» آماده ام...بزن ! « - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:37
پیش نویس: وقتی نشت می کند دریای احساس.. از شکاف دیده بانی قلعه افکارم ترجمه کن گونه راز آلودم را..... * با تو ام... مسئولیت پروانه نارس بیرون زده از پیله منطقم را قبول کن.. قبول کن جنایتت را...! با توام شفاف ترین باتلاق ! با توام بستر هر شبه ماه ! چه ماهرانه پایبند بچه پلنگ اندیشه ام شدی ! و من چه ک...
خون سرخ و آب جاری... چه عجیب است انشایم! - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:56
آبی که در لوله های آب ، جریان دارد؛ خونی است که در رگ های آدمی جریان دارد. نشاط می آورد. زندگی می آفریند. زمانی که آب را باز می گذاری و تباهی پُر سوزَش را به آرامشی پوچ، بدل می کنی؛ ذره ذره از خون خود را می مکی. خنده ات از چیست؟از حال؟ که با افتخار تیغه ای برداشته و دست خود را بریده ای؟! برای من که ...
باران است دیگر... می بارد - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:56
بر خلاف هر شب، امشب شب تلخی ست. من کنار پنجره چشمانم را به دوردست ها می دوزم و می بینم: رعدی وجود درختی را می درد و درخت می سوزد...؛ پرنده ای تا آخرین لحظات جیغ می کشد؛ ولی او هم مانند درخت تنهاست و کسی نیست تا نجاتش بدهد؛ تقدیرش این است که در صدای دل انگیز باران ولی با رعدی وحشی بمیرد؛ امشب چراغ کو...
گوش زمان - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:56
لب هایم را به گوش زمان می فشارم نمی فهمم چه می گوید لابد از آرزوهای محال من می سراید شعر غمگینی یا از خواب پریشانم کرده تعبیری
عشق ممنوعه - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:56
عشق ممنوعه من تویی سیب عاشقی منو ادم بکن و بکن با خودت یکی نکن بیرون منو از این بهشت زندگی من آدم اشتباه کردم تویی خدای عاشقی گوش به امر نفس کردم پیش درگاه تو یار توبه کردم و گرفتی دستمو به سادگی چندو باشد دورم از تو ای همه هستی من گیج و کورم باغرورم توی دست لودگی عشق ممنوعه من میخورم این سیب را پیش...
خاک جنوبم - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:56
به نماینده ا بندر غیرتم اجازه نادی یه وجب خاک جنوبم خاک ای مردوم خوبوم برست به دست بد دل که ایشه خیال باطل مه یه سرباز جنوبم مث دیریا اخروشوم استوار مثل گنووم خرخره دشمن اجووم حاضرم جونخو هادم ولی خاک به کسی نادم همه کاکاوون بندر همه داداوون بندر یه صدا جار ازنیم ما مرگ بر دشمن بد دل ما نشون مودادن ...
شعر جوششي يا كوششي؟ - تاریخ: 1395/6/15 ساعت: 1:41
اين مسئله اي ست كه دوستان و علاقه مندان شعر زياد در مورد آن صحبت مي كنند و معمولا در مورد اينكه شعري جوششي ست يا كوششي اتفاق نظر مشخصي وجود ندارد. اساسا بايد ببينيم منظور از اين دو واژه چيست؟ به نظر من براي آنكه به زبان مشتركي دست پيدا كنيم لازم ست اول ببينيم خود شعر يعني چه؟ طبيعي ست كه ارائه ي يك ...
بی حضورت - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
رفتی و بی تو اینجا خارست گلشن من دنیا به این بزرگی شد چاه بیژن من اینجا که بی حضورت بویی ززندگی نیست هر لحظه بی تو شک شد دیگر به بودن من گاهی ز خود گریزان گاهی چو برگریزان وقتی دگر نباشی کو روح بر تن من ؟ آتش زند به جانم برقی ز هر نگاهت خاکسترست حالا انبوه خرمن من هرشب چنین به واهی دل میکنددلی خوش ش...
لحظه خوب - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
مه با تو لحظوون خوبی امهه چکه خاشن که تا ابد به تومهه وقتی هستی کناروم بگین چه بی قراروم باتو خاشن تموم روزگاروم ادونی که دل مه چقد شوا با تو از حال وهوام گپ بزنوم بت بگم که توی اولین نگاه عاشقت بودم و عاشق امونم بنس حس کنوم تو هم عاشقومی بنو تا شک ا خودوم دور بکنوم بگه پابه پا همیشه با مهی بگه تا ب...
