من آن شبگرد سرگردان تنهایم
که شبها پی امید دیدار تو می آیم
من آن اشکم که از چشم تو افتادم
خوشا روزی که در چشم تو بود جایم
من آن برگم جدا از شاخه می میرم
خزانم در بهارت سرو رعنایم
من آن خارم که سر گشته با یادت
به هر سو می دود دست تمنایم
من آن گمگشته در بادم دور از تو
تو خورشیدی که من چون سایه پیدایم
برچسب: من آن مرغ سیه بالم,من آن صبحم که ناگاهان,من آن گلبرگ مغرورم,من آنچه شرط بلاغ است,من آن گلبرگ مغرورم که,من آن توام مرا,من آن گلبرگ مغرورم از کیست؟,من آنم که من دانم,من آنم که درپای خوکان نریزم,من آن توام,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
6 شهريور
1395 ساعت: 1:14