با من سخن از عاشق و دلدار نگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب.
با من سخن از یار وفا دار نگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
لبخند ملیحش به لب غنچه نشسته
مانند نگاهش که در ان خنده جام است
پر پر شدن غنچه در اشعار نگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
بردار ملامت سر عشاق کشیدند
در دفتر نقاشی لیلای غزل ها
در محضر مجنون سخن از دار مگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
در دایره عشق شده نقطه پرگار
لیلی و زند چرخ به دورش دل مجنون
در دایره از نقطه پرگار نگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
در میکده پیمانه شکستیم به عشقش
از میکده عشق مرا راند نگاهش
از میکده و ساقی و خمار مگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
دیریست که از کوچه اشعار نگاهش
در دفتر شعرم غزل تازه ندارم
دیگر سخن از شعر غزل وار نگویید
دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب
محمد رضا داستانی حسین ابادی(مجنون)
Majnon
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
4 تير
1395 ساعت: 14:15