خرید بک لینک
چه اشتیاق غریبی به کشتنم داری
چرا گلایه کنم ، حق به گردنم داری !

هزار زخم ، نمکگیرِ دستهای تو اند
هزار خنجر فرسوده در تنم داری

پریِ خوش قد و بالا ، غرور تا حدی !
چرا تو این همه آخر ؛ منم منم داری !

امیرِ شیردلی در نبرد تن به تنم ...
چه گوشه چشم لطیفی به دشمنم داری

چنارِ رو به سقوطم ، تو گلّه داری که ؛
دعای خیر برایِ تبرزنم داری !

چه کافرانه به پایت به سجده افتادم
شدی خدای من اما خودت « صنم » داری


#مهدی_حسینی_مسافر

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 3 تير 1395 ساعت: 12:18

صفحه بندی