انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «زمان گوش درد نوزاد» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

زمان ِ بدرود

  • نیلوبلاگ

    حرمتت را نگه نمی دارند فاصله حرف تازه ای دارد تو به رفتن عجیب محکومی بر مزارت ترانه می بارد بر مزارت ترانه می بارد آن زمانی که گرم بدرودی متعجب شدی از این همه عشق ظاهرا مرد لایقی بودی ظاهرا بعد رفتن هر کس قصه این طور می شود تکرار مرثیه پشت ِ مرثیه یا شعر "نازنین بود و گرم و بی آزار" با دوصد حسِ ناب ِ آزادی می گریزی از این همه انسان! می گریزی از این همه دیوار می گریزی از این همه زندان......

    ادامه مطلب
  • و زمان خواهد مرد

  • نیلوبلاگ

    من که حیران شدم از کار تو و این گل ناز شک ندارم که در این باغ پر از نقش و نگار سخنی آید باز و به من می گوید «گل و او خاطره اند و زمان خواهد مرد. تو که در فکر بهار دگری و از آن برف گران بی خبری سردی قبل بهار همه را خواهد کشت آنکه یک بار بمیرد مرده است یادی از او تو مکن.»...

    ادامه مطلب
  • گوش زمان

  • نیلوبلاگ

    لب هایم را به گوش زمان می فشارم نمی فهمم چه می گوید لابد از آرزوهای محال من می سراید شعر غمگینی یا از خواب پریشانم کرده تعبیری...

    ادامه مطلب
  • *** گوش کن***

  • نیلوبلاگ

    گوش کن پاییز، آهنگِ عاشقی سر می دهد غروب عابری، بویِ عشق می گیرد و صبح... با خس خسِ برگها یِ طلایی از شاباشِ درختانِ سرمست زیر پایش وقتِ غروب طلوع می کند.... گوش کن بغض هایِ عابری ترانه هایِ خیس می سازد آسمان لحظه هایِ دلتنگ را می گرید و لحظه ها با کام هایِ سنگینِ سیگار تنفسِ عابر می شود... گوش کن به صدایِ تپش هایِ قلب از شرشرِ عظیمِ دود انگار، طبل جارچیست که نام تو را اذان می کند.......

    ادامه مطلب
  • چقدر در من و این شهر ، درد و غصه مقیم است

  • نیلوبلاگ

    ... چقدر در منو این شهر،درد و غصه مقیم است چقدر حال دلم مثل حال طفل یتیم است ببند پنجره ها را ، هوا هوای غزل نیست ترانه ! تاب بیاور ، خدای عشق کریم است نگاه دوخته ام باز بی ستاره و دلتنگ به آسمان که گذرگاه ابرهای عقیم است نگاه دوخته ام باز هم به خیسی چشمِ کسی که آنطرفِ شیشه های مات و ضخیم است دلم برای تو تنگ است ماه پرده نشین ، آه چقدر حال من و، شهرِ خالیاز تو وخیم است ! درانزوای خودم پرسه میزنم که نمیرم و شعر ، همدم شبهای سردِ در به دریم است #مهدی_حسینی_مسافر ...

    ادامه مطلب
  • درد دل شبانه

  • نیلوبلاگ

    آن گل هایی که فرستادی قبل از من پرپر شد و به من نرسید ولی هر روز مشامم را غرق در بوی آن ها می کنم هوا آلودست نفسم می گیرد وقتی هوای خالص می کشم ته قصه چه می شود؟ ما می بریم؟ البته ما نه شما شاه مرا می بیند؟ من هم در لیستش جا دارم؟ شب ها برای من هم غذا دارد؟ کم کم تار می بینم می گویند اگر داغ پیرو بر پیشانی داشته باشیم او به استقبال می آید خیسی چشم هایم عادت بدنم هست یا با بقیه فرق دارد؟ من درویش نبودم لباس مرا هم نو می کند؟ این طناب را خودش انداخته؟ یا هرزه طنابیست که به انحراف من آمده؟ در هر حال اگر چشمانم را بازگرداند ممنونش می شوم...