بی یاد تو - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
بیرون نگردد از تن مهرت گشته جانم در من فرو نشستی تا مغز استخوانم در خاطرم نباشد جز نقش روی ماهت جز وصف تو نیاید حرفی بر زبانم بی یاد تو نخواهم یک دم زندگی را پرسان به جستجویت حیران و بی نشانم از من نمانده نامی در عشق تو مردم آسوده گشتم از خود جز فکرت ندانم آرام گیرم از تو شاید مرده باشم یا خاک سرد ب...
بیداری یادگاری! - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
سرفههای ممتدم عامل بیداریام یادگاری مانده از معشوقهی اهوازیام ...
تجسم کن تو سلفی رو... - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
تجسم کن تو دنیامو همش عکسو همش سلفی چقد دنیا شده زشت و عجب انسان به این جلفی عجب دارم اگه ادم تو خاری باشه و سودا کمک کردن تو این دوره شده واسه همه رویا به جای دست یاری ومردی اومده شئ ای که چشم مردمو بسته فقط عادت شده سلفی امان از لحظه ای که ادمی ناگاه بشه سوژه دیگه پر میشه عکس سلفی اون توی هر گوشه ...
تقدیر.. - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
(( تقدیـر چنین است دلم گیـرِ تو باشد )) این شیر قوی پنجه به زنجیر تو باشد شمشیر به رو بستم و با غم به ستیزم این حجم شهامت همه تقصیر تو باشد ای شیخ به منبرتومگو عشق حرام است کین عشق به از خطبه و تفسیر تو باشد ققنوسم و از آتش دوزخ نهراسم با جان بخرم گر که به تدبیر تو باشد یک عمرغزل گفتم ودیگرسخنی نیست...
دو دل گویه ی کوتاه.. - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
.... دوستت دارم و... هیچ.. ... بلوزِ.. شعرهایم.. ...
بعدتو - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:42
بعدتوهمون عاشقیم که به عمری به پای تونشست همونی که بعدتوهمش همش هی توخودش شکست
*** گوش کن*** - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:41
گوش کن پاییز، آهنگِ عاشقی سر می دهد غروب عابری، بویِ عشق می گیرد و صبح... با خس خسِ برگها یِ طلایی از شاباشِ درختانِ سرمست زیر پایش وقتِ غروب طلوع می کند.... گوش کن بغض هایِ عابری ترانه هایِ خیس می سازد آسمان لحظه هایِ دلتنگ را می گرید و لحظه ها با کام هایِ سنگینِ سیگار تنفسِ عابر می شود... گوش کن ب...
تهی - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 9:41
ای گیاه هرزه برپایم مپیچ ازوجودت میشوم,خالی وهیچ تودگرراه نفس,برمن مگیر خوداسیرم من اسیرم من اسیر! ای فلک برروزگارم کن نظر ازستم برجسم وجانم کن حذر این بیابانی که درآن خفته ام رازدل رامن درآن بنهفته ام مردمان نامیده اندش زندگی لیک,درچشمم بوداین بردگی روبه من آغوش خودواکرده است دل ببین,بااومداراکرده ...
برق نگاه - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 13:06
هرگز نرود خاطرت از یاد دل ارام ان دم که شد از برق نگاهت دل من رام ان لحظه که در مردم چشمان تو دیدم تصویر خودم از من افسون شده در دام
سیگار - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 13:05
شب است و شمع می سوزد در این بیهودگی گاهی شب است و آسمان تاریک بدون نوری از ماهی شب است و وقت افسانه در اوجِ خلوت شهرم شب است و من بدون تو پی سیگار می گردم پی سیگار چه پر تکرار می گردم
شعر آزاد "مرغابیان" - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 13:04
مرغابیان دیگرم در برکه ی مرغابیان را جای نیست... سالها در حسرت پرواز با مرغابیان زیستم در برکه ای بی آب و خشک قصد من پرواز بود اما چه سود؟ سیرت مرغابیان پرواز نیست چشم مرغابی به سوی آسمان ها باز نیست هیچ ،هرگز ماه با مرغابیان را راز نیست من به تاوان همه ، انگیزه ها کان سالها از من گسست دست در دست کب...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر