خرید بک لینک
نقاشِ بازیگوش..



تو ای نقاش بازیگوش
بیا در سوگِ این تصویر
قلم را با کمی انصاف
به مهرِ مهربانت باز...
به سطرِ خاطره بسپار....
نگاهم را به رنگِ عشق
کنارِ یک غزل با شعر..
[تصویر:  q00is0lzu6j7moe2lu10.jpg]
به گیسوی غم اندودِ قلم در بومِ خود بنشان..
اگر سردم ..
اگر از غم چروکیده
بسوزانم به خورشید ی
برویانم
به سوسن های آغوشی
که در باغ تو می روید
اگر پیرم
اگر فرتوت
جوانم کن
جوانم کن به یاقوت و..
عقیقِ گرمِ یک بوسه ..
اسیر شهرِ آزادی
سکونت در قفس دارم
چکاوک باش و با مهرِ دو بالِ مهربانت باز..
قفسهای نگاهم را
به پروازِ قلم در بوم خود بسپار
تو و آن بوم رنگینت
شقایق های مردابِ غم انگیزم
و دردِ چهره در رویم
همه این قصه می دانید
خطوطِ صورتِ زردم
سکوتش با غم آغشته است
چرا سستی؟؟
چرا گنگی؟؟
چرا تردید و بی مهری؟؟
[تصویر:  h75eteo17sbmkjiol9qf.jpg]
در اعماقِ همین لبخند
میانِ آخرین سوگند
به جادوی قلم گونت
معمایی بکش از غم..
تمامم کن مرا با درد
به تصویری
که می خندد
و می میرد..
ولی آرام و آهسته .....
تو را چون سیب ممنوعه ....
به لبخندی تمّرد گون..
گناهِ تازه می چیند....

ادامه دارد...

[تصویر:  8kc6unov50gupcbqi8cb.jpg]
گاهی دوست داشتن گناهیست بزرگ
و عشق گناهی بزرگتر
اما؟؟
تو به من ثوابی نشان بده بانو
که...
شیرینتر از گناهِ تو باشد .
رامتین ..
و دیگر هیچ ..

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 18 دی 1394 ساعت: 16:26

صفحه بندی