خداجون....
میشه باهات حرف بزنم؟
خیلی خلاصه
اخه اون دوست نداره طولانی حرف زدنمو
بگم؟
راستش خیلی دلم واسش تنگ شده...
ببین میدونم که دوستم نداره خدا
میدونم شاید ازم متنفرشده باشه
اما بازم این دل من واسش تنگ میشه
خداجونم ببین
من ازت نمیخوام اونو پیشم برگردونی
اخه
وقتی با من باشه درد و رنج میبینه
فقط یه چیزی دربارش میخوام ازت
قول بده بین خودمون بمونه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هرجا که هست مواظبش باش و هواشو داشته باش
برچسب: دلنوشته,دلنوشته های تنهایی,دلنوشته های زیبا,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته های غمگین,دلنوشته غمگین,دلنوشته های دلتنگی,دلنوشته های مادرانه,دلنوشته های من,دلنوشته های غمگین و احساسی,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
6 شهريور
1395 ساعت: 11:53