    ادامه مطلب
  • درد دل مالی

  • نیلوبلاگ

    روی حرف با فرد خاصی نیست ... درد دل است ... لطفا کسی به خود نگیرد ==================== پیش چشم تیز مردم، ملّق و وارو خوش است در جواب هر رسانه اندکی هم رو خوش است با نگاهی حق به جانب، چهره مملو از غرور می نماید رخ به مردم، آن رخ و آن رو خوش است ساخت و پاخت و رانت و صدها راه دیگر حاضر است هیچ دانی؟! پول بالا رفتن از پارو خوش است فیش های بس نجومی همرَه پاداش ها فول میگردد حساب از پایین و از رو خوش است استفاده کردن از تحریم ها هم خوب بود شایدم بهتر از آن ها بیزنس دارو خوش است هم کلید و قفل بیت المال چون دستش بود گاه گاه بهر نظافت میزند جارو خوش است چون که نتوان گفت آقا روی چشمت ابرو است می کنم تعریف: به به! گیسو و ابرو خوش است...

    ادامه مطلب
  • چه گوشه چشم لطیفی به دشمنم داری

  • نیلوبلاگ

    چه اشتیاق غریبی به کشتنم داری چرا گلایه کنم ، حق به گردنم داری ! هزار زخم ، نمکگیرِ دستهای تو اند هزار خنجر فرسوده در تنم داری پریِ خوش قد و بالا ، غرور تا حدی ! چرا تو این همه آخر ؛ منم منم داری ! امیرِ شیردلی در نبرد تن به تنم ... چه گوشه چشم لطیفی به دشمنم داری چنارِ رو به سقوطم ، تو گلّه داری که ؛ دعای خیر برایِ تبرزنم داری ! چه کافرانه به پایت به سجده افتادم شدی خدای من اما خودت « صنم » داری #مهدی_حسینی_مسافر ...

    ادامه مطلب
  • زمانه

  • نیلوبلاگ

    از دست جهانم شده ام پیر و گرفتار بر هر کس و ناکس شده این حادثه تکرار گیجم، شده ام شکلِ علاماتِ تعجب! روزی شه و روزی دگراندر تهِ یک غار هر ثانیه بختم بخدا، رنگِ دگر شد اینجا ننشستم به رضا، بلکه به اجبار دیگر نشوم خامِ کراماتِ زمینت بر مردن من می کند این قافیه اصرار چاقو به رگم خیره شد اما عملی نیست این زن نشود، حامیِ شیطانِ ستمکار عمری که چنین رفته.. الهی که ازین پس بر بخت من این دفعه شود معجزه معمار... پ.ن: هستم ولی خستم......

    ادامه مطلب
  • ***روزگار شهاب (3) ادامه ی درد دلهای هادی***

  • نیلوبلاگ

    هادی: همون که یه زمانی مثلاً داداشمون بود من: علی!؟ هادی: آره، همون نامرد... من: نه بابا شوخی می کنی اصلاً باورم نمی شه ! داش علی ! باورم نمی شه هادی:آره داداش. حرفی برای زدن نداشتم، اصلاً باورم نمی شد علی پسر با مرامی بود مگه می شه یعنی یه دختر اینقد ارزش داره که دوستی هفده ساله را از بین ببره، اونم علی، وای خدا! چی می شنوم یعنی آخر زمان شده بخدا نمی دونم چی بگم، اصلاً باور نمی شه شاید هادی اشتباه می کنه ا باورم نمی شه، مگه چند ماه نبودم؟ ... وای خدا! تو خودم بودم که هادی پرسید هادی: داداش باور نمی کنی نه؟ فک می کنی دروغ می گم؟ من: نه داداش، باورش سخته، از علی بعیده که یه چنین کاری بکنه خیلی ناراحت شدم می دونی هادی، همیشه پز شماها رو به هم خوابگاهی هام می دادم و ازشون می نالیدم که اونا...

    ادامه مطلب
  • به گوشت ميرسه يك روز...

  • نیلوبلاگ

    به گوشت ميرسه يك روز چطور بعد از تو اين دنيام همه همرنگ ماتم شد همون لبخند شيريني كه دل برد از دل سنگت يه اندوه مجسم شد ميپيچه اين خبر تو شهر چطور بعد از تو دل مردو چطور ويرونه شد قلبم گذشتي ساده از حسم من اين بيرحمي رو هرگز نفهميدم، نمي فهمم ميديدي كه منه بي تو ميونه بغضو شب گريه كمر خم كردو داغوون شد مني كه روزي عشقت بود شبيه يك جسد بي روح چشاش همدست بارون شد ميديدي و نفهميدي چقدر دل بنده چشماته چقدر دل از تو دلگيره خدايا حق من اين نيس دلم از عشق بيزاره ازين وابستگي سيره بشي دلتنگ من اي كاش بباره از چشات حسرت همين لحظه همين ساعت! بدي رو ياد من دادي چقد بيرحمه احساست سزاته يك جهان لعنت...

    ادامه مطلب
  • درد

  • نیلوبلاگ

    توو با چشای رنگی با درد داری میجنگی بدون ابرو بی مو برای ما قشنگی به این چیزا فک نکن درد و بلات توو جونم تا وقتی که من هستم کنار تو می مونم بدون خدا بزرگه همه چیز و میدونه دعا بکن خدا هم از توو چشات میخونه درد داری و می دونم درد و بلات و به جونم برای آرامشت منم دعا می خونم الهی که خوب بشی بیای کنار من باز چیزی نگو عزیزم منو به گریه ننداز می گم که غصه نخور غم روی قلبت نذار تو رو خدا گل من برای دردت نبار درد تو رو می دونم درد و بلات به جونم الهی من فداتشم عزیز مهربونم غصه نخور خوب میشی مثه سابق دوباره برای تو آینده همه فصلا بهاره این کار از روی آهنگ ندیدم یه نام چشم چشم نوشته شده ملودیش و ریتم کار بهش نزدیکه اینم یه کار دیگه برای بیماریهای خاص دوستان نقد کنید نظر بدید ممنون میشم کمک ک...

    ادامه مطلب
  • این درد بی مرهم واگیر ندارد...

  • نیلوبلاگ

    من از هراس گمشدنت پشت پلک های زمان به ضریح دستانت هزاران آرزوی ناکام را می آویزم و دست خالی از آسمانی که شهابش در قاب از ما بهتران می گذرد بغض را از بقچه ات سهم می برم. یک قدم پیش تر بیا نترس این درد بی مرهم واگیر ندارد و بر منتهای ظلمت پر تکرارم بتاب که پیشانی ام به روی مهر قدم هایت سجده کرده است و این پنجره آه ... تنها طرحی به روی دیوار است....

    ادامه مطلب
  • عقیقِ گرمِ یک بوسه(نقاش بازیگوش سه..)

  • نیلوبلاگ

    نقاشِ بازیگوش.. تو ای نقاش بازیگوش بیا در سوگِ این تصویر قلم را با کمی انصاف به مهرِ مهربانت باز... به سطرِ خاطره بسپار.... نگاهم را به رنگِ عشق کنارِ یک غزل با شعر.. به گیسوی غم اندودِ قلم در بومِ خود بنشان.. اگر سردم .. اگر از غم چروکیده بسوزانم به خورشید ی برویانم به سوسن های آغوشی که در باغ تو می روید اگر پیرم اگر فرتوت جوانم کن جوانم کن به یاقوت و.. عقیقِ گرمِ یک بوسه .. اسیر شهرِ آزادی سکونت در قفس دارم چکاوک باش و با مهرِ دو بالِ مهربانت باز.. قفسهای نگاهم را به پروازِ قلم در بوم خود بسپار تو و آن بوم رنگینت شقایق های مردابِ غم انگیزم و دردِ چهره در رویم همه این قصه می دانید خطوطِ صورتِ زردم سکوتش با غم آغشته است چرا سستی؟؟ چرا گنگی؟؟ چرا تردید و بی مهری؟؟ در اعماقِ ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گوش درد در زمان بارداری | سریال گوش زمان پخش | دکتر زمانی گوش حلق بینی | زمان گوش درد نوزاد | یوسف زمانی گوش کن عشقم | گوش کن با لب خاموش | گوش کن | گوش کن خاموش ها گویاترند | گوش کن دورترین مرغ جهان | گوش کن جاده صدا میزند