من به بی مهری
دیر زمانی است که عادت دارم
دو سه روز مانده به مهر زاده شدم
تا مبادا هوس مهر و محبت بکنم
مهر می خواست مرا دور بزند
تا که با سردی آبان و دی و بهمن و اسفند
هم آواز شوم
لیک تقدیر دگر گونه رقم خورد
مادرم سخت مرا
لای قنداق محبت پیچید
تا بهار آمد و خرداد رسید
و شناسنامه من
ثبت شد در دل خرداد
که خورشید خدا
بیشتر از سایر ایام
به زمین مهر و محبت دارد
اینچنین شد که من خردادی
عاشق عالم و آدم گشتم
و امروز حتی به همان مهر
که می خواست مرا دور بزند
مهر می ورزم و دوستش دارم