انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «نیامد سرورم جانانم امشب» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

امشب دلم مهمانی اه است

  • نیلوبلاگ

    امشب دلم مهمانی اه است امشب شبم بی نور و بی ماه است تو رفته ای از پیش من اما ان خاطراتت بامن همراه است در سرزمین قلب من بی تو ماتم وزیر وبی کسی شاه است اری من حالا خوب دانستم که این زمانه سخت بدخواه است درپیش او عشق و وفاداری انگار مانند پر کاه است ازچاله بیرون میشود عاشق اما به راهش بازصدچاه است میسوزم و می سازم از هجرت هرچند هجران توجانکاه است تا ان زمانی که تو برگردی چشمان خیسم خیره بر راه است...

    ادامه مطلب
  • *** امشب***

  • نیلوبلاگ

    امشب، مثل هر شب لابه لای شعرم قدم می زنی ... قلم، بوی تو می گیرد و می گرید... و تو... و تو می باری از هر گوشه ی اتاق از پنجره از در از سقف... و حتی از آبشار چسبیده به دیوار... تو می باری و من غرق می شوم در تالابی از تو و نیلوفر آبی و ماهیانِ عاشق که بیدارِ بیدارند امشب... و شب را با من هم قدم می شوند... تو می باری و من می گریم قطره قطره غرور دست هایم سردِ سردند و آغوشم هوسِ گرمای تو را می کشد... و چشمانم به تماشای لبخندت ساعت ها به انتظار نشسته اند تا از سرخی اش مست شوی... امشب، پر آشوبم از طغیان تالاب که ماهیان می گریند به حال نیلوفر آبی... و نفرین نامه ی نیلوفر که سالهاست .... به غریبی می بویم......

    ادامه مطلب
  • نیامد...

  • نیلوبلاگ

    غرق نگاهی مست دل سپردم به آوایی که از بلندای شهوت به خاکستر وجود شعله میزد. رخت سفید تن با هلهله اش میرقصید. تمنای نیلگونش به دامان انگشترِ فیروزه ام دنیایم را دگرگون می کرد. اگر دل می داد... ستاره میچیدم برایش از عمق آسمان تا دریای عطوفت. نیامد... و من هنوز آینه ها را دق می دهم! #بهنازـــسمیعی_نژاد...

    ادامه مطلب
  • بجز از عشق جانانم دلم مهری نمی گیرد

  • نیلوبلاگ

    بجز از عشق جانانم دلم مهری نمی گیرد پریشان در پیش هستم ولی سیری نمی گیرد دو چشمان خمارش در دلم اتش به پا کرده که پیران پند او دادندو او خاری نمی گیرد درون باغ وبستانها صدای بلبلان سازیست ولیکن چون تورا بینددگر سِیری نمی گیرد نوازش چون مراکردی نوازش رابفهمیدم دگردر زندگی موری زما زاری نمی گیرد برای زندگی باید که ارامش حَکَم باشد نباشی درکنارم زندگی یاری نمی گیرد فقط مستی ومستوری هوای عاشقی گیرد ولیکن هیچ می از حال ما کاری نمی گیرد به درگاه خدایم توبه ها کردم که بخشاید چومی دانم کسی جز او مرا باری نمی گیرد خدا داند که حال ما از این خوشتر نمی ماند دیارحی...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب

  • نیلوبلاگ

    با من سخن از عاشق و دلدار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب. با من سخن از یار وفا دار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب لبخند ملیحش به لب غنچه نشسته مانند نگاهش که در ان خنده جام است پر پر شدن غنچه در اشعار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب بردار ملامت سر عشاق کشیدند در دفتر نقاشی لیلای غزل ها در محضر مجنون سخن از دار مگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب در دایره عشق شده نقطه پرگار لیلی و زند چرخ به دورش دل مجنون در دایره از نقطه پرگار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب در میکده پیمانه شکستیم به عشقش از میکده عشق مرا راند نگاهش از میکده و ساقی و خمار مگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب دیریست که از کوچه اشع...

    ادامه مطلب
  • دریابم امشب

  • نیلوبلاگ

    امشب بی دغدغه هر بود ونبود بی خیال هر چه هست و نیست بی خویشم کن از خویش سرشارم از عشق عاشقتر از پیش عریانتر از آینه ام ببین امشب آزادی نمی خواهم اسیرم کن به بند آغوشت و به جرعه ای بوسه مستم چنان کن که فردای خمار صد پیاله ی ناب از خیال امشب رهایی نتواندم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    نیامد سرورم جانانم امشب | نیامد آرزوی جانم امشب | علمدار نیامد | مهدی نیامد | او نیامد | یار نیامد | بجز از عشق | بجز از عشق چون پناهی نیست |