پیش نویس:
وقتی نشت می کند دریای احساس..
از شکاف دیده بانی قلعه افکارم
ترجمه کن
گونه راز آلودم را.....
*
با تو ام...
مسئولیت پروانه نارس بیرون زده از پیله منطقم را قبول کن..
قبول کن جنایتت را...!
با توام شفاف ترین باتلاق !
با توام بستر هر شبه ماه !
چه ماهرانه پایبند بچه پلنگ اندیشه ام شدی !
و من چه کودکانه
به شوق لمس ابدیت در آغوشت دست و پا می زدم...
خون ماسیده بر تیغ غرورت را..
با جوانه نهالی که تبر زدی پاک کن!
دوباره تیزش کن..
با سنگ هایی که جلوی پایم انداخته بودی...
نشانه بگیر و ببین کیست که ریشه هایش را سپر نکند...!
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
18 شهريور
1395 ساعت: 14:37