مهر خردادی - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 17:07
من به بی مهری دیر زمانی است که عادت دارم دو سه روز مانده به مهر زاده شدم تا مبادا هوس مهر و محبت بکنم مهر می خواست مرا دور بزند تا که با سردی آبان و دی و بهمن و اسفند هم آواز شوم لیک تقدیر دگر گونه رقم خورد مادرم سخت مرا لای قنداق محبت پیچید تا بهار آمد و خرداد رسید و شناسنامه من ثبت شد در دل خرداد ...
اگه نباشی - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 17:07
اگه دستامو نگیری ، نکشی از این فلاکت نبری به خارج ازاین ، شهرمرگ و کوی عادت اگه چشماتو نبندی ، به روی چشم خطاهام دل نبندی به دلم تا ، بایستم به روی پاهام اگه دستاتو نزاری ، رو دل پر درد شب هام نشینی کنار تختم ، لب نزاری روی لب هام بهتره دیگه نباشه ، تن سرد و نیمه جونم بهتره دیگه جدا شه ، روحم ازجسم ...
کحاست دست تو مادر - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:21
شب است و آینه در حسرت نوازش نور است کجاست دست تو مادر،چراغ آینه کور است آز آسمان نگاهت ،خروش چشمه خورشید سرود نبض زمین،رقص گل،قصیده ی نور است پرنده های مهاجر بر آبهای تو دیدند به هر کرانه ی دریا هزار جلوه ی شور است تو سجده گاه طلوعی ، قیام قامت صبحی که در تلالوی گیسویت آیه های ظهور است چه فصل های ام...
الهه های خدانشناس - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 15:01
به روی دوش تو میرقصند ؛ الهه های خدانشناس پناه میبرماز سِحرت ، به " قل أعوذو به ربالناس" xa0 عجیب شیفته ام کردی ، به قدر معجزه زیبایی لبت ترانهتر از غنچهست، تنت لطیفتر از احساس xa0 که پرورانده تو را اینقدر ؛ هنرورانه و با دقت ؟! لعابدیدهتر از ماهی ، تراشدیدهتر از الماس xa0 دلم به عشق تو زانو زد ، اس...
سخن از یار بگویم - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:38
نه سرودی که غزل وار بگویم که چو عطار به اسرار بگویم نه به دل عشق نگاری بنشسته که چو مجنون سخن از یار بگویم نه خدایم نه به سر فکر خدایی که چو حلاج شده سر دار بگویم نه بهشتم به تمنا نه امیدی که چو زاهد به ریا زار بگویم نه خرمند و نه پیغامبر دینم که چو زرتشت گوهر بار بگویم
کعبه - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:38
جانا تو اراده کن وگوشه ای بنشین و ببین که چگونه بی محابا دورتو میگردم و میگردم و [/font] میگردم و میگردم و میگردم و میگردم و میگردم اینک سجده میکنم زین پس تو کعبه و خدای منی منم آن ابراهیم خلیل
کاپشن بهاری - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:38
وقتی که راهی جز پذیرفتن نداری دم از ولایت کم بزن , کاپشن بهاری در ادعاهایت جدیدا گفته بودی در خط رهبر تا همیشه جان نثاری با خنده میگویم به ریشت ای زرشکا کمتر بکن با حال و زارت پاچه خاری اما خوشم آمد . دمت گرم و دلت شاد در لمپنی همچون گذشته تا نداری با رمز میگویم ولی لطفا بگیرش اسفند قرمز ، سیزده منه...
«اگــر عاشق شدی...» - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:38
«اگــر عاشق شدی...» اگر عاشق شدی مردم تو را دیوانه می خوانند تو کوچک می شوی و دیگران بِینت بزرگانند اگر عاشق شدی آتش به دامانت نمی بینند ولی گر خنده ای کردی تو را دل شاد می دانند اگر عاشق شدی جــانا کسی قدرت نمی داند ز سوزِ سردِ بی مهری تو را از خویش می رانند تمامِ دوستان و همرهان دست از تو می شویند...
شعر نغز - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 18:00
نقاب ها رو ببین،انگار/همه مثل همه مردن نه انکاری،نه اصرای/نه امیدی واسه بردن دیگه توی تن مردم/دلی نیست و یه پمپاژه به جای مغز توی سر ها/فقط یک مشت کاه و کاجه همه معکوس خود گشتن/حتی بارون دیوونه چی شد احوال ما بد شد؟/حتی خدا نمیدونه همه افسرده و خسته/همه دچار بی حالی نفهمیدیم یهو چی شد/نفهمیدیم یه چی...
