون جلو رفتن تا آبادی چقد راهه اونم با این مسیر من؟ امیدم رفته از دستم دلم یک معجزه میخواد یه شمع نیمس...
سکوت دل - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 21:27
دل من هر از گاهی در پس کوچه ی ذهن با افسوس و ای کاش گفتن به خاطراتش با بغض نفس گیرش ، سکوت بی پایان و نا امیدی بی انتهایش ، پرسه های بی کسی اش را آرام و بی هیاهو می زند...شاید یاد خاطرات کمی از دل واپسیهایش را کم می کند... سکوت دلم نا گفتنی ترین واژه ها را گفتنی تر می کند ... واژه هایی از جنس تنهایی...
قران خواندم - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 17:26
بهر ازادی از این قائله قران خواندم طی شود،فاصله تا فاصله قران خواندم در هیاهوی غریبی که پر از تردید است این من این خسته ی بی حوصله قران خواندم حس خوبیست خدا یار من غمگین است دل پر از حادثه حتی نفسم چرکین است گفت با من تو بخوان ایه به ایه از من خواندن سوره ی یاسین ترا تسکین است گفت بر من تو توکل کن و...
چه گوشه چشم لطیفی به دشمنم داری - تاریخ: 1395/4/3 ساعت: 12:18
چه اشتیاق غریبی به کشتنم داری چرا گلایه کنم ، حق به گردنم داری ! هزار زخم ، نمکگیرِ دستهای تو اند هزار خنجر فرسوده در تنم داری پریِ خوش قد و بالا ، غرور تا حدی ! چرا تو این همه آخر ؛ منم منم داری ! امیرِ شیردلی در نبرد تن به تنم ... چه گوشه چشم لطیفی به دشمنم داری چنارِ رو به سقوطم ، تو گلّه داری که...
ققنوس - تاریخ: 1395/4/2 ساعت: 23:32
نوربی رمق غروب از پنجره ی نیمه بازهمراه باقطرات جامانده از باران عصر گاهی به کمک نسیم روی صورتم می پاشید . باضرب آهنگ موسیقی، گل نیلوفر روی آینه، داخل جعبه کوک شده می چرخید و میرقصیدوهمراه باقطرات آب که آرام از نوک گلبرگ شاخه گل محمدی کف دستم می چکید به گذر ثانیه هایم زندگی می بخشید. شاخه گل محمدی ک...
مژده، ترنج دوم رسید - تاریخ: 1395/4/2 ساعت: 18:18
بنامهنرآفرین پویایینیازمندتحرکاست و حرکت نیازمند مسیر و هر چه هدف آدمی ارزشمندتر باشد جاده ی پویایی لذت بخش تر خواهد بود، اما همراه، نعمتی ست که اگر نصیب شود سخت ترین موانع را میشود کنار زد.جسورانه پیش رفت و شجاعانه سوار بر مرکب روزگار تاخت. ترنج،میوه ی تازه ای از درخت شاعران جوان است،نوبرانه ای که ...
دومین عصر شعر به یاد ماندنی - تاریخ: 1395/4/2 ساعت: 4:47
بنام هنر افرین فراخوان شعر دومین عصرشعر شاعران جوان سلام با توجه به استقبال خوب عزیزان ادب دوست گروه نسل نو ، کانال و وبسایت شاعران جوان از اولین عصر شعر شاعران جوان که در ۲۶ ام خرداد ماه سال جاری در مرکز بزرگ تبادل کتاب تهران برگزار شد و درخواستهای متعدد برای ادامه دار بودن این برنامه ها ، با عصر ش...
منیمده بیر سئوگیم وارئیدی - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 23:03
شهرين هر گؤنكو اوزونو گؤرمكدن يورولموشدو.ايستر - ايستهمز دنيز قيراغينا دوغرو گئديردي.دووارلار قورو هيكللر كيمي بيري - بيرينهسؤيكنميشديلر. كوچهلرين قورو و اؤلموشتورپاقلاري گوموش كيمي پاريلدايان شئحقوملارا دويونلنميشدير. سرين يئل اسيردي.دالغالار ايمكلهيه - ايمكلهيه، ساحيله باش وورانقاييديردي. آياقلاري...
سیر تحول و شکل گیری ادبیات ترکی (بعد از اسلام) - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 23:03
ترکی نام مجموعهای از زبانهای مرتبط باهم است که به گروه زبانهای آلتایی تعلق دارد. مردمانی که به زبان ترکی سخن میگفتند، از دیرباز در سرزمینهای گستردهای زندگی میکردند که از شرق ترکستان تا غرب آسیا (و شرق اروپا) را در بر میگرفت و گویشهای گوناگون این زبان سنت ادبی شفاهی و مکتوب پرمایهای را شامل میشد. ورو...
سیاست - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
هزار بار گفتم من اهل سیاست نیستم وجناحم جناح حاشیه های درخت های گمنام است که در مسیر جاده ها گاهی به چشم می خورند با این همه تو بودی که می گفتی رفتن همان آمدن است بستگی دارد کدام طرف جاده ایستاده باشی
داریخمیشام... - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
چوخداندی کۆسمورسن بیلمیرم نیه داریخمیشام والله قهرینه دیلبر عادت وئردیریبسن منی نیله ییم کدرین قهَرین زهرینه دیلبر کۆس مندن یئنه ده چکیم حسرتین گؤینتسین قلبیمی غمین، محنتین منی سویندیرمیر دای محبتین دوشموشم محنتین سحرینه دیلبر طعنه لی سوزلرله قلبی دایاندیر حسرت اجاقینی سینه مده یاندیر داریخمیشام گول...
گلشیفــــته - تاریخ: 1395/3/29 ساعت: 18:15
«گلشـــیفته» شدم عاشق به خمِ طرّه ی گلشیفته ای زلف تابانده ی اطراف رخش ریخته ای لعل لب را به شراب ازل آمیخته ای از همه غیرِ منِ غم زده بگریخته ای پنج سالی بُدم عاشق به غمش لیکن رفت ساختم با همه ی بیش و کمش لیکن رفت کردم عادت به صدای قدمش لیکن رفت دم ندادم که چه دیدم ز غمش لیکن رفت گله زین دارِ مکافا...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر