آن گل هایی که فرستادی
قبل از من پرپر شد
و به من نرسید
ولی هر روز
مشامم را غرق در بوی آن ها می کنم
هوا آلودست
نفسم می گیرد
وقتی هوای خالص می کشم
ته قصه چه می شود؟
ما می بریم؟
البته ما نه شما
شاه مرا می بیند؟
من هم در لیستش جا دارم؟
شب ها برای من هم غذا دارد؟
کم کم تار می بینم
می گویند
اگر داغ پیرو بر پیشانی داشته باشیم
او به استقبال می آید
خیسی چشم هایم
عادت بدنم هست
یا با بقیه فرق دارد؟
من درویش نبودم
لباس مرا هم نو می کند؟
این طناب را خودش انداخته؟
یا هرزه طنابیست که به انحراف من آمده؟
در هر حال
اگر چشمانم را بازگرداند
ممنونش می شوم
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
26 تير
1395 ساعت: 2:17