بنده شاعرگونه در اشعار خود پنهانیام
تا شوم پیدا برایت بارها میخوانیام
من شدم دیوانهات خوانندهی عاقل بدان
هرچه عاقلتر شوی دیوانهتر میدانیام
سردیِ دستانِ من را غرق مهرت میکنی
کنج رویاییِ آغوشت که میافشانیام
میشود دورت بگردم بر مدارت مثل ماه؟
یا خودت دور فضای خویش میگردانیام؟
باز هم وقتی که افتادم به پایت میزنی
بوسهای از خاک پاک مُهر بر پیشانیام؟
عطر خشکت لای برگ خاطراتم ماند، ای
غنچهی پَرپَر، شبیه عمر گل طولانیام
همچو انگشتر اثر کردی بر انگشتِ دلم
میروی از پیشم اما باز جا میمانیام
شنبه، ششم شهریورماه نودوپنج
ساعت سیزده و چهل دقیقه
برچسب: انگشتر,انگشتر عقیق,انگشتر طلا,انگشتر مردانه,انگشتر فیروزه,انگشتر نامزدی,انگشتر زمرد,انگشتر نقره مردانه,انگشتر نقره,انگشتر شجر,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
8 مهر
1395 ساعت: 18:00