خرید بک لینک
من، افسانهی بی اسطورهی
جهان؛
روی لبانِ چروکیدهات
مرگ
به زخمِ زبان مینوشم
تا روبرویِ خطوطِ ممتد،
سرخ
به سبز-زردِ نمناکت
ببازم؛

قهرمانِ
پلکهایِ خاموشم!!!
اسیر،
بوی جنون و اسید
از تبارم میچکد
من، قهرمانِ پیوندِ آرزو
زیر درختانِ
آهنین،
برگ میچینم
آآآآآآآه... نگاهم کن...
تمنایِ قنوتم را...

کاش
شعر
آشوبی
بر میلهی تنم بود؛
بود مرگ
بر خط سیاهی که مرزبان ورپریدهی
بغضم میشود...

من افسانهی بیقهرمانم
اسطورهی بیشتاب
نفسم را میبرد
جنونِ خیابان
تا آرامشِ تمامِ عابرها
رویِ خطوط ممتد
انکارِ حضورم باشد...

برچسب: جنون,جنون العظمة,جنون الحب,جنون الارتياب,جنون سرعت,جنوني,جنون البقر,جنون العصر,جنون العسل,جنون الحياة, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 5 شهريور 1395 ساعت: 17:27

صفحه بندی