انگشتر - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 18:00
بنده شاعرگونه در اشعار خود پنهانیام تا شوم پیدا برایت بارها میخوانیام من شدم دیوانهات خوانندهی عاقل بدان هرچه عاقلتر شوی دیوانهتر میدانیام سردیِ دستانِ من را غرق مهرت میکنی کنج رویاییِ آغوشت که میافشانیام میشود دورت بگردم بر مدارت مثل ماه؟ یا خودت دور فضای خویش میگردانیام؟ باز هم وقتی که افتادم به پ...
مـرگ تدریجـی.. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 18:00
نگامـو به ایـن شهـر گـره میزنـم من از صب تا شب پشت این پنجره یه مردم که تو حوصله ش حل شده همـش چـرخ اعصـابشـم پنچـره یـه آواری از عشـق دیـروزمم یـه دریـا کـه غرق تلاطـم شـده یـه دیـوونه کـه بخشی از حافظه ش یه جایی از این شهر یه روز گم شده بـرای همیشـه یه جـایی یـه روز با باهـم نبـودن کنـار اومـدیـم ...
بارانی - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
مردی بیقرار جمعه ها را راه میرفت در انتظار باران اما زن از صبح بارانی اش را پوشیده بود.
شمسی دگر - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
سلام ودرود بر فرهیختگان انجمن سروران گرامی غزل زیر به مناسبت همایش شمس تبریزی که مرقدپر قدرش در شهرستان خوی قرار دارد و همه ساله ششم مهر برگزار می شود سروده شده است. لازم به ذکر است که «دارالصّفا و دارالمؤمنین» از القاب این شهرستان بوده وشعر خطاب به مولوی است در جواب شعری که جناب ایشان با مطلع«یار م...
گل در بیابان! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
گلبرگ گل با رنگ خود بس دلربایی می کند غافل شده در گلسِتان خود را فدایی می کند من شرم نرگس نیستم یا رز به دستان شما آنی که پر پر میشود، یاد خدایی می کند زیباترینها بعد من بشکفته خواهدشد ولی این حجم و عطر و شیوه ام مطلوب زایی می کند باید که بشکافم نهان تا دیده ها روشن شود گاهی میان ظلمتی کشور گشایی می...
برف بارد دانه دانه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
«برف بارد دانه دانه میرود یارم به خانه» می زند بادی به سردی بر سرش همچون که شانه چون کبوتر زیر باران می دود بر آشیانه بوسه زد بر گونه هایش برف و بوران عاشقانه می زند با عشوه هایش بر دلم صد تازیانه می کند هر دم نگاهی با دو چشمی شاعرانه می خرامد همچو آهو من به دنبالش روانه می برد از کف دلم را می پرد م...
غرور - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
برقِ چشم هایت را در آشوبِ شهر دیده ام خون می چکد گرم از مردانی که با دشنه یِ تیزِ غرورت خودشان را می درند ...
روزگار بی تو - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
نکند بی تو دلم خسته و گریان بشود همه روزش پر باران بهاران بشود نکند خلوت شبهای خزانش پر غم همه رویای دلم پای تو افتان بشود نکند مست شود سوی تو حیران بدود همه کاشانه ی او ریخته، ویران بشود نکند آه کشد ، غصه خورد در غم هجر همه فصلش بی ثمر، سرد و زمستان بشود نکند عکس تو دیوانه و مجنون کندش همه راهش ختم...
مرگ خاموش پائیز - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
زنده باد پول بالای پارو زنده باد مرگ خاموش پائیز وقتی انارها را دستی غیر از دستهای عاشقانه میچیند.
پا به پایت آمدم... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
ای دلم یک عمر را تعظیم کردی بس نبود اشتباهی راه را ترسیم کردی بس نبود پنبه در گوشت نهادی تا نصیحت نشنوی عقل خود را بی سبب تحریم کردی بس نبود روز و شب ها اعتراضش را نفهمیدی بر او هر چه را می خواستی تفهیم کردی بس نبود بر خلاف عقل و منطق از چه رو احساس را بی هوا "حق وتو" تقدیم کردی بس نبود حال و روزت ب...
»سر_در_گــُمم« - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 11:26
#بداهه نشسته ام گوشه ای برای خودم قلم به دستمو مجنون و آواره با نگاهی خیس ٬ خیره به پنجره ام میخورم افسوس ٬ به حالِ این بیچاره غرقِ تاریکیِ عبث شده ام ماهِ شب تابِ من نتابیده ست لوتِ لوتم ٬ خشن و بی عابر آبِ باران سَرم نباریده ست با صدای قمیشی میخوانم: تک به تک حرف های قلبم را قصه ی گل و تگرگ و کنون...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر